برگردان به زبان ساده
چو راون کشته گشت و فتح لنکا
زنش بگرفت دست حور سیتا
هوش مصنوعی: زمانی که راون (راوان) شکست خورد و لنگکا فتح شد، همسرش سیتا را به دست حوریها سپردند.
به نزد رام نیکو سیرت آورد
چو گنگ از آسمان باگیرت آورد
هوش مصنوعی: شخصی با ویژگیهای خوب و نیکو به نزد رام میرود و مانند بارانی از آسمان بر او نازل میشود.
دوان آمد بسر در خدمت رام
مهیا گشته بر پاداش ایام
هوش مصنوعی: او با شتاب به در خانه آمده و آماده است تا به استقبال روزهای خوب و پاداشهای زندگی برود.
نکرده رو به سویش رام و فرمود
که چشمم بر زن بیگانه نگشود
هوش مصنوعی: او به طرف او نرفت و به او گفت که چشمانش را به روی زن بیگانه نگشوده است.
که غرق شرم ازو گشتم سراپا
زن راون چرا آمد ز لنکا
هوش مصنوعی: من از دیدن او کاملاً شرمنده شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم. حالا از خودم میپرسم چگونه او از هند به اینجا آمده است.
منم آدم تو چون می ترسی از من
بد اندیشید گر خود دیو راون
هوش مصنوعی: من هم مثل تو هستم، اما اگر از من میترسی و به من بد فکر میکنی، بهتر است با خودت هم فکر کنی که آیا نباید به خودت هم شک کنی.
که آن از راونست و این ز رام است
مرا با تو چه جای انتقام است؟
هوش مصنوعی: من از راوند آمدهام و تو از رام، بین ما چه جایی برای کینهتوزی وجود دارد؟
پس پرده نشین در خانهٔ خویش
امان دادم چه می آیی فراپیش
هوش مصنوعی: من در خانهٔ خود با آرامش و امان نشستهام، تو چرا به سراغ من میآیی؟
مرا باید نکوکاری چو خود کرد
ز بد ذاتی گر آن بد کار بد کرد
هوش مصنوعی: انسان باید نیکوکاری را از خود آغاز کند، چرا که اگر کسی ذاتاً بد باشد، حتی اگر بدی دیگری انجام دهد، او نیز در چشم دیگران بد به نظر میرسد.
به جان دادن سزای خویشتن یافت
گر او بد کرد و رو از راستی تافت
هوش مصنوعی: اگر کسی به خود یا دیگران آسیب برساند و از حقیقت دور شود، باید نتیجه کارهای خود را بپذیرد و عاقبت کارش را ببیند.
پی تعظیم سر بر خاک مالید
زن راون چو لطف رام را دید
هوش مصنوعی: زنی به خاطر دیدن لطف و محبت، سر خود را به نشانه احترام بر خاک گذاشت و به تعظیم درآمد.
به شرم و عفو و لطفش آفرین داد
جبین را بر زمین سود آن پریزاد
هوش مصنوعی: به خاطر وقار و بزرگواری و مهربانیاش، پیشانیام را به خاک میسایم و از او سپاسگزاری میکنم. نیکویی آن موجود زیبا به من بهره رسانده است.
به مژگان روفت دیگر خاک درگاه
چو شد کارش همه بر حسب دلخواه
هوش مصنوعی: با چشمانش غبار درگاه را پاک کرد، وقتی همه چیز بر وفق مرادش شد.
که بردارد سر راون ز میدان
به جان منت ز لطفش خواست فرمان
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر لطف و محبت خدا، جان خود را فدای او کند و از میدان جنگ برگردد، به نوعی شکرگزاری و درخواست کمک از او را نشان میدهد.
بدو گفتا چه جای انتظار است
که مارا با تن بی جان چه کاراست
هوش مصنوعی: به او گفتند که چرا منتظر هستی، در حالی که بدن بدون روح هیچ کاربردی ندارد.
برو با خود برو در آتش انداز
شرار فتنه با آتش کن انباز
هوش مصنوعی: برس به خود و به آتش بیفکن، آتش فتنه را با شعلهی خود زنده کن.
گرفت از رام فرمان چون زن دیو
که سوزانند در آتش تن دیو
هوش مصنوعی: رام مانند یک زن که دیو را با فرمان خود تحت کنترل میگیرد، دستور میدهد. این دستوری است که میتواند دشمنان را به آتش بکشد و خسارت و آسیب شدیدی به آنها بزند.
به جای سوختن بس هیزم افروخت
درو زد آتش و جسمش در آن سوخت
هوش مصنوعی: به جای اینکه خود را به زحمت بسوزاند، هیزمی را آتش زد که بدنش در آن آتش سوخت.
به تابوتش چو آتش برفکندند
سپند آسا به آتش در فکندند
هوش مصنوعی: وقتی که تابوت او را آتش زدند، همچون گیاه سپند که در آتش میافتد، او نیز به آتش سپرده شد.
سمندر چون لبش از حرف در ماند
وصیت نامهٔ پروانه برخواند
هوش مصنوعی: سمندر وقتی که از گفتن چیزی باز میماند، وصیتنامهی پروانه را میخواند.
دماغ هر که یابد بوی دودی
به روح ما فرستد گو درودی
هوش مصنوعی: هر کس که بوی دود را حس کند، روح ما را به او تسلیت بگوید.
گل و بارش نصیب از دست برده
گرفت آتش چنار سالخورده
هوش مصنوعی: اگر به فکر گل و باران هستی، باید بدانی که این دست سرنوشت است که آتش چنار قدیمی را به جانش انداخته است.
به هند این نقل مشهور است هر جا
که می دانند هر یک پیر و برنا
هوش مصنوعی: در هند یک مثل معروف وجود دارد که میگوید: در هر کجا که بروی، خواه پیر باشی یا جوان، مردم به خوبی میدانند و آگاهی دارند.
که راون ز آتش عشق جگر سوز
همی سوزد در آتش تا به امروز
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق سوزان و دردناک خود در آتش عشق میسوزد، همچنان تا امروز در این آتش باقی مانده است.
و زان آتش برو می آید آواز
که ای دلسوز عفریتان دمساز
هوش مصنوعی: از آتش به وجود آمده، صدایی به گوش میرسد که به کسی میگوید: ای کسی که دلسوز موجودات افسانهای هستی، به ما بپیوند.
کمر بندید و جوشنها بپو شید
به کین خصم شیرافکن بکوشید
هوش مصنوعی: آماده شوید و زرهها را به تن کنید تا با دشمنانی که مانند شیر میزنند، به مبارزه بپردازید.
مبادا دست یابد رام پر فن
که سیتا را برد از خانهٔ من
هوش مصنوعی: مبادا که آن شخص فریبکار به من دست یابد، چون سیتا را از خانهام ربوده است.
به جوش آید ز رشک این مرده خونم
بسوزد ز آتش غیرت درونم
هوش مصنوعی: از حسادت این مرده به خشم میآیم و آتش غیرت درونم مرا به سوزش وامیدارد.
وگرنه اندرین آتش که هستم
بود چون ارغوان و گل به دستم
هوش مصنوعی: اگر نبودم در این آتش که در آن هستم، میتوانستم چون ارغوان و گل در دست داشته باشم.
اگر چه کشته گشت و سوخته هم
نگشته غیرت عشقش جوی کم
هوش مصنوعی: هرچند که او جان خود را فدای عشق کرده و در آتش عشق سوخته است، اما از غیرت و شجاعت او کم نشده است.
یقین دان روح او را عشق ساقیست
که در خاکستر او عشق باقیست
هوش مصنوعی: بدان که روح او به عشق ساقی وابسته است و در عین حال، عشق هنوز در وجود او وجود دارد و زنده است.
چنین کان سوخته غیرت نهاد است
برو رحمت، اگر چه دیو زاد است
هوش مصنوعی: این شخص به شدت دچار آسیب و درد شده و به خاطر این حالش، سزاوار رحمت و بخشش است، حتی اگر در اصل فردی بد ذات و ناپاک باشد.
محبت چون زند ز اعجاز خود دم
فرشته گردد از وی دیو و آدم
هوش مصنوعی: محبت به قدری قوی و شگفتانگیز است که میتواند فرشته را به وجود آورد و حتی دیو و آدم را تحت تأثیر قرار دهد.
نه چون بی غیرتان این زمانه
به هر جا عشق را کرده بهانه
هوش مصنوعی: در این زمان، عشق بهانهای شده برای هر کسی، اما من مثل شما بیغیرت نیستم.
به هم جمع آمده بر خوان مگس وار
نه غیرت در خود و نی شرم دلدار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که جمعی از افراد در یک مکان گرد آمدهاند، اما هیچ کدام احساس غیرت یا شرم ندارند. در واقع، آنها بهگونهای رفتار میکنند که نشاندهندهی فقدان سربلندی یا احساس مسئولیت نسبت به یکدیگر است. این تصویر نشاندهندهی نوعی بیتوجهی یا بیاحساسی در رابطههای انسانی است.
چنین گویند هنونت فلک تاز
شود هر سال در وی هیزم انداز
هوش مصنوعی: فلک (آسمان) میگوید که هر سال به زندگیات روح تازهای میدهد و در آن، عشق و شوق جدیدی میافزاید.
کزان سوزد همی تا سال دیگر
ز بارانها فرو ننشیند آذر
هوش مصنوعی: چنان آتش و هیجانی در دل دارم که تا سال آینده، از بارش بارانها آرام نمیگیرد.
شرار عشق اگر در دل اثر کرد
به صد طوفان نگردد آتشش سرد
هوش مصنوعی: اگر عشق آتشی در دل ایجاد کند، حتی با وجود طوفانهای زیاد، آن آتش هرگز خاموش نخواهد شد.
نیندازد اگر یک سال هیزم
نه سر پیدا شود آن فتنهٔ گم
هوش مصنوعی: اگر یک سال هیزم نیندازی، آن فتنه گم نمیشود و سر و سامان پیدا نمیکند.
شود زنده خرابی ها کند باز
فلک را در ستم باشد به وی ناز
هوش مصنوعی: اگر خرابیها دوباره جانی بگیرند، آسمان در ظلم و ستم نسبت به او به لطافت و ناز برخورد خواهد کرد.
بدان هیزم نماند فتنه در خواب
نسوزاند دگر ره آتش و آب
هوش مصنوعی: بدانید که اگر آتش و فتنهای در کار نباشد، دیگر نیازی به نگرانی از خواب و آرامش نیست و دیگر این آتش و آب شما را تهدید نمیکند.