برگردان به زبان ساده
خدایگانا بخرام و با نشاط بخرام
ز بهر نصرت دین و معونت اسلام
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، با شادابی و سر زندگی حرکت کن تا به یاری دین و حمایت از اسلام بپردازی.
کشیده تیغی چون تیغ آفتاب به چنگ
شده ز ضربت آن صبح عمر دشمن شام
هوش مصنوعی: تیغی که مانند تیغ آفتاب برنده است، به دست آمده و به واسطهٔ ضربهٔ آن، صبح عمر به دشمنی با شام تبدیل شده است.
بر اهل عصیان شمشیر تو گذارده زخم
بر اوج کیوان شبدیز تو گذارده گام
هوش مصنوعی: بر روی افرادی که مخالفت میکنند، شمشیری را کشیدهای و زخمهایی به آنها زدهای، و بر قلهی آسمان، گامهای تو دیده میشود.
ز بهر تقویت و عون و فتح و نصرت تو
قضا ز دوده سنان و قدر کشیده حسام
هوش مصنوعی: برای تقویت و کمک به تو و به دست آوردن پیروزی، قضا و سرنوشت از نسل سنان و با دقت و ارزش به نیزهای شکل گرفته است.
فرو شده به همه محنت و بلا دشمن
برآمده ز همه همت و مرادت کام
هوش مصنوعی: تمام رنجها و سختیها در دل جا کرده است، اما دشمن از تمام نیرو و آرزوی تو سر بلند کرده و آماده به نبرد است.
نصیب تو ز زمانه سعادتست و علو
که از علو لقب تست وز سعادت نام
هوش مصنوعی: تو در زندگی خود بهرهای از خوشبختی و مقام بلند خواهی داشت، چرا که لقب تو نشان از بلندی و نام تو نشان از خوشبختی است.
همی ستانی ملک و همی گزاری کام
به آسمانی اقبال و ایزدی الهام
هوش مصنوعی: تو به دست میآوری پادشاهی و از آسمان به تو کامی نیکو میرسد، که این نشان از اقبال و الهام خدایی است.
کشیده سایه انصاف تو به بحر و به بر
رسیده منفعت جود تو به خاص و به عام
هوش مصنوعی: سایه انصاف تو به دریا و خشکی رسیده و فایده بخشش تو هم به خاص و هم به عام رسیده است.
فروخت نور دل و نار طبع تو ورنه
هنر بماندی تاریک و عقل بودی خام
هوش مصنوعی: اگر انسان دل و خلوص خود را به عشق تو بدهد و به اشتیاق تو بسوزد، در غیر این صورت هنر او در تاریکی باقی میماند و عقلش هنوز نابالغ و ناپخته میماند.
به سال و مه زند از بخشش تو گردون لاف
به روز و شب کند از خلعت تو گیتی لام
هوش مصنوعی: زمان و ماه از بخشش تو سخن میگویند و دنیا با روز و شب از نعمت تو صحبت میکند.
همی نماید شاها چو صد هزار نگار
به چشم شکر ز دست تو صورت انعام
هوش مصنوعی: شاه مانند صد هزار تصویر زیبا به نظر میرسد که از چشمان شیرین تو به وجود آمده است و نشان از بخشش و لطف تو دارد.
ز مهر و کین تو خیزد همی بهار و خزان
ز عفو و خشم تو زاید همی ضیا و ظلام
هوش مصنوعی: دوستی و دشمنی تو باعث بهار و پاییز میشود. بخشش و خشم تو نیز نور و تاریکی را به وجود میآورد.
ز هول رزم تو چون ابر می بگرید تیغ
ز مهر بزم تو چون گل همی بخندد جام
هوش مصنوعی: در ترس و وحشت جنگ تو، مانند ابر اشک میریزد و در عین حال، از محبت و زیبایی مهمانی تو، همچون گلی شاداب، جام میخندد.
ز تف آتش سوزان و بأس سطوت تو
همی نیابد گردون گردگرد آرام
هوش مصنوعی: به خاطر شدت آتش و قدرت تو، آسمان نمیتواند هیچ آرامشی را تجربه کند.
سپهر فخر ز اقبال تو فزود شرف
جهان ملک ز انصاف تو گرفت نظام
هوش مصنوعی: با توفیق و خوشبختی تو، آسمان فخر و افتخار بیشتر یافت و با انصاف تو، نظم و ترتیب جهان به وجود آمد.
ز رتبت تو کم آید به پایها افلاک
ز مدت تو کم آید به دورها ایام
هوش مصنوعی: مقام تو بالاتر از این است که افلاک بتوانند به آن برسند و زمان نیز از عظمت تو کم میآورد.
عدو ز دور چو ملواح حلم طبع تو دید
گمان ببرد که دارد اجل به زیرش دام
هوش مصنوعی: دشمن وقتی از دور رفتار آرام و حلم تو را مشاهده کرد، فکر کرد که مرگ در کمین اوست.
چو شیر گون فلک از گرد قیرگون شبه شد
عقیق رنگ شود خنجر زمرد فام
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان مانند شیر زرد رنگ میشود و در اثر گرد و غباری تیره، به رنگ عقیق درمیآید، خنجر به رنگ سبز زمردی جلوه میکند.
ز هول و هیبت پشت زمین و روی هوا
به چشم ها همه تنین نماید و ضرغام
هوش مصنوعی: از ترس و وحشت، پشت زمین و آسمان به نظر میرسد که همه جا صدا میکند و مبارز و شیر طبیعی را نشان میدهد.
به زیر گرد سیه روی درکشد خورشید
ز حرص خوردن خون کام خوش کند بهرام
هوش مصنوعی: خورشید با نور خودش غبار سیاه روی یک فرد را کنار میزند، اما این در حالی است که بهرام به خاطر حرص و طمعش، خون دل میخورد و به کام دلش نمیرسد.
ز گرد و خون سبک این هر دو را اجل بیند
سیاه و سرخ شده رنگ و روی و گونه کام
هوش مصنوعی: مرگ به سرعت از میان غبار و خون میگذرد و چهرههای سیاه و قرمز را میبیند که نشان از ناپایداری حیات دارد.
به هر طرف که تو از حمله گرز بگذاری
بخیزد احسنت از تربت نبیره سام
هوش مصنوعی: هر جا که تو با قدرت ضربهای به دشمن بزنید، از خاک نبیره سام، صدای احسنت و تحسین بلند میشود.
مبارزان دلاور ز ترس نشناسند
که دم اسب کدامست و یال اسب کدام
هوش مصنوعی: دلاوران و جنگجویان از ترس بیخبرند و برایشان مهم نیست که کدام قسمتهای اسب نشاندهنده قدرت یا ضعف آن است. آنها فقط به نبرد و مبارزه میاندیشند.
زمین ز تنگی همچون دلی شده غمگین
هوا ز گرمی همچون سری شده سرسام
هوش مصنوعی: زمین به خاطر تنگیاش مانند دلهای غمگین شده است و آسمان به خاطر گرمایش مانند سری گيج و پریشان به نظر میرسد.
شده بر آتش پیکار گوشت پخته به تف
ولیک باز ترنجیده پوست بر تن خام
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در حال حاضر، درگیر جنگ و درد و مشکلات هستیم و مانند گوشتی که بر روی آتش پخته شده، زجر میکشیم. اما با این حال، هنوز هم زخمها و آسیبهای عمیق بر تن ما باقی مانده است و ما نمیتوانیم از آنها خلاص شویم.
زمین پهن پر اجسام گشته و ارواح
ز بیم تیغ تو بیزار گشته از اجسام
هوش مصنوعی: زمین پر از اجسام است و ارواح از ترس تیغ تو به دور اجسام فرار کردهاند.
بماند خواهی شاها تو تا جهان ماند
میان به خدمت تو بسته دولت پدرام
هوش مصنوعی: اگر بخواهی ای پادشاه، همیشه در این جهان باقی بمانی، در میان این دنیا به خدمت تو آماده است و نعمت و ثروت پدرانت به تو علاقهمند است.
که حکم عدل چنان آمد از شریعت حق
که ملک بر تو حلالست و بر ملوک حرام
هوش مصنوعی: حکم عدالت به گونهای است که از قوانین الهی چنین بیان شده است: برای تو زندگی در سلطنت و حکومت مجاز است اما برای دیگر پادشاهان نه.
خدایگانا هر ساعتم ز هفت افلاک
عقوبتی و عذابی رسد به هفت اندام
هوش مصنوعی: در هر لحظه از آسمانها، درد و عذاب به تمام اعضای بدنم میرسد.
نه شخص زار مرا قوت شتاب و درنگ
نه حلق تلخ مرا لذت از شراب و طعام
هوش مصنوعی: نه کسی در حالتی که ضعیف و زار هستم به من نیروی شتاب و تأمل میدهد، نه خوراکیهای تلخ برای من لذتی به ارمغان میآورند.
نشستگاهم سمجی که بر سر کوهیست
ز سنگ خارا دیوار دارد و در و بام
هوش مصنوعی: محل نشیمن من مانند یک دژ مستحکم بر فراز کوه است که دیواری از سنگ صخرهای دارد و در و سقفش از استحکام برخوردار است.
بدین نهادست امروز حال و قصه من
خدای داند تا چون شود مرا فرجام
هوش مصنوعی: امروز حال و داستان من اینگونه است که تنها خدا میداند سرانجامام چه خواهد شد.
ز تیغ تیزترم خاطریست در مدحت
گرم چه هست یکی حبس تنگ تر ز نیام
هوش مصنوعی: از تیغ برندهتر، خاطرم در ستایش و تعریف تو مشغول است. مگر اینکه یکی از زخمهای عمیقتر از آن، در درون من وجود داشته باشد که مرا اسیر کرده است.
صبور و صابر گشتم به حبس و بند ار چند
زمانه داردم اندر بلای جان انجام
هوش مصنوعی: صبور و شکیبا شدم در این محبس و زنجیر، هرچند مدت زیادی است که در این درد و رنج جانکاه به سر میبرم.
نگویم از پس این حسب حال و محنت خویش
که شد به درد و غم و رنج طبع توسن رام
هوش مصنوعی: من از وضعیت و سختیهای خود سخن نمیگویم، چرا که این همه درد و غم باعث شده است روح من آرام بگیرد.
امید و بیم من از روزگار زایل شد
که یافتم ز بد و نیک روزگار اعلام
هوش مصنوعی: امید و ترس من از روزگار از بین رفت، زیرا که به خوبی فهمیدم روزگار چه خوبیها و چه بدیهایی دارد.
تمام مردی گشتم چو بر گرفتم من
ز روز دولت و محنت نصیب خویش تمام
هوش مصنوعی: من به اوج کمال و مردانگی رسیدم، زمانی که بر چالشها و سختیهای زندگی غلبه کردم و به نصیب خودم دست یافتم.
همیشه گردون تا هست پایه انجم
همیشه انجم تا هست مایه احکام
هوش مصنوعی: همواره آسمان به وجود ستارهها وابسته است و تا زمانی که ستارهها وجود دارند، قوانین و نظامات نیز پابرجا خواهند ماند.
به بختیاری از روی خرمی بر خور
به کامگاری در صحن مملکت بخرام
هوش مصنوعی: به بختیاری با روحیه شاد و خوش، با خوشبینی و نیکی در زندگی، در سرزمین خود به خوبی زندگی کن و از آن لذت ببر.
بگرد ملک تو عز تو در مجال و مدار
به پیش تخت تو بخت تو در سجود و قیام
هوش مصنوعی: در اطراف تو، قدرت و مقام تو در حال حرکت است و شانس و سرنوشت تو همیشه در حال احترام و ستایش در برابر تو قرار دارد.
خدای ناصر و دولت رفیق و نصرت جفت
زمانه بنده و گردون رهی و بخت غلام
هوش مصنوعی: خداوندی که پشتیبان و یاور است و دولت نیز دوستانه همراهی میکند، در زمانی که بندهای در روی زمین وجود دارد و سرنوشت او به خوشی و خوشبختی همراهی میکند.