برگردان به زبان ساده
از پس من غمست و پیش غم است
ز بر من نمست و زیر نم است
هوش مصنوعی: غم به دنبال من است و در جلو هم غم وجود دارد؛ از طرفی غم به من نزدیک نمیشود و از طرف دیگر هم در زیر باران غم هستم.
این دل بسته خسته درد است
وین تن خسته بسته الم است
هوش مصنوعی: این دل خسته و پر از درد است و این تن نیز به گناهها و مشکلاتی گرفتار شده است.
عجبا هر چه بیش می نالم
مرمرا رنج بیش و صبر کم است
هوش مصنوعی: جالب است، هرچقدر که بیشتر شکایت میکنم، درد و رنج من بیشتر میشود و صبر و تحمل من کمتر میشود.
بی شمار انده است بر من جمع
این بلا بین کزین شمرده دم است
هوش مصنوعی: اندوههای زیادی بر من انباشته شده است، به طوری که از این بلاها، هر کدام همانند یک نفس شمارش میشوند.
آتش طبع و دود نیاز
همه از پخت دوزخ شکم است
هوش مصنوعی: آتشی که درون هر انسان وجود دارد و خواستهها و نیازهای او را ایجاد میکند، نتیجهی انباشت مشکلات و چالشهای زندگی است که ناشی از گرسنگی و نیاز به تأمین معاش است.
به فزازنده سپهر بلند
وین شگفت این بزرگتر قسم است
هوش مصنوعی: به بالای آسمان بلند نگاه کن و ببین که این موضوع به راستی شگفتانگیز است.
که همه وجه بر من مسکین
از همه کس تعدی و ستم است
هوش مصنوعی: همه افرادی که به من، که در شرایط ناتوانی و فقر هستم، ظلم و اجحاف کردهاند.
چه توان کرد کانچه بود و بود
بوده حکم و رفته قلم است
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نمیتوان کاری انجام داد درباره آنچه که گذشته است و دیگر تغییر نمیکند. آنچه که اتفاق افتاده و ثبت شده، به مانند حکمی است که نمیتوان آن را تغییر داد و قلمی که به آن حکم نوشته، دیگر رفته و دور از دسترس است.
قصه خویش چند پردازم
به کریمی که صورت کرم است
هوش مصنوعی: من داستان خود را برای مهربانی که خود را به شکل بخشندهای نشان میدهد، بازگو میکنم.
خواجه بونصر پارسی که چو مهر
به همه فضل در جهان علم است
هوش مصنوعی: خواجه بونصر فارسی شخصی برجسته و دانشمند است که دانش و علم او در جهان مانند نور خورشید درخشان و شناخته شده است.
در هنر تاج گوهر عربست
در نسب فخر دوده عجم است
هوش مصنوعی: در هنر، عربها مانند جواهر درخشان هستند و در اصل و نسب، افتخار تیرهها و نژادهای غیر عرب به حساب میآیند.
کف کافیش بحری از جود است
طبع صافیش گنجی از حکم است
هوش مصنوعی: دست تو دریایی از سخاوت است و نیکویی، و طبع تو گنجی از دانایی و حکمت به شمار میآید.
در جهانش به مکرمت دست است
بر سپهرش ز مرتبت قدم است
هوش مصنوعی: در این جهان، او با کرامت و بزرگمنشی خود، ویژگیهایی دارد که بر آسمان تأثیر میگذارد و مقام و منزلت او همچون قدمی ارزشمند است.
رزمش افروخته تر از سقر است
بزمش آراسته تر از ارم است
هوش مصنوعی: جنگ و نبرد او شدیدتر و پر حرارتتر از آتش دوزخ است، و مهمانی او زیباتر و دلپذیرتر از بهشت است.
از بد روزگار معصوم است
به بر شهریار محترم است
هوش مصنوعی: از بد روزگار، معصوم در کنار شهریار قرار گرفته و معصومیت او به این مقام ارجمند احترام میگذارد.
پاسخ من چرا همه لا کرد
چون جواب همه کسش نعم است
هوش مصنوعی: پاسخ من این است که چرا همه بینظمی کردند، چون پاسخ همه افراد مثبت و خوشایند است.
دل بدان خوش همی کنم کآخر
به حقیقت وجود را عدم است
هوش مصنوعی: دل را به خوشی مشغول میکنم، زیرا در نهایت به این نتیجه میرسم که وجود در واقع به عدم میانجامد.
باد اقبال در پرستش او
تاشمن در پرستش صنم است
هوش مصنوعی: نسیم خوشبختی در عبادت او مانند نوازش من در پرستش معشوق است.