برگردان به زبان ساده
ای فلک نیک دانمت آری
کس ندیدست چون تو غداری
هوش مصنوعی: ای آسمان، میدانم که تو هرگز از خیانت کم نداری و هیچکس مانند تو فریبکار نیست.
جامه ای بافیم همی هر روز
از بلا پود و از عنا تاری
هوش مصنوعی: هر روز در تلاشیم که از مشکلات و سختیها، لباس جدیدی بافته و از تابش نور امید دلگرم شویم.
گر دری یابیم زنی بندی
ور گلی بینیم نهی خاری
هوش مصنوعی: اگر در باطن خود راهی پیدا کنیم که به ما آزادی و رهایی بدهد، باید از هر چیزی که ما را به بند میکشد، جلوگیری کنیم و از هر چیزی که زیبا و دلنشین است، بهرهمند شویم و از آزار و رنج پرهیز کنیم.
نه به تلخی چو عیش من زهری
نه به ظلمت چو روز من قاری
هوش مصنوعی: نه تلخی ایام من مانند زهر است و نه تاریکیاش شبیه به روز.
گر مرا جامه زمستانی
آفتابست قانعم آری
هوش مصنوعی: اگرچه لباس من زمستانی است، اما نور آفتاب مرا راضی میکند.
کرد تاریک ابر پر نم را
چون نیستانی از هوا تاری
هوش مصنوعی: ابرهای پر از باران، مانند نیستانی در آسمان، فضا را تاریک کردهاند.
آفتاب ای عجب حواصل شد
که به سرماش جست بازاری
هوش مصنوعی: خورشید، ای شگفتی! چگونه پرندگان به خاطر سرما به بازار آمدهاند؟
گر بیابم در این زمان بخرم
من به دستی از او به دیناری
هوش مصنوعی: اگر در این زمان بتوانم، با یک دینار از او خریدی انجام دهم.
ای شگفتی کسی درین عالم
دید بی زر چون من خریداری
هوش مصنوعی: در این دنیا، چه شگفتانگیز است که کسی بتواند بدون داشتن ثروت، مانند من، چیزی را بخرد.
منم آن کس که نیست تمکینم
در دیاری ز هیچ دیاری
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که در هیچ مکانی تسلیم نمیشوم و وابسته نیستم.
نه مرا یاریی دهد حری
نه به من نامه ای کند یاری
هوش مصنوعی: نه کسی به من کمکی میکند و نه نامهای برای یاری به من میفرستد.
مرده ای ام چو زنده ای امروز
خفته ای ام بسان بیداری
هوش مصنوعی: من مانند مرده ای هستم که امروز زنده است، و همچون کسی که در خواب است، احساس بیداری می کنم.
گه چو بومی نشسته بر کوهی
گه چو ماری خزیده در غاری
هوش مصنوعی: گاهی مانند پرندهای روی کوه نشستهام و گاهی مانند ماری درون غاری پنهان شدهام.
دل ز انده فروخته شمعی
تن ز تیمار تافته تاری
هوش مصنوعی: دل پر از غم و اندوه شده و مانند شمعی در حال ذوب شدن است، در حالی که بدن به خاطر داغی و حزن، مثل تارو پود دچار آسیب و تیرگی شده است.
ندهد بیخ بخت من شاخی
ندهد شاخ فضل من باری
هوش مصنوعی: خوشبختی من هیچ وقت ریشهدار نخواهد شد و موفقیت من هم به سختی ایجاد میشود.
در عذاب تن منی شب و روز
نیست پنداریت جز این کاری
هوش مصنوعی: عذاب و درد من شب و روز نمیگذرد، گمان نکن که کاری جز این برای من داری.
مر مرا اندکی همی ندهد
کاندکی باشد از تو بسیاری
هوش مصنوعی: به من حتی کمی محبت کن، چون آن کمی میتواند به اندازهی زیادی از محبت تو باشد.
من بدین رنج و حبس خرسندم
این قضا را نکردم انکاری
هوش مصنوعی: من از این سختی و زندانی بودن راضیام و این سرنوشت را انکار نکردهام.
تا عزیزی نبیندم به جهان
در بلای نیاز چون خواری
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا کسی عزیز و گرامی را نبینم، در سختی و نیاز مانند ذلت و خاری زندگی میکنم.
گه بکوشم به جهد چو موری
گه بپیچم ز درد چون ماری
هوش مصنوعی: گاهی تلاش میکنم و سخت کوش هستم مانند مور، و گاهی به خاطر درد و رنج، مانند مار به خود میپیچم و در خود فرو میروم.
گر مرا کرد پادشه محبوس
نیست بر من ز حبس او عاری
هوش مصنوعی: اگر مرا شاه زندانی کند، باز هم برای من احساس زندانی بودن نخواهم داشت.
بر جهانی کند سرافرازی
هر که بندش کند جهانداری
هوش مصنوعی: هر کسی که به جواهر و قدرت جهانداری دست یابد، میتواند بر دنیا افتخار کند و سربلند باشد.
مر مرا حبس خسرویست که نیست
خسروی را چو او سزاواری
هوش مصنوعی: من در بند زیبایی هستم که هیچ کس دیگری شایستهاش نیست.
پادشا بوالمظفر ابراهیم
چرخ فعلی زمانه آثاری
هوش مصنوعی: پادشاه ابراهیم، که تواناییهای برجستهای دارد، تأثیراتی را از دوران فعلی زمانه به جا گذاشته است.
آنکه یک بخشش نباشد و نیست
ملک بحری و ملک کهاری
هوش مصنوعی: آن کسی که حتی یک بخش از داراییاش را هم نمیدهد، به مانند یک پادشاه دریایی یا پادشاه خاکی نیست.
آنکه با او ندارد و نارد
مهر سنگی و چرخ مقداری
هوش مصنوعی: کسی که با او محبت و دوستی ندارید، در واقع هیچ ارزشی ندارد.
آنکه تا خاست از کفش ابری
گشت گیتی همه چو گلزاری
هوش مصنوعی: فردی که به محض اینکه از خواب بیدار میشود، دنیا را به زیبایی و طراوتی مانند گلزار میبیند.
نه زمین را چو مهر او آبی
نه فلک را چو کین او ناری
هوش مصنوعی: نه زمین به زیبایی و درخشندگی خورشیدش میماند، و نه آسمان به خشم و سوزش آتش او نیاز دارد.
ای نبوده بنای گیتی را
به کف و رای چون تو معماری
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که پیش از آنکه دنیا ساخته شود، با نبوغ و اندیشت به پایهگذاری و شکلدهی آن میپردازی.
بنده مسعود سعد سلمان را
بیهده در سپرد مکاری
هوش مصنوعی: من مسعود سعد سلمان را به هیچعنوان به مکر و فریب سپردم.
که نکرده ست آنقدر جرمی
که برد بلبلی به منقاری
هوش مصنوعی: آنقدر گناهی نکرده که باعث شود پرندهای به منقلش بیفتد.
تو چنان دان که هست هر مویی
بر تن او به جای زناری
هوش مصنوعی: تو باید بدانید که هر مویی که بر بدن اوست، به جای زنجیری است که او را به عشق و محبت میبندد.
گر نه خونش از غذای مدحت توست
باد در زیر تیغ خونخواری
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه جانش از ستایش و مدحت توست، پس در زیر تیغ خونخواری، باد هم وجود ندارد.
ور نخواهد ز بهر ملک تو چشم
باد هر دیده ایش مسماری
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد برای تو چشمنوازی کند، هر نوری میتواند مانند سحر و جادو باشد.
خسروا حال او به عقل بسنج
که به از عقل نیست معیاری
هوش مصنوعی: بهتر است وضعیت او را با عقل بسنجی، زیرا هیچ معیاری بهتر از عقل وجود ندارد.
کیست او در جهان ز منظوران
نه عمیدیست او نه سالاری
هوش مصنوعی: کیست در این دنیا که از مقصودها و هدفها آگاه باشد و نه او عمیدی است و نه سالاری.
زار بنده ضعیف درویشی است
جفت رنج و رهین تیماری
هوش مصنوعی: این بنده ضعیف، درویشی است که در زندگی خود با درد و رنج دست و پنجه نرم میکند و به نوعی به مراقبت و توجه نیاز دارد.
نه به ملک تو دارد آسیبی
نه ز سر تو داند اسراری
هوش مصنوعی: نه سلطنت تو لطمهای میبیند و نه از راز و رمز تو چیزی میداند.
نه بپوشد فراخ پیرهنی
نه بیابد تمام شلواری
هوش مصنوعی: نه کسی پیراهنی بزرگ بر تن میکند و نه کسی به طور کامل شلواری برای خود پیدا میکند.
تنش در حسرت زبر پوشی
سرش در آرزوی دستاری
هوش مصنوعی: آرامش او به خاطر آرزوی لباس فاخر و مایهداری که به تن نداشته، به هم ریخته است. سرش در جستجوی دستاری است که نشاندهنده مقام و شأن او باشد.
نیک اندیشه است و بد روزی
پست بختی بلند اشعاری
هوش مصنوعی: اندیشه خوب و مثبت منجر به زندگی موفق و بخت بلند میشود، در حالی که روزهای بد و مشکلات، نتیجه تفکر منفی هستند.
تا نفس می زند به هر نفسی
دارد از روزگار آزاری
هوش مصنوعی: هر زمان که انسان نفس میکشد، در واقع از درد و رنجی که زندگی به او تحمیل میکند، آگاه است.
زینهارش ده ای پناه ملوک
کو همی خواهد از تو زنهاری
هوش مصنوعی: ای پناه ملکان، مرا یاری کن، چرا که آنها از تو درخواست نجات دارند.
تا نیفتد ز باد طوفانی
تا نگردد ز چرخ دواری
هوش مصنوعی: برای اینکه در برابر طوفانهای شدید آسیب نبینیم و همچنان در مسیر ثابت خود حرکت کنیم، باید مراقب باشیم و هوشیاری خود را حفظ کنیم.
باد هر بنده ایت بر تختی
باد هر حاسدیت بر داری
هوش مصنوعی: هر بادی که به یک فرد میوزد، نشاندهنده موقعیت و قدرت او است و هر حسد و کینهای که نسبت به او وجود دارد، در نهایت به خودِ حاسد آسیب میزند.