برگردان به زبان ساده
شاد باش ای زمانه ریمن
بکن آنچ آید از تو در هر فن
هوش مصنوعی: زمانه، خوش باش و هر چه که از تو در هر کار به دست میآید، انجام بده.
تن اگر روی گرددم بگداز
پشت اگر سنگ گرددم بشکن
هوش مصنوعی: اگر از چیزی روی برگردانم، به آن آسیب میزنم و اگر از چیزی سختی و استحکام داشته باشم، به آن ضربه میزنم و آن را میشکنم.
گر بنایی برآیدم بشکوب
ور نهالی ببالدم بر کن
هوش مصنوعی: اگر بنا و سازهای درست کردهام، آن را ویران کن و اگر درختی میکارد، آن را بپروران.
هر که افتاد برکشش در وقت
من چو برخاستم مرا بفکن
هوش مصنوعی: هر کسی که در زمان من به من نزدیک شد و سپس از من دور شد، به محض اینکه برخاستم، او را به زمین میزنم.
بازم اندر بلایی افکندی
که کشیدن نمی تواند تن
هوش مصنوعی: باز هم در مصیبتی گرفتار شدم که تحمل آن از عهدهام خارج است.
اندر آن خانه ام که از تنگی
نجهدم باد هیچ پیرامن
هوش مصنوعی: در آن خانهای هستم که به قدری تنگ است که حتی نسیمی هم نمیتواند دور و برم بچرخد.
که ز تنگی اگر شوم دلتنگ
نتوانم درید پیراهن
هوش مصنوعی: اگر از شدت تنگی و ناراحتی دلتنگ شوم، نمیتوانم پیراهنم را پاره کنم.
نور مهتاب و آفتاب همی
به شب و روز بینم از روزن
هوش مصنوعی: نور مهتاب و آفتاب را در شب و روز از پنجره میبینم.
ترسم از بس که دید تاریکی
اندرین حبس چشم روشن من
هوش مصنوعی: میترسم از اینکه در این حبس، تاریکی چشمان روشنم را ببیند و بگیرد.
دید نتوانم ار خلاص بود
همچو خفاش چشمه روشن
هوش مصنوعی: من نمیتوانم ببینم که اگر خلاص شوم، چگونه میتوانم مانند خفاشی که در روشنایی چشمه است، بمانم.
بند من گشت از آنچه نسبت کرد
از دل دلربای من آهن
هوش مصنوعی: بند من به خاطر آنچه که معشوقهام از دل پرجذبهام گفت، شکل گرفت.
زان کنون همچو بچگان عزیز
دارمش زیر سایه دامن
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، او را همچون فرزندان عزیزم تحت حمایت و مراقبت خود قرار دادهام.
اگر از من به حیله ببریدند
این همه دوستان عهد شکن
هوش مصنوعی: اگر دوستانم به قصد فریب و نیرنگ از من دور شوند، برایم این موضوع چندان مهم نیست.
چه سبب را فرو گذاشت مرا
خواجه سید رئیس ابن حسن
هوش مصنوعی: چرا خواجه سید رئیس ابن حسن به من بیتوجهی کرد و مرا رها ساخت؟
آنکه از نوبهاری رادی او
به خزان رست در جهان سوسن
هوش مصنوعی: کسی که از زندگی پر نشاط و تازه بهاری لذت میبرد، در دنیای خود همچون گل سوسن، با وجود خزان و سختیها همواره زنده و زیبا خواهد ماند.
آنکه دانش بدو نموده هنر
وانکه دانا ازو گشاده سخن
هوش مصنوعی: کسی که از علم بهرهمند شده، هنری به دست آورده است و کسی که دانا است، از او سخنهای گرانبهایی میشنود.
ای بزرگی و فضل را ماوی
وی کریمی و جود را مسکن
هوش مصنوعی: تو دارندهی بزرگی و فضیلت هستی و بهسان مأوایی برای این ویژگیها به حساب میآیی، همچنین کرامت و generosity تو منزلت و مکان خاصی دارند.
نه چو لفظ تو در دریا بار
نه چو کف تو ابر در بهمن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان نباید مانند واژهای در دریا یا مانند کف روی ابر باشد، بلکه باید به گونهای باشد که در عمق و پایداری دنیای واقعی خود را اثبات کند. آنچه برای بیان کردن و وجود داشتن اهمیت دارد، عمق و اعتبار است نه سطحی بودن و بیثباتی.
هر جوادی به نزد تو سفله
هر فصیحی به نزد او الکن
هوش مصنوعی: هر شخصی با قدرت و معنویتی در کنار تو، بیاهمیت به نظر میرسد، و هر کسی که در گفتوگو مهارت دارد، در کنار او ناتوان است.
تا همی مهر بردمد به فلک
تا همی سرو بر جهد ز چمن
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و محبت در دلها زنده است و زیبایی و جوانی از میان نرود، زندگی ادامه دارد و طبیعت همچنان به شکوفایی خود ادامه میدهد.
در جهان دوستکام بادی تو
که شدم من به کامه دشمن
هوش مصنوعی: زمانی که من به محبت دوستان خویش دست یافتم، گرفتار دشمنی شدم.
بر تو نالم همی معونت کن
مر مرا از زمانه ریمن
هوش مصنوعی: من به تو شکایت میکنم و از تو میخواهم که مرا از این زمانه ناامید و بدبخت نجات دهی.
باد جفت تو دولت میمون
باد یار تو ایزد ذوالمن
هوش مصنوعی: باد جفت تو به تو خوشی و prosperity دهد و یار تو مانند ایزد بزرگ باشد.