برگردان به زبان ساده
اجازت داد پور خرد خود را
که رو بنمای دست برد خود را
هوش مصنوعی: اجازه داد پسر خردمندش که خود را نشان دهد و تلاشش را به نمایش بگذارد.
نود لک نره دیوان همرهش داد
که بر بندند ره بر زادهٔ باد
هوش مصنوعی: نود لک نره، دیوان را با خود به همراه داشت تا راهی را برای جلوگیری از زادهٔ باد ببندند.
خروشان حلقه حلقه صف شکن پیل
به کوه آموخته جوشانیِ نیل
هوش مصنوعی: صدای بلند و خروشان فیلها که در صفهای منظم حرکت میکنند، به مانند جریان نیل، قدرت و شدت را به کوهها آموخته است.
به پشت پیل چتر لعل و بیرق
کُله سایان به فرق چرخ ازرق
هوش مصنوعی: بر روی پشت فیل، چتری سرخ و بیرقی به سر، همچون سایهای بر بالای آسمان آبی.
چو شیران نعره می زد طبل جنگی
درخش تیغ خندان تر ز زنگی
هوش مصنوعی: مثل شیران، نعره میزنند و طبل جنگ به صدا درآمده است. تیغ آنها درخشانتر و شادابتر از زنگ است.
چو میمون دید فوج بیکران را
ز جا برکند و زد کوه گران را
هوش مصنوعی: وقتی میمون جمعیت زیادی را دید، از جا برخاست و به کوه بزرگ حمله کرد.
به زیر کوه لشکر ج مله شد پخش
به تنها ماند پور راون و رخش
هوش مصنوعی: در زیر کوه، لشکر به خوبی پخش شده بود و تنها پسر راون و اسبش باقی مانده بودند.
به جنگ پور راون شد دلاور
به هر ناکس چون نرسنگ جگر در
هوش مصنوعی: دلاور به جنگ پور (پسر) راون رفت و هر کس ناکارآمد و بیارزش را مانند سنگی در دلش احساس کرد و به او توجهی نکرد.
دو شیر شرزه با هم پنجه بر زد
دو پیل ژنده سر بر یک دگر زد
هوش مصنوعی: دو شیر نر قوی با هم مبارزه کردند و دو فیل ضعیف نیز به یکدیگر حمله کردند.
ز شستش تیر باران سوی میمون
چو بارد حادثات از اوج گردون
هوش مصنوعی: وقتی که تیر باران به سمت میمون میبارد، حوادثی از بالای آسمان به زمین میریزد.
عقاب تیر زاغان کمان را
صلا در داده و بنهاد خوان را
هوش مصنوعی: عقاب با صدای زاغها متوجه خطر شده و به این ترتیب آماده میشود و در نظر دارد که بر سر خوانش (محل شکار) برود.
ازین سو هم هزار اندر هزاران
به کوه آهنین نرسنگ باران
هوش مصنوعی: از این طرف هم هزاران نفر در دل کوههای سخت و آهنین جمع شدهاند که باران نمیبارد.
به مردی دیو همچون رستم زال
گهی ژوپین همزد گاه کوپال
هوش مصنوعی: شخصی به قدرت و عظمت رستم زال، که بسیار قوی و بیهمتاست، در لحظاتی همچون دیوی ترسناک یا گاهی به مانند مبارزی شجاع و دلیر شناخته میشود.
به خوردی پور راون چون بزرگان
مصاف سخت کرده با هنومان
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که پور راون در نبردی دشوار و جدی با بزرگان و پهلوانان قرار گرفته است. این مبارزه به گونهای است که نشاندهندهی قدرت و شجاعت اوست.
دو رویین تن ۳ ز بس میدان نوردی
در آن پرخاش داده داد مردی
هوش مصنوعی: شخصی که در میدان جنگ و نبردهای بسیاری شرکت کرده، به شدت از نظر جسمی و روحی تقویت شده و به نوعی رویینتن شده است. او در این میدانها با چالشها و مشکلات زیادی مواجه شده و به همین خاطر به قدرت و شجاعت دست یافته است.
به کوشش آن دلیرانی دران جنگ
چو حربه کند گشت و ریزه شد سنگ
هوش مصنوعی: در اثر تلاش شجاعان در آن نبرد، سنگها مانند تکههای خرد شده و سلاحهای نبرد به زمین ریختند.
ز تیر و سنگ گشته دستشان سست
به کشتی هر دو تن کردند پا چست
هوش مصنوعی: دستهای آنها به خاطر تیر و سنگ ناتوان شده و هر دو نفر در کشتی، پای خود را محکم کردهاند.
ته و بالا شده هر یک به کشتی
چو اندر خشک و تر گردون و کشتی
هوش مصنوعی: در این شعر به تصویرسازی از وضعیت کشتیای اشاره میشود که در دریا قرار دارد و وضعیتی مشابه آن را به وضعیت زندگی انسانها و تحولات دنیا تشبیه میکند. بالا و پایین رفتن کشتی میتواند نمادی از ناپایداری و تغییرات مداوم در زندگی باشد، جایی که دریا به دو حالت خشک و تر تقسیم میشود، و همچنان اشاره به نقش سرنوشت و تقدیر در زندگی دارد.
دو پله شد ترازوی ظفر را
مهیا گشته هر زیر و زبر را
هوش مصنوعی: دو پله بر ترازوی پیروزی قرار گرفته و هر گونه ناپایداری و بینظمی را به حال خود آماده کرده است.
فلک سنجید غم با شادمانی
نگون شد پلۀ غم از گرانی
هوش مصنوعی: آسمان با دقت وضعیت غم و شادی را بررسی کرد و از شدت غم، کیفیت آن را به شدت کاهش داد.
هنون غالب شد و مغلوب دشمن
سرش برکند و دور انداخت از تن
هوش مصنوعی: غالب بر دشمن پیروز شد و سر او را از بدنش جدا کرد و دور انداخت.
چو آگه گشت دیو از قتل فرزند
به خون قاتل از جان شد کم ر بند
هوش مصنوعی: وقتی دیو از کشته شدن فرزندش آگاه شد، از ترس اینکه قاتلش را بگیرد، جانش به خطر افتاد و خود را از دستش خالی دید.
به کینه شد بلای آتش افشان
به دم چون اژدهای آتش افشان
هوش مصنوعی: به خاطر کینهتوزی، آتش بلایی را بوجود آورد که همچون اژدهایی آتشافشان، در دم خود را نمایان میسازد.
ز میمون شد دل سنگین او خون
سراپا داغ داغش زخم میمون
هوش مصنوعی: دل او به خاطر میمون سنگین و افسرده شده و زخمهایش به قدری دردناک و داغ است که تمام وجودش را تحت تأثیر قرار داده است.
مهین فرزند کش بود اندرجت نام
طلب فرمود و کرد اعزاز و اکرام
هوش مصنوعی: فرزند مهین کش، نامی از تو خواست و تو را با احترام و عزت گرامی داشتی.
ستود و گفت کای پور گرامی
که اندر کردت اقرار غلامی
هوش مصنوعی: او ستایش کرد و گفت: ای پسر عزیز، تو به خوبی به بندگی و غلامی من اعتراف کردی.
خبرداری که در میدان میمون
برادر کشته افتاده است در خون
هوش مصنوعی: آیا میدانی که در میدان میمون، برادر کشتهای به رگبار خون افتاده است؟
گشاید گرچه از شفقت پدر را
فرستادن چنین جایی پسر را
هوش مصنوعی: اگرچه پدر از روی محبت و رحم، پسرش را به چنین مکان و شرایطی میفرستد، اما این کار به طور طبیعی راحت نیست.
ولیکن از برای امتحانت
فرستم بهر دفع دشمنانت
هوش مصنوعی: اما به خاطر آزمایش تو، برای دفع دشمنانت فرستاده میشوم.
نکو دانی که باشد ننگ راون
که بشتابد به جنگ سفله دشمن
هوش مصنوعی: خوب میدانی که ننگ و عار برای کسی که به نبرد با دشمن پست و پستفطرت میشتابد، وجود ندارد.
به خون ذره گر خور تیغ بندد
جهان بر ریش او چون صبح خندد
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از خون در زیر تیغ دشمن بریزد، جهان چون صبحگاهان بر ریش او میخندد.
برو نیروی خود را کار فرمای
بر افکن نخل عمر دشمن از پای
هوش مصنوعی: با تمام قوا و نیروی خود تلاش کن تا دشمن را شکست دهی و عمر او را کوتاه کنی.