برگردان به زبان ساده
چو شد نومید رام از وصلِ جانان
فُتاد از پای، همچون جسمِ بیجان
هوش مصنوعی: وقتی از وصال محبوب ناامید شد، مانند جسمی بیجان به زمین افتاد.
به کین برخاست دیگر بار از جای
که بردارد به پای خاک از پای
هوش مصنوعی: از اینجا دوباره به پا میخیزم که بتوانم از زمین بردارم خاکی که بر پایم نشسته است.
به غیرت، کارفرما گشت کین را
که بر هم میزنم این سرزمین را
هوش مصنوعی: کارفرما به خاطر غیرتش نگران شده است؛ چرا که من در حال بر هم زدن وضعیت این سرزمین هستم.
همی گیرم زمین را در تهِ تیر
که تیرم را خداداد است تأثیر
هوش مصنوعی: من در انتهای تیر نشستهام و زمین را در آغوش میگیرم، زیرا تأثیر تیر من از جانب خداست.
سپهرِ خیرهسر را تابِ آن نیست
زمینْ خاک است، آخر آسمان نیست
هوش مصنوعی: آسمان بیرحم و سرکش نمیتواند تحمل کند که زمین در وضعیت خاکستری و غمگین باشد؛ زیرا نهایت قدرت و زیبایی خود را در آسمان دارد.
گرفتش دست و گفتش زاهدِ پیر
مَزَن تیرش که از وی نیست تقصیر
هوش مصنوعی: دست او را گرفت و گفت: ای زاهد سالخورده، به او آسیبی نرسان؛ زیرا او گناهی ندارد.
تو هم دانی نه این جُرمِ زمین بود
قضایِ آسمانی، اینچنین بود
هوش مصنوعی: تو هم میدانی که این گناه مربوط به زمین نیست، بلکه این سرنوشت آسمانی چنین رقم خورده است.
مکن کاری چنین کز اینچنین کار
تلف گردند مخلوقاتِ بسیار
هوش مصنوعی: کاری انجام نده که باعث آسیب و نابودی بسیاری از موجودات شود.
به زیرش یک جهان دارند آرام
شود چونشان وبال گردن رام
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیر این فرد، کسانی وجود دارند که نگرانند و بار سنگینی بر دوش او است. هنگامی که او آرامش پیدا کند، آنها نیز آرام خواهند شد.
به گوش دل شنید آن نغز گفتار
نکرد از گفت ۀ او هیچ انکار
هوش مصنوعی: دل به دقت به آن سخن زیبا گوش داد و هیچ تردیدی در آنچه او گفت نکرد.
چو نقد پند زاهد در گره بست
کمان و تیر کین برتافت از دست
هوش مصنوعی: وقتی که نصیحت و اندرز زاهد در دل به کینه و دشمنی گره خورد، او کمان و تیرش را به سوی دشمن برمیافراشت و از دستش نمیافتاد.
به ترک ملک شاه هفت کشور
سپرده وارثان را تخت و افسر
هوش مصنوعی: به خاطر ترک کردن کشور، شاه هفت سرزمین، تخت و تاج را به وراثت سپرده است.
روان از عرضه گاه دشت کونپل
به طاعت رفت در کوه همانچل
هوش مصنوعی: روح از محل نمایش دشت سرسبز به فرمانبرداری رفت و در کوه همان جا مستقر شد.
نهانی خواست از مردم پری وار
به کوه اندر شده کیخسرو غار
هوش مصنوعی: کیخسرو، پادشاه افسانهای، به طور پنهانی از مردم درخواست کرد و به کوه رفت، جایی که در غاری قرار داشت.
به همت باز شست از این جهان دست
به عزم آن جهانی رخت بر بست
هوش مصنوعی: با اراده و همت خود، از این دنیا وداع کرد و به سوی جهانی دیگر رفت.
زکوه آن سو حدیثش کس ندانست
کسی احوال او زان پس ندانست
هوش مصنوعی: از آن سوی کوه، هیچکس از داستان او خبری نداشت و بعد از آن نیز کسی از حال او آگاه نشد.