برگردان به زبان ساده
سهی سروی ز رحمت آفریده
به جسم و روح نور حق دمیده
هوش مصنوعی: سروی زیبا و عالی به وسیله رحمت الهی خلق شده است و نور حق در جسم و روح آن دمیده شده است.
مشکّل گشته نور صبح امید
تراشیده بتی از جِرم خورشید
هوش مصنوعی: صبح امید به سختی به وجود آمده و هالهای از نور خورشید به شکلی همچون مجسمهای ساخته شده است.
ندانم کز چه جوهر گشته موجود
که حسنش را محبت کالبد بود
هوش مصنوعی: نمیدانم چه خاصیتی باعث شده که وجودش به چشم بیاید، اما زیباییاش باعث میشود که انسان به او عشق بورزد.
ز موی فرق او تا ناخن پا
چنان کش آرزو خواهد مه یا
هوش مصنوعی: تا موی سرش و ناخن پایش، آرزوها به اندازه یک ماه کشیده خواهند شد.
چو بردارد نقاب از چهره ناگاه
نماند وام خَور بر گردن ماه
هوش مصنوعی: وقتی که ناگهان پرده از چهره برداشته شود، دیگر زیبایی و جذابیت آن در سایه قرار نمیگیرد و هر گونه بدهی و دَین که به آن زیبایی تعلق دارد، از بین میرود.
فسونگر نرگسش آهوی بادام
کمان کش غمزه حکم انداز چون رام
هوش مصنوعی: چشم درشت و زیبا و فریبندهاش مانند آهوی نرم و لطیف است که با ناز و غمزه به اطراف نگاه میکند و دلها را تسخیر میکند.
مهش بر رخش رعنایی سوار است
به صحرای محبت در شکار است
هوش مصنوعی: ماه در چهرهاش جاذبهای دارد و در دنیای عشق و محبت در جستجوی معشوق است.
نبینی شکل چشم و ابروان را
کمان درگردن افکند آهوان را
هوش مصنوعی: اگر به چشمان و ابروهای زیبا و جذاب نگاه نکنی، زیبایی و نرمش آنها مانند شمایل کمانداران است که بر گردن آهوان بچرخد.
چو نازش پست سازد پایۀ خویش
به نور خور فرو شد سایۀ خویش
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و نازش را کم کند، پایه و اساس خود را میسوزاند و سایهاش به نور خورشید ناپدید میشود.
به صد رشوت شود با عشوه همدوش
به منّت ناز را گیرد در آغوش
هوش مصنوعی: با هزاران ناز و زیباگری، به راحتی میتواند با فریب و خواهش، دل مرا به دست آورد و به آغوش خود کشاند.
تبسم چون کند زان لعل شاداب
گران گردد شبه از گوهرِ ناب
هوش مصنوعی: وقتی لبخند بر لبان آن لعل زیبای شاداب مینشیند، چهرهام همچون گوهرِ با ارزش میشود و به شکوه میافزاید.
بتی کز عشوه سازیها به مستی
کند تکلیف بر حق بت پرستی
هوش مصنوعی: عشوه و ناز کسی میتواند آدم را به شدتی مشغول کند که به خودی خود به پرستش او عادت کند.
مهش رونق فزای حسن و عشق است
تو پنداری خدای حسن و عشق است
هوش مصنوعی: ماه، زیبایی و جذابیت عشق را افزایش میدهد، انگار که او خود خدای زیبایی و عشق است.
تغافل شیوهٔ چشم سیاهش
محبت جوهر تیغ نگاهش
هوش مصنوعی: چشم سیاه او با بیتوجهیاش نشان میدهد که محبت او مانند تیغی تیز و برنده در نگاهش نهفته است.
ز زلفش، عشق گشته حلقه در گوش
به بویش تا قیامت مست و مدهوش
هوش مصنوعی: زلف او باعث شده که عشق، مانند حلقهای در گوشم بماند و بوی او تا ابد مرا وادار به مستی و شیدایی کند.
ز رویش حسن جان پر نور دارد
ز خالش عشق تخم فتنه کارد
هوش مصنوعی: از چهره او، زیبایی و روشنایی به جان میبخشد و از محاسن او عشق، سبب ایجاد فتنه و آشوب میشود.
کجا زلفش کند جبریل را صید
که لاغر بیند و واسازد از قید
هوش مصنوعی: کجا ممکن است که زلفش به دام جبریل بیفتد، در حالی که او از لاغری رنج میبرد و از قید و بند آزاد میشود؟
لب جان پرورش گاه تکل م
کند بر چشمۀ حیوان تب سم
هوش مصنوعی: شکاف دل من، جایی برای رشد مهر و محبت است، اما تلخی زندگی او را در تنگنا قرار داده است.
پری دیوانه جان آن پریزاد
غلام زر خریدش، سروِ آزاد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به یک پری زیبا و دیوانه دارد که جانش به دست یک جوان آزاد و خوش قد و بالا، که مانند سرو است، افتاده است. این جوان به نوعی برده عشق آن پری محسوب میشود.
نمودی زو قران سایه و نور
چو دود عنبرین بر شمع کافور
هوش مصنوعی: تو به من نمایاندهای، همانند قرآن که سایه و نوری را به ارمغان میآورد، همچون دودی خوشبو و معطر که بر شمعی از کافور مینشیند.
نگاهش را خراجی کشور ناز
ز مژگانش بلا با فتنه انبا ز
هوش مصنوعی: نگاه او مانند مالیات یک کشور زیباست و مژگانش همچون بلایی پر از فتنه و مشکلات است.
رخش از خندهٔ صبح انت خاب است
جهان آرزو را آفتاب است
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلانگیز تو، همانند خندهی صبحگاه، باعث بیداری و شادابی دلهاست؛ چرا که نور خورشید، نماد آرزوهای روشن و امیدبخش در این جهان است.
به صد برقع جمالش بی نقاب است
نه شمعِ مه که عین آف تاب است
هوش مصنوعی: جمال او با حجاب های زیاد هم، بینقص و بیعیب است. او مانند شمعی درخشان نیست که فقط به خاطر نور خود دیده شود، بلکه حقیقتاً منبع نور و روشنایی است.
چو چشم خود سراپا عین مستی
مثال آینه در خودپرستی
هوش مصنوعی: چشم انسان تمام ویژگیهای مستی را به نمایش میگذارد، مانند آینهای که تنها به خودش مینگرد و به دیگران اهمیت نمیدهد.
به صد جان آرزو خورشید تابان
رهش می روبد از جاروب مژگان
هوش مصنوعی: با تمام وجود آرزو میکنم که خورشید درخشان راهش را از پرچین مژههایم پاک کند.
جمالی در کمال نوجوانی
چو عکس جان در آب زندگانی
هوش مصنوعی: زیبایی در اوج جوانی مانند تصویر روح در آب زندگی است.
دو نارنجش که می نازد بدان صدر
به سختی از دل او جایشان صدر
هوش مصنوعی: دو نارنجی که در صدر نشستهاند، به سختی از دل او جایگاهشان را پیدا کردهاند و به خود میبالند.
بدان ماند که گویی دست تقدیر
دو تا مغرورِ سرکش کرد تصویر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تقدیر به دو فرد مغرور و سرکش شباهتهایی را نشان داده است.
وزیران شه حسن ایستاده
ز سختی بر ستادن دل نهاده
هوش مصنوعی: وزیران شاه حسن به خاطر سختیها تلاش کرده و قلب خود را آماده کردهاند که ایستادگی کنند.
مگر زان خودسران شد عشق دلگیر
که استادند بهر عذر تقصیر
هوش مصنوعی: آیا عشق به خاطر شورشیان دلشکسته شده است که آنها به دنبال بهانهای برای توجیه اشتباهات خود هستند؟
چو چشمش نرگس بستان سیه نیست
گر از سرمه دمد زینسان س یه نیست
هوش مصنوعی: چشم او مانند نرگس باغ است و اگر هم که از سرمه روشن شود، باز هم سیاه نیست.
خدنگ عشوه زان مشکین کمانی
به تیغ انگبین شیرین زبانی
هوش مصنوعی: عشوه و ناز او مانند کمند مشکی است که با کلام شیرین و دلپذیرش جان را میبرد.
چو در ریزی کند زان درج مرجان
گزد انگشت مرجان در به دندان
هوش مصنوعی: اگر در دریا مرجان ریزش کند، باید بدانی که انگشت مرجان در دندان تو میگزد.
میان نازنین مانا چو کم رنگ
دهانش چون دل شوریدگان تنگ
هوش مصنوعی: در میان نازنین مانا، وقتی که لبانش کمرنگ باشد، دلهای عاشقان دچار تنگی و اضطراب میشوند.
بنازد ز آن میان حسن از ظریفی
تنُک همچون مزاج اندر ضعیفی
هوش مصنوعی: در میان زیباییها، زیبایی کسی جلوهگری میکند که مانند مزاج ضعیف است و دارای ظرافت و نازکی خاصی میباشد.
چو وصف حسن او بشیند زانسان
به خود در رفت راون، ماند حیران
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی او را کسی توصیف کند، آن شخص از خود بیخود میشود و در حیرت باقی میماند.
به افسون سخن برد از سرش هوش
تو گویی جان کشیدش از ره گوش
هوش مصنوعی: با یک سخن جادویی، او از تو هوش و حواست را گرفته، گویا جانش را از گوش تو به دست آورده است.
رخش نادیده، دل از دست داده
به صد جان نعل در آتش نهاده
هوش مصنوعی: اسب نادیده، دل را که از دست دادهام، به هزار جان در آتش نعل زده است.
ز روبه بازیش بر یوسف جان
به تو گرگ کهن شد تیز دندان
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت یوسف، در دل دشمنانش حس حسادت و دشمنی به وجود آمده است، به طوری که آنها مانند گرگهای تیز دندان آماده هستند تا به او آسیب بزنند.