برگردان به زبان ساده
هم ه روز از فروغ صبح تا شام
به دیوان جنگ کرده لچمن و رام
هوش مصنوعی: هر روز از طلوع آفتاب تا غروب، لچمن و رام در میدان جنگ به نبرد میپردازند.
چو آن روز قیامت هول شب شد
حیات خلق را گویی سبب شد
هوش مصنوعی: در روز قیامت که ترس و وحشت فراگیر میشود، به نظر میرسد که زندگی مخلوقات به دلیلی خاص دچار تغییر و تحول میگردد.
نیاسودند لیکن نره دیوان
شبیخون جنگ کردندی غریوان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بعضی افراد هرگز آرام نمینشینند و در دل شب، مانند جنگجویانی دلیر، به کارهای شجاعانه و خطرناک میپردازند. این دیوان در اینجا نماد افرادی هستند که در برابر مشکلات و چالشها نمیترسند و به مبارزه ادامه میدهند.
در آن شب فتنه ها چون آتش از دود
به هر جانب فراوان جلوه گر بود
هوش مصنوعی: در آن شب پر از آشوب و ناآرامی، شعلههای آتش بهطرز زیادی از میان دود در هر سو نمایان بود.
همه شب از لب شمشیر زهر آب
تن و جان را فراق جفت سرخاب
هوش مصنوعی: هر شب از لب تیز شمشیر، زهر جدایی جان و تن را مینوشم. این فراق مانند رنگ سرخاب و بغضی در دلم نشسته است.
حسام و زخم شد کیخسرو و غار
سنان بیژن جهش پهلوی افکار
هوش مصنوعی: کیخسرو با شمشیری که به نام حسام شناخته میشود، آسیب دید و بیژن به همراه غار سنان، در اوج قدرت و تفکر خود قرار دارد.
ز سهم آب تیغ و آتش تیر
خرد چون صرعیان افتاده دلگیر
هوش مصنوعی: از آنجا که آب و آتش در زندگی نقش مهمی دارند، با تیری که از خرد و عقل به سمت انسان پرتاب میشود، او مانند فردی بیمار و ناخوش احوال احساس ناراحتی و دلتنگی میکند.
زمین چون چرخ در دوران سرماند
که دست نیزه تخم رعشه افشاند
هوش مصنوعی: زمین مثل چرخ در حال چرخش است و همچنان ادامه دارد، چون دست نیزهای که به حرکت درمیآید، لرزشی ایجاد میکند.
کمانداران غرق انداز را تیر
شدی غرق کمانخانه چو تصویر
هوش مصنوعی: کمانداران با هدفگیری دقیق خود، تیرهایی را پرتاب کردند که به سرعت به هدف میرسیدند، مانند تصاویری که از روی کمان کشیده میشوند.
گهی چون گوش خر در سر خزیده
گهی چون موی سر بر زد ز دیده
هوش مصنوعی: هر از گاهی مثل گوش خر پنهان میشود و گاهی دیگر مثل موی سر از چشم نمایان میشود.
ازان دهشت که خون گشتی به دم شیر
چو زال زر شدی طفل رحم پیر
هوش مصنوعی: به خاطر ترسی که باعث شد تو به مانند خون در دندان شیر قرار بگیری، همچون زالی (فرزند زال) به شکلی ناخواسته به دنیای درد و رنج وارد شدی.
دو شخص نیم تن یک تن به دو نیم
چو یزدان رزق کرده تیغ تقسیم
هوش مصنوعی: دو نفر که هر کدام نیمتنی هستند، در مجموع یک تن میشوند. مانند اینکه خداوند رزق را با شمشیر تقسیم کرده است.
کمند از حلقه گشته حلق تابی
زه از قوس قزح می زد شهابی
هوش مصنوعی: تلهای به دور گردن ایجاد شده و تیر از کمان رنگین به سوی ستارهای شلیک شده است.
کمند همچو گیسوی و شامی
خناقی زاد از جبل الیتامی
هوش مصنوعی: کمند همچون گیسوی زیبایی است و شب زیبا از کوهی بلند و پرچم دار برمیخیزد.
تن از تیر و سر از خنجر زبون شد
زمانه بوستان افروز خون شد
هوش مصنوعی: زمانه به شدتی دچار درد و رنج شده است که بدن مثل تیر و سر مثل خنجر آسیب دیده و زبون شده است. زندگی مثل بوستانی که با خون آبیاری میشود، به شدت تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفته است.
حسام آیینۀ بیت الطبق بود
که هرکس دیده در وی جان به حق بود
هوش مصنوعی: حسام، مانند آیینهای است که حقیقت و جان آدمی را به خوبی نشان میدهد. هر کسی که به او نگاه کند، میتواند با حقیقت وجود خود آشنا شود.
ز بس کشتن فراوان در در و دشت
به صلب سنگ آتش کشته می گشت
هوش مصنوعی: به دلیل کشتار زیاد در زمین و دشت، گویی آتش بر بدن سنگها هم تاثیر میگذارد و آنها را میسوزاند.
پیاده دل به کشتن بر نهاده
که در شطرنج نگریزد پیاده
هوش مصنوعی: پیادهای که در بازی شطرنج قرار دارد، با ارادهای قوی و بدون ترس از خطر به میدان آمده تا دل را به کشتن برساند و از هیچ چالشی فرار نکند.
سوار از رشک پا بر جایی وی
نمود اسپ گریز خویش را پی
هوش مصنوعی: سوار از سر حسادت بر روی جایی ایستاده و اسب خود را که میخواهد فرار کند، تحت نظر دارد.
چکان خون از دم شمشیر چون آب
چو شنگرفی که بتراود ز سیماب
هوش مصنوعی: خون از نوک شمشیر به اندازهای میریزد که مانند آبی است که از شنگرف جاری میشود، همانطور که جیوه از ظرفش تراوش میکند.
مگر حسن بهار هندوان بود
که از خونها درو سرخ ی عیان بود
هوش مصنوعی: آیا زیبایی بهار هندوستان بود که از خونها به وضوح سرخ است؟
گهی شد سوسنِ تیغ ارغوان کار
گهی خار سنان را لاله شد یار
هوش مصنوعی: گاهی گلهای زیبا و نرم مانند سوسن و لاله در کنار تیغها و خارها ظاهر میشوند و این نشاندهنده دوگانگی و تغییرات در زندگی است؛ زیبایی و سختی ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
ز بیم زخم گرز زورمندان
چو ببران پیل را می ریخت دندان
هوش مصنوعی: از ترس زخمهایی که در نتیجهی قدرت و زورمندان به وجود میآید، دندانهایش را به شدت به هم میفشارد و مانند فیل در هنگام خطر، وحشت زده و سراسیمه میشود.
ز بس دندان شکسته گرز خودکام
فتاده گرز را دندان شکن نام
هوش مصنوعی: به دلیل زیادی دندانهای شکسته، گرز (چماق) خودکامه، به چماقی تبدیل شده که دندانشکن نامیده میشود.
چو خود شاخ گوزن افتد سرسال
فتاده شیر را دندان و چنگال
هوش مصنوعی: زمانی که شاخ گوزن بر زمین بیفتد، دیگر شیر نمیتواند به دندان و چنگال خود تکیه کند.
سخن زاغ کمان در گوش ما گفت
عقاب تیر با نسرین شده جفت
هوش مصنوعی: زاغی در گوش ما داستانی گفت و از عشق و نزدیکی عقاب و گل نسرین صحبت کرد.
ز بس کز کشتگان افتاد پشته
پناه خستگان شد زیرکشته
هوش مصنوعی: به خاطر تعداد زیادی از کشتهها، انبوهی از آنها جمع شده و بر روی آنها، کسانی که خسته شدهاند، پناه گرفتهاند.
زحرکت ماند دیوان خشک حیران
چو مسخ سنگ صورتهای بی جان
هوش مصنوعی: از حرکت ایستاده است دیوان سنگی، گیج و متعجب، مانند صورتهای بیجان که در سنگ تبدیل شدهاند.
زده بر هر عقابی ناوک رام
چو کرگس بگسلاند حلقۀ دام
هوش مصنوعی: هر عقابی که تیر را به چشم خود بکشد، مانند کرگس است که بند دام را میگسلد.
سوی بدخواه تیر رام پران
چو بر ابلیس لاحول مسلمان
هوش مصنوعی: اگر کسی بدخواه و دشمنی داشته باشد، تیر تو باید بهسمت او پرتاب شود، مانند تیرهایی که بهسمت ابلیس میفرستند تا او را از مسلمانان دور کنند.
گهی خنجر گذر کردی به حنجر
گهی حنجر زدی خود را به خنجر
هوش مصنوعی: گاهی با خنجر به جان دیگران میزنی و گاهی خودت بر اثر خنجر به درد و رنج میافتی.
نه تنها دوخت تیر رام تنها
خور از سعی عطارد ساخت جوزا
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که نه تنها تیر عشق فقط از تلاش سیاره عطارد به وجود آمده، بلکه همچنین به ارتباط و هماهنگی میان دو نفر در عشق اشاره دارد. در واقع، این عشق و ارتباط نتیجه تلاشها و کوششهای آنهاست.
که لچمن هم به زخم تیغ و خنجر
به دم می کرد یک تن را دو پیکر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویری از نبرد و زخمی شدن فردی اشاره میکند. به گونهای که گفته میشود، ضربههای تیغ و خنجر باعث میشود فردی به دو نیم تقسیم شود، به گونهای که او به دم میرسد و موجب ایجاد دو پیکر از یک بدن میشود. در واقع، این بیان تأکیدی بر شدت آسیب و خشونت در میدان جنگ است.
ز جان بردن اجل گشت آنچنان سست
که عذر کندی شمشیر می جست
هوش مصنوعی: مرگ چنان ناگهانی و بیخبر میآید که حتی اگر عذر و بهانهای داشته باشی، نمیتوانی از آن فرار کنی و باید با آن مواجه شوی.
ز بیم آتشین تیغ سقر تاب
زره پوشید در بر شعله چون آب
هوش مصنوعی: از ترس تیغ داغ و آتشین جهنم، زره بر تن کرد و مانند آب در برابر شعلهها ایستاد.
به کشتن داد خصمان را چنان سود
که سر بی تن جبین بر خاک می سود
هوش مصنوعی: خصمها را به گونهای کشت که سر بیتن او بر خاک میسایید.
دمادم بر هلاک پهلوانان
فغان کوس کین مرثیه خوانان
هوش مصنوعی: مدام صدای ناله و فریاد بر سر هلاکت قهرمانان بلند است و نیایشگران در حال خواندن مرثیه هستند.
پس از کشتن ، دلیران ظفرکوش
همی خفتند با قاتل هم آغوش
هوش مصنوعی: پس از نبرد و کشتن، دلیران که به پیروزی میاندیشند، در کنار قاتلین خود به خواب فرو میروند.
به گلزار فنا شمشیر زد آب
به چشم زخم شد خار سنان خواب
هوش مصنوعی: آب در گلزار زندگی مانند شمشیری عمل کرد و به زخم چشم آسیب زد. غنچهای که در این گلزار است، خوابیده و در چنگ خارهای تند قرار دارد.
شکافیدی سر از زخم پلارک
چو هندو اره خود رانده به تارک
هوش مصنوعی: شما مانند یک هندوی ماهر زخم عمیقی را بر سر خود ایجاد کردهاید.
به زخم تیغ آن دو شیر صفدر
شد از تن سر جدا و افسر از سر
هوش مصنوعی: به جرم زخم تیزی که دو شیر دلیر بر بدن او وارد کردند، سر از تنش جدا شد و تاج سلطنت از سرش افتاد.
همه دیوان به جا حیران بماندند
چو شیران علَم بی جان بماندند
هوش مصنوعی: همه دیوان در شگفتی و حیرت ماندند، مانند شیرانی که علم (پرچم) بیجان در دست دارند.
به زخم خنجر و تیغ سرافکن
چو مردان داد مردی داد لچمن
هوش مصنوعی: اگر به زخم خنجر و تیغ سرافکندگی دچار شوی، همانند مردان، باید در برابر آن ایستادگی کنی و شجاعت خود را نشان دهی.
چو بنمودی به نوک نیزه تعجیل
ربودی حلقه وش صد حلقۀ پیل
هوش مصنوعی: وقتی که تو با نوک نیزه خود به سرعت به جلو رفتی، حلقه و زین مردم را از چنگال خود خارج کردی، همانطور که صد حلقه بزرگ را میشکنی.
بریدی سرخیال خنجر رام
چو مهر منکسف اطفال ارحام
هوش مصنوعی: تو در دوران خیال و آرزوها، همچون رنگ سرخ و تند خنجر هستی که به سادگی میتواند دل را مجروح کند، مانند مهر و محبت مادران که به فرزندان خود میبخشند.
ز بیم خنجر گردان چالاک
گریزان باز پس فتنه به افلاک
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از خنجر تند و چالاک، دوباره از فتنهای که در آسمان رفته، فرار میکنم.
گهی همسایۀ پا شد سر از دوش
گهی پا کرده زانو را فراموش
هوش مصنوعی: گاهی انسان به مقام و جایگاه بالایی میرسد و به دقت و آگاهی لازم عمل میکند و گاهی هم ممکن است از خود بیخیال شده و موقعیت خود را فراموش کند.
چو سنجیدی به کین بار گران گرز
برآوردی به حمله مغز البرز
هوش مصنوعی: وقتی که انتقام را با بار سنگینی سنجیدی، همچون گرزی که برای حمله آماده است، از مغز کوه البرز برآمدی.
شده تیزش چو ظلم بی حسابی
که هر جا پایش آمد شد خرابی
هوش مصنوعی: زمانی که ظلم و ستم بیحساب و کتاب اوج میگیرد، نتیجهاش هر جا که قدم میگذارد، موجب خراب و ویرانی میشود.
مگر شد نامه های عمر ابتر
که خلقی بی اجل مردند یکسر
هوش مصنوعی: آیا ممکن است زندگینامههای عمر بدون پایان باشند، به طوری که همهی انسانها ناگهان بدون رسیدن به پایان عمرشان و بهطور کلی از دنیا بروند؟
به اسرافیل حکم آمد ز دادار
که عزرائیل را باشد مددکار
هوش مصنوعی: به اسرافیل فرمان رسید از جانب خدا که عزرائیل باید در کارش کمک کند.
به حدی گشت کشتنها که سیماب
دلیر آمد به قتل شعله چون آب
هوش مصنوعی: به حدی کشتنها زیاد شد که دلیر مانند سیماب، به آسانی شعله را به قتل رساند که مثل آب سردی است.
ظفر را قبله شد محرابی رام
به پشتش دل قوی چون دین اسلام
هوش مصنوعی: پیروزی به عنوان راهنمایی برای عبادت و پاسخگو به دلایلی همچون پشتگرمی و ایمان محکم به دین اسلام معرفی شده است.
زده لچمن دو دستی تیغ فولاد
شکست اندر سپاه راون افتاد
هوش مصنوعی: با تمام تلاش و قدرت، ضربهای محکم و قاطع به دشمن زده شد و به طوری که در میدان جنگ، دشمن به زمین افتاد.
روان از چشمۀ شمشیرش آن آب
اجل مستسقی از آبش به خوناب
هوش مصنوعی: آبی که از چشمهی شمشیر او سرازیر میشود، به خون آغشته شده و به نوعی مرگ را به تصویر میکشد. این تصویر نشاندهندهی خطر و ناپایداری زندگی است که به وسیلهی این شمشیر به وجود آمده است.
فتاد از بس هزیمت بر هزیمت
هزیمت گشت در میدان غنیمت
هوش مصنوعی: با شکستهای پیدرپی، اوضاع بهحدی دگرگون شد که در میدان نبرد به غنیمت تبدیل شد.
همی دزدید کاه از کهربا تن
ز مغناطیس هم بگریخت آهن
هوش مصنوعی: کاه به صورت پنهانی از کهربا جدا میشود و آهن نیز به دور از نیروی مغناطیسی فرار میکند.
چو آن دلخسته کو گردد ز جان سیر
اجل از جان شیرین ، همچنان شیر
هوش مصنوعی: وقتی قهرمان دلشکستهای با کمال ناامیدی به جانش پایان میدهد، فرزندش در این میان همچنان با قدرت و استقامت باقی میماند.
ز شخص کشتگان در کوه و صحرا
قضا گسترده پا انداز دیبا
هوش مصنوعی: از افرادی که در کوه و دشت جان باختهاند، قضا و سرنوشت فرش نرمی بر زمین پهن کرده است.
چو تصویر وغا شد صحن میدان
درو هم کشته هم ناکشته بی جان
هوش مصنوعی: وقتی میدان به یک تصویر و تماشای نبرد تبدیل شد، در آن هم کشتهها و هم زخمیها، روح و جانشان را از دست داده بودند.