برگردان به زبان ساده
ای ترک من امروز نگویی به کجایی
تا کس نفرستیم و نخوانیم نیایی
هوش مصنوعی: ای معشوق من، امروز به من نگو به کجا میروی، تا کسی را برای جستجو و دعوت تو نفرستیم و تو هم نیایی.
آنکس که نباید بر ما زودتر آید
تو دیرتر آیی به بر ما که ببایی
هوش مصنوعی: کسی که نباید زودتر از ما پیش ما بیاید، تو هم بهتر است دیرتر به ما ملحق شوی تا ما او را ببینیم.
آن روز که من شیفتهتر باشم برتو
عذری بنهی بر خود و نازی بفزایی
هوش مصنوعی: در روزهایی که من بیشتر از همیشه به تو شیفته و علاقهمند هستم، تو بهانهای برای خودت میتراشی و لحن زیباتری به خود میگیری.
چون با دگری من بگشایم، تو ببندی
ور با دگری هیچ ببندم، بگشایی
هوش مصنوعی: اگر من با کسی صحبت کنم و در دل تو را فراموش کنم، تو در دل خودت را به روی من ببندی، ولی اگر با کسی دیگر هیچ صحبتی نکنم، تو به روی من باز خواهی شد.
گویی: به رخ کس منگر جز به رخ من
ای ترک چنین شیفتهٔ خویش چرایی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این جمله به نوعی از عشق و جذابیت اشاره دارد. گویا به معشوق گفته میشود که به کسی دیگر ننگرد و تنها به چهره خود نگاه کند؛ این نشاندهندهی این است که شخص عاشق به شدت نسبت به محبوب خود وابسته و شیفته است و میخواهد که او فقط به خودش توجه کند. این احساس در واقع نشانگر عمق عشق و تمایل به داشتن توجه تمام و کمال محبوب است.
ترسی که کسی نیز دل من برباید
کس دل نرباید به ستم، چون تو ربایی
هوش مصنوعی: ترس من از این است که کسی نتواند مانند تو با قساوت و بیرحمی، دل مرا برباید.
من در دگران زان نگرم تا به حقیقت
قدر تو بدانم که ز خوبی به چه جایی
هوش مصنوعی: من به دیگران نگاه میکنم تا بفهمم ارزش تو را چگونه میتوان درک کرد، زیرا از خوبیهای تو میتوان به جایگاه و مقام بالای تو پی برد.
هر چند بدین سعتریان درنگرم من
حقا که به چشمم ز همه خوبتر آیی
هوش مصنوعی: هرچند که به این وسعت و زیباییها نگاه میکنم، واقعاً تو برای من از همه آنها زیباتر به نظر میرسی.
با تو ندهد دل که جفایی کنم از پیش
هر چند به خدمت در، تقصیر نمایی
هوش مصنوعی: دل به تو نمیسپارم چون ممکن است به تو آسیب برسانم؛ هرچند که تو هم در حق من کوتاهی کردی.
ور زانکه به خدمت نکنی بهتر ازین جهد
هر چند مرایی، به حقیقت نه مرایی
هوش مصنوعی: اگر به خدمت نرسانی، هر چقدر هم که تلاش کنی، از حقیقت دوری و حقیقت را نمیبینی.
بیخدمت و بیجهد به نزد ملک شرق
کس را نبود مرتبت و کامروایی
هوش مصنوعی: بیزحمت و بدون تلاش، هیچکس در نزد پادشاه شرق مقام و موفقیتی ندارد.
شاه ملکان پیشرو بارخدایان
ز ایزد ملکی یافته و بارخدایی
هوش مصنوعی: شاه بزرگترین و برترین حاکمان است که مقام و موقعیتی خدایی را از خداوند کسب کرده و به عنوان نماینده خدا در زمین عمل میکند.
مسعود ملک آنکه نبودهست و نباشد
از مملکتش تا ابدالدهر جدایی
هوش مصنوعی: مسعود، پادشاهی است که نه تنها در گذشته بوده، بلکه تا همیشه از سرزمینش دوری خواهد داشت.
این مملکت خسرو تایید سمائیست
باطل نشود هرگز تایید سمائی
هوش مصنوعی: این کشور تحت حمایت و حمایت خداوند است و هیچگاه این حمایت از بین نخواهد رفت.
ایزد همه آفاق بدو داد و به حق داد
ناحق نبود، آنچه بود کار خدایی
هوش مصنوعی: خداوند تمام عالم را به او بخشید و آنچه که به حق داده شده، ناحق نیست؛ بلکه همه چیز از کارهای الهی است.
پاکیزه دلست این ملک شرق و ملک را
پاکیزه دلی باید و پاکیزه دهایی
هوش مصنوعی: این منطقهی شرقی که در موردش صحبت میشود، دلهای پاک و خالصی دارد. بنابراین، برای اداره و مدیریت این سرزمین، نیاز است که کسی با دل پاک و نیت نیکو باشد.
با هر که وفا کرد وفا را به سرآورد
بس شهره بود در ملکان نیک وفایی
هوش مصنوعی: هر کس که به وفا و صداقت رفتار کند، سرانجام به نتیجه و ثمر میرسد و در میان نیکان شناخته میشود.
گر نامه کند شاه سوی قیصر رومی،
ور پیک فرستد سوی فغفور ختایی،
هوش مصنوعی: اگر شاه نامهای به قیصر روم بفرستد یا پیامبری به فغفور چین بفرستد،
از طاعت او حلقه کند قیصر درگوش
وز خدمت فغفور کند پشت دوتایی
هوش مصنوعی: اگر کسی از او اطاعت کند، مانند قیصر که حلقهای در گوش خود میاندازد، و به خدمت کسی مانند فغفور بپردازد، نشاندهنده این است که او خود را به زحمت میاندازد و دوشادوش دیگران تلاش میکند.
هرگز به کجا روی نهاد این شه عادل
با حاشیهٔ خویش و غلامان سرایی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که این پادشاه عادل هرگز به کجا خواهد رفت، با همراهان و خدمتگزارانش در کنار خود.
الا که به کام دل او کرد همه کار
این گنبد پیروزه و گردون رحایی
هوش مصنوعی: جز این نیست که همه کارهای این جهان و دورانی که میگذرد، برای رضایت و خوشحالی او انجام میشود.
چون قصد به ری کرد و به قزوین و به ساوه
شد بوی و بها از همه بویی و بهایی
هوش مصنوعی: وقتی او به ری، قزوین و ساوه رفت، از هر نظر و از هر بخشی، ارزش و بوی خاصی به این مکانها بخشید.
چون قصد کیا کرد به گرگان و به آمل
بگذاشت کیا مملکت خویش و کیایی
هوش مصنوعی: وقتی که کیا تصمیم گرفت به گرگان و آمل سفر کند، مملکت و حکومت خود را به حال خود رها کرد.
کس کرد به کدیه، سپهی خواست ز گیلان
هرگز به جهانمیر که دیدهست و گدایی
هوش مصنوعی: شخصی از گیلان سپاهی خواسته است که هرگز به کسی که در دنیا دیده و گدایی کرده، سپرده نشده است.
کار مدد و کار کیا نابنوا شد
زین نیز بتر باشدشان نابنوایی
هوش مصنوعی: کار خداوند و کار نیکان به صورتی انجام میشود که کمک و یاری به آنها میرسد. اگر این نوع کمک نباشد، وضعیت نابینایی و ناتوانی از این هم بدتر خواهد بود.
امروز کیا بوسه دهد بر لب دریا
کز دست شهنشاه بدو یافت رهایی
هوش مصنوعی: امروز چه کسی به دریا بوسه میزند، در حالی که او از دست شاه رهایی پیدا کرده است؟
سالار سپاهان چو ملک شد به سپاهان
برشد به هوا همچو یکی مرغ هوایی
هوش مصنوعی: وقتی فرمانده سپاهان به مقام ملک رسید، همچون پرندهای آزاد به آسمان پرواز کرد.
گرچه به هوا برشد چون مرغ همیدون
ورچه به زمین درشد چون مردم مائی
هوش مصنوعی: اگرچه مانند مرغی به آسمان پرواز کند، اما همچنان به زمین بیفتد، مانند انسان باقی میماند.
فرزند به درگاه فرستاد و همیداد
بر بندگی خویش بیکباره گوایی
هوش مصنوعی: فرزند را به درگاه ارسال کرد و ناگهان به نشانهی بندگی خود شهادت داد.
زان روز مرائی شد و گشته ست سبکدل
سالار، سبکدل نشود میرمرائی
هوش مصنوعی: از آن روز که مرائی (چشموگوش) نورانی و خوشحال شده است، رهبر نیز خوشدل و سبکبار شده است. اما همیشه میرمرائی (رهبری) نمیتواند بدون نگرانی باشد.
ای بار خدا و ملک بار خدایان
شاه ملکانی و پناه ضعفایی
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ و پادشاه آسمانی، تو پناهگاه ضعیفان و افرادی که به یاری نیاز دارند، هستی.
در دارفنا، اهل بقا خلق ندیدهست
از اهل بقایی تو و در دار فنایی
هوش مصنوعی: در دنیای فانی، هیچکس از افرادی که ماندگارند، تو را ندیده است و در دنیای باقی نیز عدهای از اهل فنا تو را نمیشناسند.
چون ایزد شاید ملک هفت سموات
بر هفت زمینبر، ملک و شاه تو شایی
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند بخواهد، پادشاهی آسمانها بر زمینهای هفتگانه تسلط پیدا میکند و تو نیز پادشاه و سرور این سرزمین هستی.
یک نیمه جهان را به جوانی بگشادی
چون پیر شوی نیمهٔ دیگر بگشایی
هوش مصنوعی: نیمهای از زندگی و جهان را در جوانی تجربه میکنی و وقتی که پیر شدی، نیمهی دیگر را نیز تجربه خواهی کرد.
زنگ همه مشرق به سیاست بزدودی
زنگ همه مغرب به سیاست بزدایی
هوش مصنوعی: زنگ و آلودگیهای ناشی از سیاست و مدیریت نامناسب در شرق را با تدبیر و سیاست پاک کردی و همچنین آلودگیهای مغرب را نیز به همان شیوه از بین بردی.
هر شاه که از طاعت تو باز کشد سر
فرق سر او زیر پی پیل بسایی
هوش مصنوعی: هر شاهی که از فرمانبرداری تو رویگردان شود، باید بداند که سر او زیر پای فیل خواهد رفت.
آنکس که دغایی کند او با ملک ما
زو باز نگردد ملک ما به دغایی
هوش مصنوعی: هرکس به ما خیانت کند، هرگز نمیتواند به زندگی و خوشبختی ما بازگردد.
تا بوی دهد یاسمن و چینی و سنبل
تا رنگ دهد وسمهٔ رومی و الایی
هوش مصنوعی: تا وقتی که عطر یاسمن و گلهای چینی و سنبل فضا را پر کند، و رنگ و زیبایی وسمهٔ رومی و گلهای دیگر جلوهگر شود.
جاوید بزی بارخدایا به سلامت
با دولت پیوسته و با عمر بقایی
هوش مصنوعی: بارخدایا، جاوید همیشه با سلامتی و خوشبختی زندگی کند و عمرش طولانی باشد.
یک دست تو با زلف و دگر دست تو با جام
یک گوش به چنگی و دگر گوش به نایی
هوش مصنوعی: یکی از دستهای تو در حال بازی با موهایت است و دست دیگر در حال نگه داشتن جامی است. یک گوش به صدای چنگ (ساز) سپردهای و گوش دیگر به نغمهای از نی (ساز دیگری) توجه کردهای.