برگردان به زبان ساده
ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ
زدوده رای تو ز آیینه ممالک زنگ
هوش مصنوعی: آیا کسی که زیبایی و شکوه تو را فروخته، رنگ را از چهرهات گرفته و تصویر تو را از آینهی سرزمینها محو کرده است؟
بلند رای تو خورشید گنبد دولت
خجسته نام تو عنوان نامه فرهنگ
هوش مصنوعی: ای بلندپرواز، تو چون خورشید، در گنبد آسمان، روشنی بخش روزگاران هستی و نام نیکت، سرآغاز و نشانهای از فرهنگ و ادب ماست.
ز نور رای تو مانند روز گردد شب
ز لطف طبع تو مانند آب گردد سنگ
هوش مصنوعی: با مهربانی و اندیشهات، شب همچون روز روشن میشود و به لطف طبیعتت، سنگها نرم و قابل قبول مانند آب میگردند.
به رأی و قدر تنت را ز چرخ باشد عار
به جود و علم دلت را ز بحر باشد ننگ
هوش مصنوعی: تن تو به سرنوشت و قدرت آسمانی وابسته است، پس نباید از بخشندگی و دانش قلبت شرمنده باشی.
ولی به دولت تو بر شود به چرخ بلند
عدو ز هیبت تو در شود به کام نهنگ
هوش مصنوعی: با برکت وجود تو، دشمنان از قدرت تو به حراس میافتند و همچون نهنگ در دریا، در کام تو گرفتار میشوند.
ز بهر تیغ تو پر گوهر آهن و پولاد
ز بهر تیر تو پر صورتست چوب خدنگ
هوش مصنوعی: به خاطرِ شمشیر تو، فلزات گرانبهایی همچون طلا و نقره به کار میروند، و به منظور تیراندازی، چوبی که برای پرتاب تیر استفاده میشود، شکل و ظاهری خاص میگیرد.
کدام شاه که او از تو نستدست امان
کدام میر که او نیست نزد تو سرهنگ
هوش مصنوعی: کدام پادشاهی وجود دارد که از تو حمایت نکند؟ و کدام فرماندهای هست که در کنار تو نباشد؟
سپهر عاجز گردد به تو به روز شتاب
زمانه حیران گردد ز تو به گاه درنگ
هوش مصنوعی: زمان و محیط طوری تحت تأثیر تو قرار میگیرد که در روزهای شتابان و پرجنبوجوش، فضای اطرافت گم میشود و در لحظات آرامش تو، همه چیز به تماشا میایستد.
ز هیبت تو شود سست دست و پای فلک
چو بر کمیت تو ای شاه تنگ گردد تنگ
هوش مصنوعی: دست و پای آسمان به خاطر زیبایی و شکوه تو ضعیف میشود و وقتی تو بر اسب مینشینی، همه چیز در تنگنای تو قرار میگیرد.
غبار خنگ تو در دیده پلنگ شدست
ازین سبب متکبر بود همیشه پلنگ
هوش مصنوعی: غبار سنگین تو در چشم پلنگ نشسته است و به همین خاطر پلنگ همواره متکبر و مغرور بوده است.
سپید روز شود بر مخالفانت سیاه
فراخ گیتی بر دشمنانت گردد تنگ
هوش مصنوعی: در روز روشن، دشمنانت در سختی و تیرگی خواهند بود و وسعت زندگی برای آنها کوچک و تنگ میشود.
خدایگانا اگر برکشند حلم تو را
سپهر و چرخ بسنده نباشدش پاسنگ
هوش مصنوعی: اگر آسمان و زمین هم بخواهند با حلم و صبر تو مقابله کنند، باز هم نخواهند توانست.
کنون که کردی شاها سوی هزار درخت
به شاد کامی و پیروزی و نشاط آهنگ
هوش مصنوعی: حال که ای شاه، به سمت هزار درخت رفتهای، با شادی، پیروزی و نشاط در دل خود، برمیگردی.
درو چو صبر تو ای شاه سبز گشت درخت
درو چو خنجر بی رنگت آب شد چون زنگ
هوش مصنوعی: صبر تو مانند زمین زراعت، سبب رشد و سبز شدن درختان میشود. اما خنجر بیرنگ تو، به مانند زنگار، آب را نابود میکند.
جهان به زیب و به زیور چو لعبت آذر
زمین به نقش و به صورت چو نامه ارژنگ
هوش مصنوعی: جهان مانند دنیای زیبا و آراستهای است که به عنوان دختری زیبا جلوه میکند و زمین نیز با طرحها و شکلهایش شبیه به نامهای رنگارنگ است.
چو زلف یار شبه زلف شد هوا از بوی
چو روی یار پری روی شد زمین از رنگ
هوش مصنوعی: هنگامی که موهای معشوق شبیه زلفها شده، هوایی که در آن هستیم، به خاطر بوی او بسیار خوشبو شده است و زمین نیز به دلیل رنگ و زیبایی چهرهی او، جلوهای دلنشین و زیبا پیدا کرده است.
مگر جهان را این فصل جادویی آموخت
از آن پدید کند هر زمان دگر نیرنگ
هوش مصنوعی: آیا این دنیا را نمیتوان به یادگیری فصول جادویی وا داشت که هر بار لباس تازهای از نیرنگ بر تن کند؟
بخواه باده نوشین شها و نوش کنش
به بانگ و ناله بربط به لحن و نغمه چنگ
هوش مصنوعی: از خدا بخواه که بادهی خوشطعم را به ما دهد و با صدای گریه و نالهی ساز، آن را بنوشیم و از نغمههای زیبا لذت ببریم.
خدایگانا تا شاه آسمان دایم
گهی سوی بره آید گهی سوی خرچنگ
هوش مصنوعی: خداوند همیشه در حال نظارت بر جهان است، گاهی به سوی موجودات ساده و بیپناه میآید و گاهی هم به موجودات پیچیده و قدرتمند.
همیشه باد برایت فراخته رایت
همیشه باد به رویت فروخته اورنگ
هوش مصنوعی: همیشه برای تو بادی وجود دارد که پرچمت را به اهتزاز درآورد و همیشه بادی بر صورتت میوزد که تو را به جلو میراند.