برگردان به زبان ساده
چرخ سپهر شعبده پیدا کند همی
در باغ کهربا را مینا کند همی
هوش مصنوعی: چرخ زمان با ترفندهایش در باغی زیبا خود را نشان میدهد و آن را به گنجینهای از زیبایی تبدیل میکند.
بر دشت آسمان گون تأثیر آسمان
شکل بنات نعش و ثریا کند همی
هوش مصنوعی: در گستره آسمان، تأثیرات آسمانی بر شکلگیری ستارههای دختران نعش و ثریا احساس میشود.
دیبای روم شد همه باغ و چو رومیان
از هر دو شاخ باد چلیپا کند همی
هوش مصنوعی: در باغی که پارچهی زیبا و گرانبهایی چون دیبا وجود دارد، رومیان از هر دو طرف درختان مشغول برپایی مراسمی هستند و بادی شبیه به چلیپا میوزد.
گرنه سپیده دم دم او سوده توتیاست
چشم شکوفه را ز چه بینا کند همی
هوش مصنوعی: اگر صبح غنچهها بهخاطر نور دانی که میتابد، باز نشوند، چشم شکوفهها چگونه میتواند بینا باشد؟
بی کلک طبع شاخک شاهسپرغم را
بر حرفهای خط معما کند همی
هوش مصنوعی: غمی که در دل دارم به سادگی و بدون استفاده از حقه و ترفند نشان میدهد و مانند شاخکهای شفاف و لطیف شاهسپر، میتواند رازها و معماها را فاش کند.
گلبن همی ببندد پیرایه بهشت
تا لاله دل چو دیده حورا کند همی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف زیباییهای بهشت میپردازد و میگوید که گلی که در باغ است، با زینتهای بهشت آراسته میشود تا دل گلابی، مانند دیدن حوری، شاداب و سرشار از زیبایی شود. به طور کلی، موضوع بیت حول زیبایی و تأثیر آن بر دلهای عاشق میچرخد.
این روزگار تازه درختان خشک را
بنگر چگونه طرفه مطرا کند همی
هوش مصنوعی: به اینکه در این زمانه، درختان خشک را ببین که چگونه به طور شگفتآوری زنده و سرسبز میشوند.
این ابر نقشبند بر این باد رنگریز
در باغ و راغ صورت دیبا کند همی
هوش مصنوعی: این ابر، که در حقیقت به مانند یک نقشزن ماهر بر روی باد حرکت میکند، در باغ و دشت، نمایی زیبا و دلنشین خلق میکند.
وین نوبهار زیبا بر خاک و سنگ و چوب
بنگر که نقش های چه زیبا کند همی
هوش مصنوعی: به دیدن بهار زیبا بر روی خاک، سنگ و چوب نگاه کن و ببین چطور نقشهای زیبایی را ایجاد میکند.
شبها سرشک ابر قدح های لاله را
پر باده لطیف مصفا کند همی
هوش مصنوعی: شبها ابرهای گریان، قدحهای لاله را با شراب خالص و سبک پر میکنند.
حرص جهان رعنا بر عشق کودکی
هامون و کوه پر گل رعنا کند همی
هوش مصنوعی: حرص و طمع دنیا بر عشق و علاقهای که به کودکی و طبیعت زیبای کوه و دشت داریم، تاثیر میگذارد و ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
گریه ز ابر و خنده ز برقست نوبهار
از ابر و برق وامق و عذرا کند همی
هوش مصنوعی: ببارش باران و تابش آفتاب در بهار، هر دو نشانههایی از شادی و غم هستند. در این فصل، بارش باران همراه با برق میآید که نشاندهندهٔ عشق و احساسات عمیق و زیبای وامق و عذرا است.
بر شادی بهار نوآیین به جویبار
سرو سهی نگر که چه بالا کند همی
هوش مصنوعی: به شادی فصل بهار نگاه کن که در کنار جویبار، سرو بلند چطور به اوج میرسد و رشد میکند.
سعی سپهر والا از حسن باغ را
چون بزمگاه خسرو والا کند همی
هوش مصنوعی: سعی و تلاش آسمان بلند، برای زیبایی باغ مانند محلی برای جشن و سرور خسرو بزرگ است.
گل مدح شاه گفت از آن ابر هر زمان
اندر دهانش لؤلؤ لالا کند همی
هوش مصنوعی: گل دربارهٔ شاه به زیبایی صحبت میکند و مانند ابری که همیشه در دهانش مرواریدهایی لامع دارد، او را ستایش میکند.
دهر ضعیف پیر توانا شد و جوان
وین عدل پادشاه توانا کند همی
هوش مصنوعی: زمانه، پیران ناتوان را قوی و جوان کرده و این عدالت پادشاه توانا است که اینکار را میکند.
سلطان علاء دولت مسعود تاجدار
کاسباب دین و ملک چو آبا کند همی
هوش مصنوعی: سلطان علاء، که نامش مسعود است و تاج بر سر دارد، مانند پدرانش و به خاطر دین و پادشاهی خود تلاش میکند.
شاهی که هول و کینه او بر عدوی ملک
تابنده روز را شب یلدا کند همی
هوش مصنوعی: شاهی که ترس و عصبانیتش بر دشمنانش چنان تأثیر میگذارد که روز را به شب بدل میکند.
دولت همی چو خطبه اقبال او کند
منبر ز اوج گنبد خضرا کند همی
هوش مصنوعی: دولت مانند خطبهای است که او از آن سخن میگوید و در اوج گنبد سبز، منبر قرار میگیرد.
کشتی حلم را که فرو می کشد به جای
لنگر ز جرم مرکز غبرا کند همی
هوش مصنوعی: کشتی صبر و بردباری که با مشکلات و چالشها مواجه است، به جای استفاده از لنگر، با بار گران لکههای سیاه و غبار آلودگی و نگرانی غرق میشود.
از طبع ورای حلم متین و بلند و پهن
دریا و چرخ و که را رسوا کند همی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای برجستهی طبع انسانی اشاره دارد که میتواند از مقدار زیادی استقامت و آرامش برخوردار باشد. آنگاه سوالی را مطرح میکند که چه کسی یا چه چیزی میتواند این طبع استوار و بزرگ را آشکار کند و آن را در معرض انتقاد یا عیبجویی قرار دهد. این مفهوم میتواند به تفکر دربارهی عظمت و ثبات درونی اشاره داشته باشد که در برابر چالشها و ناملایمات زندگی مقاوم است.
چرخ از علاش بین که چه بالا گرفت باز
بحر از سخاش بین که چه پهنا کند همی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در زندگی، اوضاع به مرور زمان تغییر میکند و به اوج میرسد، اما در عین حال، گسترش و وسعت در زندگی و تجارب همچنان ادامه دارد.
آن را که دل معرا باشد ز عشق او
چرخ از لباس عمر معرا کند همی
هوش مصنوعی: کسی که دلش از عشق او آزاد باشد، روزگارش را از قید و بندهای عمر رهایی میدهد.
صحرا ز زنده پیلان گر کوه کوه کرد
که را به باد پایان صحرا کند همی
هوش مصنوعی: اگر در بیابان، فیلها به شکل کوه درآیند، این احتمال وجود دارد که کسی بتواند گامی در بیابان بگذارد و آن را به پایان برساند.
جز کوه نیست رخشش و در گردکار زار
گرد مصاف گردش نکبا کند همی
هوش مصنوعی: تنها کوه است که نمایان است و در میان چرخشهای گرداب، از شدت بلای گرداب، در حال سرگردانی و بحران است.
اندر کنار او ننهد چرخ نعمتی
کانرا به او نه بخت مهنا کند همی
هوش مصنوعی: در کنار او، گردونهی نعمت نمیایستد، زیرا بخت نیکو تنها به او محبت میکند.
گرچه دوتاست گردون از خلقت ای شگفت
او را نیایش از دل یکتا کند همی
هوش مصنوعی: اگرچه آسمانها دو تا هستند و این موضوع از آفرینش بسیار شگفتانگیز است، اما کسی میتواند از دل خود به یک پرستش و نیایش بپردازد.
شاها خجسته طالع تو برج ملک را
پر مشتری و زهره زهرا کند همی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، سرنوشت خوشی داری که برج ملک را پر از سیارههای خوشبخت و زیبایی میکنی.
گردون نهاده چشم و زمانه نهاده گوش
هر حکم را که رای تو امضا کند همی
هوش مصنوعی: آسمان چشمش را به تو دوخته و زمان گوشش را به تو سپرده است. هر خواستهای که تو تأیید کنی، اجرا میشود.
آن خسروی و رادی دائم که امر ونهی
از درگه تو ملجاء و مأوی کند همی
هوش مصنوعی: آن شاه و بزرگوار دائماً مشغول فرمان دادن است و هر کسی که به درگاه تو پناه میآورد، از او دستور و راهنمایی میگیرد.
شاها خدای داند تا لفظ روزگار
بر جاه و قدر تو چه ثناها کند همی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، خدا میداند که چگونه نام روزگار در مورد مقام و عظمت تو صحبت میکند و چه ستایشهایی از تو به عمل میآورد.
واندر بر چو سنگ رهی فکرت چو نور
صد معجزه ز مدح تو پیدا کند همی
هوش مصنوعی: اگر فکر و اندیشهام مانند نوری بر دنیای سنگی و سخت باشد، میتواند صدها معجزه از ستایش تو ارائه دهد.
آری که مهر تابان یاقوت زرد را
رنگین و لعل در دل خارا کند همی
هوش مصنوعی: بله، خورشید درخشان میتواند رنگ یاقوت زرد را زیبا و دلنشین کرده و آن را مانند لعل در دل سنگ خارا جلوهگر کند.
مدحت چو طوق قمری بر گردن منست
هر ساعتم چو قمری گویا کند همی
هوش مصنوعی: ستایش و تمجید مانند گردنبند زیبایی بر گردن من است و هر لحظه گویای خوشحالی و لطافت مانند صدای قمری میشود.
شاها زمانه بر تن من جور می کند
او را بدو گذاشته ام تا کند همی
هوش مصنوعی: ای شاه زمان، بر من سختی میافکنی، اما من این بار را بر دوش خود گذاشتهام تا این دشواریها را تحمل کنم.
بخت مطیع بوده و گشته مرا مقر
از من رمیده گشت و تبرا کند همی
هوش مصنوعی: بخت و اقبال من از من پیروی میکرد، اما اکنون از من دور شده و از من برحسته شده است.
سودایی است بخت و نگویم که هر زمان
جرمی نکرده بر من صفرا کند همی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر حالتی است که شخص احساس میکند در زندگیاش دچار ناامیدی و اضطراب است. او چنین میگوید که گاهی اوقات گذشتهاش گناهی ندارد، اما باز هم احساس میکند که سرنوشتی تلخ و ناپسند دارد که بر زندگیاش تأثیر میگذارد. به نوعی، او از دست تقدیر و بخت خود گله دارد و میگوید که حتی در مواقعی که کار بدی نکرده، بخت بدش باعث ایجاد حس تلخی و ناراحتی در او میشود.
چون هر چه بود خون همه پالوده شد ز چشم
بی خون مرا چراست که سودا کند همی
هوش مصنوعی: تمامی احساسات و نگرانیهای دیگران از بین رفته است، اما من هنوز در حال رنج و اندیشهای بیپایان هستم. دلیل این وضعیت برای من چیست که هنوز در دل خود غم و اندوه را تحمل میکنم؟
شیدا نهاد بند گران دارم و مرا
بند گران به زندان شیدا کند همی
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق شیدا، بار سنگینی را بر دوش دارم و این بار سنگین به مانند زندانی است که مرا به سوی شیدا میکشاند.
بدخواه من بگوید بر من همه دروغ
وآن را که او نبیند اغرا کند همی
هوش مصنوعی: شخصی که با من دشمن است، در مورد من همه چیز را دروغ میگوید و آنچه را که خود نمیبیند، به گونهای دیگر جلوه میدهد.
نقاش چیره دستست آن ناخدای ترس
عنقا ندیده صورت عنقا کند همی
هوش مصنوعی: نقاش ماهر و با استعداد، مانند ناخدای باتجربهای است که میتواند برای موجودی خیالی و ترسناک (عنقا) که هرگز دیده نشده، تصویرسازی کند.
هر ساعتم زمانه به چوبی دگر زند
این فعل بخت نحس همانا کند همی
هوش مصنوعی: هرلحظه از زمان، تقدیر به من آسیب میزند و این سرنوشت بد همواره ادامه دارد.
با منش کینه ایست ندانم ز بهر چیست
وین هر چه او کند همه عمدا کند همی
هوش مصنوعی: من نمیدانم که چرا او با کینه برخورد میکند، اما هر کاری که انجام میدهد، به عمد است و با قصد انجام میدهد.
خواهم ز روزگار چو گوید جواب من
یک ره نعم کند نکند لا کند همی
هوش مصنوعی: من میخواهم از روزگار پاسخی بگیرم که آیا واقعا به من کمک میکند یا نه. آیا زندگی خوشی برای من فراهم میکند یا فقط من را در سردرگمی و بلاتکلیفی باقی میگذارد؟
گر نه صواب کردم دانش نداشتم
کار صواب مردم دانا کند همی
هوش مصنوعی: اگر من کار درستی انجام ندادهام، به خاطر نادانیام بوده است؛ زیرا فقط افراد با دانش و دانا هستند که کارهای درست را انجام میدهند.
نه نه زمانه خود چکند خود زمانه کیست
حکم قضا خدای تعالی کند همی
هوش مصنوعی: زمانه هرگز به خودی خود عمل نمیکند. چه کسی میداند که زمان چگونه است؟ این خداوند عالی است که تقدیر و سرنوشت را تعیین میکند.
یارست با زمانه به هر کرده آدمی
بدها بدو زمانه نه تنها کند همی
هوش مصنوعی: دوست با زمانه به هر کاری که آدمی انجام میدهد، بدها را به خود زمانه نسبت میدهد و نه تنها به خود فرد.
بر بنده رحم کن که همی بنده جان و تن
در مدح و خدمت تو مسما کند همی
هوش مصنوعی: به من رحم کن؛ زیرا من تمام وجودم را به مدح و خدمت به تو اختصاص دادهام.
در مدحت این قصیده غراست کافرین
هر کس بر این قصیده غرا کند همی
هوش مصنوعی: این شعر میگوید که همه کسانی که به ستایش و مدح این شعر بپردازند، حتی اگر کافر باشند، بدانند که این شعر بسیار زیبا و ارزشمند است.
تا قصه گوی چیره زبان پیش عاشقان
قصه ز عشق عروه و غفرا کند همی
هوش مصنوعی: در اینجا به بیان داستانی میپردازند که عاشقان را به خود جذب میکند، داستانی درباره عشق و روابط عاطفی. قصهگو با مهارت و تسلط خود، قصهای جذاب و دلنشین برای شنوندگان میسازد.
در پیش تخت خدمت بخت تو را فلک
بسته کمر به طوع چو جوزا کند همی
هوش مصنوعی: در برابر تخت خدمت، بخت تو توسط آسمان بر خود کمر بندیده و به راحتی و خشنودی همچون برج جوزا، به تو خدمت میکند.