برگردان به زبان ساده
به پادشاه زمانه زمانه شد پدرام
گرفت شاهی تسکین و خسروی آرام
هوش مصنوعی: پادشاه زمانه به فرزندش پدرام، به خاطر سلطنت و آرامش خاصی که به وجود آورده است، آرامش و تسکینی بخشیده است.
امیر غازی محمود سیف دولت و دین
که بر نگینه شاهی نبشته بادش نام
هوش مصنوعی: امیر محمود، حاکم و جنگجویی که به دولت و مذهب خدمت کرده، نامش روی نگین سلطنتی حک شده است.
قوام دولت عالی و عمدة الدین است
پناه بیضه ملکست و عمدة الاسلام
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت و جایگاه یک شخصیت یا نهاد خاص در حفظ و پیشرفت دولت و دین اشاره دارد. به گونهای که این فرد یا نهاد، نقش اساسی در حمایت و استحکام حکومت و اصول اسلامی دارد و به عنوان پناهگاهی برای حفظ و نگهداری از ملک و مذهب شناخته میشود.
همی نگردد جز بر مراد او افلاک
همی نباشد جز در رضای او ایام
هوش مصنوعی: آسمانها تنها به خواسته او مینگرند و روزها جز در رضایت او وجود ندارند.
میان ببندد پیشش غلام وار سپهر
چو بست پیشش ترکش سپهروار غلام
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مقایسهای اشاره دارد که در آن، گویی آسمان (سپهر) به خدمت یک فرد خاص درآمده و بهطور کامل تحت اختیار اوست، مشابه اینکه یک غلام در برابر صاحب خود تسلیم میشود. این نشاندهندهی قدرت و تسلط آن فرد بر جهان اطرافش است، و به تصویر کشیدن روابط قدرت و موقعیت اجتماعی میپردازد.
مخالفش را اندر کشد اجل به دهن
چو تیغ تیز که در حمله برکشد ز نیام
هوش مصنوعی: سرنوشت مخالفان را به آسانی و با قدرت نابود میکند، مانند تیغی تیز که در لحظه حمله از غلاف بیرون میآید و برمیکشد.
فلک ز هولش بیهش به روز جنگ و نبرد
جهان ز بیمش خامش به روز بار و سلام
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ترسش در روز جنگ و نبرد بیصداست و جهان نیز از ترس او در روز باران و سلامتی خاموش است.
به گاه بخشش بخشنده دست او ناهید
به گاه کوشش رخشنده تیغ او بهرام
هوش مصنوعی: زمانی که بخشش رخ میدهد، دست بخشنده شبیه به نیکوییهای ناهید است و در زمان تلاش و کوشش، تیغ او مانند شجاعت بهرام درخشنده و قوی به نظر میرسد.
اجل بلرزد چون شاه راست کرد سنان
قضا بترسد چون باز برگرفت حسام
هوش مصنوعی: زمان مرگ به لرزه درمیآید وقتی که شاه، شمشیر خود را به راستا میآورد و سرنوشت نیز میترسد زمانی که شمشیر برجستهای دوباره در دست گرفته میشود.
یکی نیابد جز در سر مبارز جای
یکی نگیرد جز در دل دلیر مقام
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند جز در میدان نبرد، جایگاهی پیدا کند و هیچکس نمیتواند جز در دل افراد شجاع و دلیر، مقام و ارزشی بگیرد.
مخالفان ورا روی کهربا فامست
ز هول و هیبت آن خنجر زمرد فام
هوش مصنوعی: مخالفان با دیدن او که مانند کهربا رنگین است، از ترس و وحشت به خود میلرزند، همچنان که از دیدن خنجر سبزرنگ هراسان میشوند.
چو مملکت را آرام داد خواهی تو
ببرد بایدت از تیغ خسروی آرام
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آرامش را به سرزمین برگردانی، باید با قدرت و قاطعیت عمل کنی.
به هزبر چو شد خوردن عدوش حلال
به نزد مردم شد خوردن هزبر حرام
هوش مصنوعی: وقتی که هزبر (شیر) درنده گوشتخوار، طعمهاش را میخورد، برای او چیزی ناپسند و حرام نیست. اما وقتی مردم ببینند که او چه میکند، آن عمل برایشان زشت و ناپسند میشود.
به نام او کرد ایزد جهان پر از نعمت
هنوز کون وی اندر ازل نگشته تمام
هوش مصنوعی: به نام خداوند، که جهان هنوز پر از نعمتهاست و وجود او در آغاز آفرینش کامل نشده است.
ز بهر ملکت او آفرید هفت اقلیم
ز بهر خدمت او آفرید هفت اندام
هوش مصنوعی: برای سعادت و سرزمین او، هفت اقلیم را آفرید و به خاطر خدمت به او، هفت اندام را خلق کرد.
بزرگواران او را همی برند سجود
جهان ستانان پیشش همی کنند قیام
هوش مصنوعی: مردم بزرگوار او را به احترام میسازند و در برابرش به احترام تعظیم میکنند. جهانیان برای او جاودانهگی و عزت قائلاند.
خدایگانا هرگز کدام خسرو بود
ز اردشیر و ز اسکندر و ز کسری و سام
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، هیچ کدام از پادشاهان مانند اردشیر، اسکندر، کسری و سام نبودهاند.
که مملکت از وی چونانکه از تو دید شرف
که دولت از وی چونانکه از تو یافت نظام
هوش مصنوعی: سرزمین به واسطه او مانند فضیلت و شرافتی است که تو به دست آوردهای و حکومت به وسیله او نظمی مشابه آنچه تو ایجاد کردهای، بدست میآورد.
خدای چشم بد از دولتت بگرداناد
که کرد دولت تو بر سر زمانه لگام
هوش مصنوعی: خدایا، از آسیب و حسادت دیگران، نعمت و موفقیت تو را دور نگهدار، زیرا که موفقیت تو در این زمان، کنترلکننده اوضاع است.
همیشه شادزی ای شهریار ملک افروز
تو را زمانه شده پیشکار و دولت رام
هوش مصنوعی: ای شاه پرنور، همیشه شاد و خوشبخت باشی، زیرا زمانه به عنوان خدمتگزار تو قرار گرفته و خوشبختی و ثروت برایت فراهم آمده است.
ز بخت و دولت بر پیشگاه ملک نشین
ز قدر و رتبت در بوستان ملک خرام
هوش مصنوعی: از سرنوشت و fortune در جایگاه پادشاهی نشستهای، در باغ ملک با ارزش و مقام خود به آرامی راه برو.