برگردان به زبان ساده
شبی گیسو فروهشته به دامن
پلاسین معجر و قیرینه گرزن
شبی که همچون بانویی گیسوهای سیاه و بلندش تا دامن آویزان است و روسری ای بافته شده از موی سیاه بز دارد و تاجی سیاه چون قیر بر سر دارد
بکردار زنی زنگی که هرشب
بزاید کودکی بلغاری آن زن
مانند زنی سیاهپوست که هر شب فرزندی سفیدپوست به دنیا میآورد.
کنون شویش بمرد و گشت فرتوت
از آن فرزند زادن شد سترون
هم پیر و فرسوده شده و هم شوهرش مرده است پس دیگر امیدی به فرزند آوری او وجود ندارد
شبی چون چاه بیژن تنگ و تاریک
چو بیژن در میان چاه او من
هوش مصنوعی: شبی مانند چاه بیژن، تنگ و تاریک است و من در میان این چاه، مانند بیژن به سر میبرم.
ثریا چون منیژه بر سر چاه
دو چشم من بدو چون چشم بیژن
هوش مصنوعی: چون ستاره ثریا در آسمان، منیژه نیز بر لب چاه زیبایی دارد و چشمان من به او مینگرد مانند چشمان بیژن که به عشقش خیره شده است.
همیبرگشت گرد قطب جدی
چو گرد بابزن مرغ مسمن
هوش مصنوعی: چرخش و حرکت به دور قطب جدی مانند دور زدن مرغی چاق به دور زبانهٔ آتش است.
بنات النعش گرد او همیگشت
چو اندر دست مرد چپ فلاخن
صورت فلکی دب اکبر به دور ستاره قطبی خلاف عقربه های ساعت می چرخید مانند مرد چپ دستی که فلاخن را می چرخاند.
دم عقرب بتابید از سر کوه
چنانچون چشم شاهین از نشیمن
هوش مصنوعی: دم عقرب به شدت از بالای کوه به سمت پایین تاب میخورد، به گونهای که شبیه چشمهای تیزبین شاهین است که از آشیانهاش به دور مینگرد.
یکی پیلستگین منبر مجره
زده گردش نقط از آب روین
این صور فلکی رو که ذکر کرده مجموعه عظیم و فرازی چون فراز پیل عظیم الجثه ای است که آدمیزاد از پایین فقط میتونه بهش نگاه کنه و نمیشه مثل اسب روش بپره یعنی دستش به اون بالا مستقیم نمی رسه. حالا مصرع دوم ار مجره شروع میشه. میگه مجره یا همان کهکشان راه شیری دور این صور فلکی که ذکر کرده نقطه نقطه زده. اما تعداد این نقاط آنقدر زیاده که انگار این مجموعه عظیم رو مثل یک لباس رو تو تشت رنگرزی (اب روین) انداخته و علاوه بر رنگ مورد نظر تعداد بینهاین نقطه و لکه گوشه گوشه لباس افتاده
نعایم پیش او چون چار خاطب
به پیش چار خاطب چار مؤذن
هوش مصنوعی: خوشبختیها و لذتهای در پیش او مانند چهار خواستگار هستند که برای چهار مؤذن آمدهاند.
مرا در زیر ران اندر کمیتی
کشنده نی و سرکش نی و توسن
هوش مصنوعی: من در زیر کمر، به پنجههای کشنده و سرکش، که همچون اسبی قوی و نیرومند است، گرفتار شدهام.
عنان بر گردن سرخش فکنده
چو دو مار سیه بر شاخ چندن
هوش مصنوعی: در اینجا، اشارت به این است که دو مار سیاه بر روی یک شاخ پیچیده و در حال حرکت هستند، به گونهای که کنترل و تسلط بر آن شاخ را از دست دادهاند. این تصویر نمادی از قدرت و کنترل در دستان کسی است که بر گردن یک موجود سرخ (که احتمالاً نشانی از قدرت و شجاعت است) در حال حرکت میباشد. به طور کلی، میتوان به نوعی از تعادل و تنش در قدرت و کنترل اشاره کرد.
دمش چون تافته بند بریشم
سمش چون ز آهن پولاد هاون
هوش مصنوعی: دمش مانند نخی نرم و لطیف است و سمش مانند آهن و فولاد محکم و سخت.
همیراندم فرس را من به تقریب
چو انگشتان مرد ارغنون زن
اسب را با سرعت می راندم و پاهای اسب مانند انگشتان مردی نوازنده شده بود که بسیار سریع حرکت می کند
سر از البرز برزد قرص خورشید
چو خونآلوده دزدی سر ز مکمن
هوش مصنوعی: در این بیت، خورشید مانند یک دزد خونی از پشت کوه البرز طلوع میکند و به نوعی نشاندهنده قدرت و شجاعت است. این تصویرگری میتواند نمادی از آغاز روز و روشنایی باشد که به شدت و تأثیرش اشاره دارد.
به کردار چراغ نیم مرده
که هر ساعت فزون گرددش روغن
هوش مصنوعی: مانند چراغی که شعلهاش کم نور شده و با هر لحظه روغن بیشتری به آن اضافه میشود تا روشن بماند.
برآمد بادی از اقصای بابل
هبوبش خاره در و باره افکن
هوش مصنوعی: باد شدیدی از دوردست بابل وزیدن گرفت و آن قدر قوی بود که همه جا را پر از گرد و غبار کرد.
تو گفتی کز ستیغ کوه سیلی
فرود آرد همی احجار صد من
هوش مصنوعی: تو گفتی از اوج کوه، سیلابی خواهد آمد که سنگها را به همراه خود به پایین میآورد.
ز روی بادیه برخاست گردی
که گیتی کرد همچون خز ادکن
هوش مصنوعی: از دشت و بیابان غباری برخواست که دنیای خود را مانند خز دگرگون کرد.
چنان کز روی دریا بامدادان
بخار آب خیزد ماه بهمن
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، بخار آب از سطح دریا برمیخیزد، درست مانند حالتی که در ماه بهمن اتفاق میافتد.
برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر
یکی میغ از ستیغ کوه قارن
هوش مصنوعی: زاغی سیاه و مادیانی با جسمی زیبا از بالای کوه قارن پدیدار شدند.
چنانچون صدهزاران خرمن تر
که عمدا در زنی آتش به خرمن
هوش مصنوعی: همچون هزاران خوشه گندم که عمدی آتش به آنها میزنند.
بجستی هر زمان زان میغ برقی
که کردی گیتی تاریک روشن
هوش مصنوعی: هر زمان که از آن میغ درخشان جدا شدی، دنیا را که تاریک بود، روشن کردی.
چنان آهنگری کز کورهٔ تنگ
به شب بیرون کشد تفسیده آهن
هوش مصنوعی: مانند آهنگری که از کورهٔ تنگ شبانه آهنی پخته و فرسوده را بیرون میآورد.
خروشی برکشیدی تند تندر
که موی مردمان کردی چو سوزن
هوش مصنوعی: صدای بلندی برپا کردی مانند رعد و برق که موهای مردم را به مانند سوزن زد.
تو گفتی نای رویین هر زمانی
به گوش اندر دمیدی یک دمیدن
هوش مصنوعی: تو گفتی که هر بار که نای را به گلویت میگذاری، یکی از دمیدنهای آن در گوشام طنینانداز میشود.
بلرزیدی زمین لرزیدنی سخت
که کوه اندر فتادی زو به گردن
هوش مصنوعی: زمین به شدت لرزید و به دنبال آن، کوهها نیز به لرزه در آمدند و به این سبب بر دوش زمین افتادند.
تو گفتی هر زمانی ژنده پیلی
بلرزاند ز رنج پشگان تن
هوش مصنوعی: تو گفتی هر وقت که زحمتهای پشگان شدت بگیرد، حتی بزرگترین و قویترین افراد هم از درد و رنج میلرزند.
فرو بارید بارانی ز گردون
چنانچون برگ گل بارد به گلشن
هوش مصنوعی: از آسمان بارانی نازل شد که مانند بارش گلبرگهای گل در باغچه است.
و یا اندر تموزی مه ببارد
جراد منتشر بر بام و برزن
مانند تیر ماهی که آفت ملخ همه جا را فرا گیرد
ز صحرا سیلها برخاست هر سو
دراز آهنگ و پیچان و زمین کن
هوش مصنوعی: سیلابها از دشت برمیخيزند و به سمتهای مختلف روانه میشوند، بلند و پرپیچ و خم، و زمین را تحت تأثیر قرار میدهند.
چو هنگام عزایم زی معزم
به تک خیزند ثعبانان ریمن
هوش مصنوعی: وقتی که زمان برگزاری عزا فرا میرسد، در آنجا مارها به سرعت به حرکت درمیآیند.
نماز شامگاهی گشت صافی
ز روی آسمان ابر معکن
در ابتدای شب آسمان صاف شد و آن ابرهای در هم فشرده کنار رفت
چو بردارد ز پیش روی اوثان
حجاب ماردی دست برهمن
هوش مصنوعی: وقتی که حجاب و مانع از پیش روی او برداشته شود، دیگر نمیتوان از موانع جلوگیری کرد و دستها به سمت همدیگر دراز میشوند.
پدید آمد هلال از جانب کوه
بسان زعفران آلوده محجن
هوش مصنوعی: هلال ماه از کنار کوه پدیدار شد و شبیه به زعفرانی است که با رنگی تیره آمیخته شده باشد.
چنانچون دو سر از هم باز کرده
ز زر مغربی دستاورنجن
هوش مصنوعی: چنان که دو انتهای چیزی که از طلا ساخته شده و به رنگ مغرب است، از هم جدا شدهاند و به دست گرفته شدهاند.
و یا پیراهن نیلی که دارد
ز شعر زرد نیمی زه به دامن
هوش مصنوعی: پیراهن آبی که نیمهاش از شعر زرد است، بر دامنش آویزان شده است.
رسیدم من به درگاهی که دولت
ازو خیزد، چو رمانی ز معدن
هوش مصنوعی: به نقطهای رسیدم که از آنجا خوشبختی و نعمت به دست میآید، مانند زمانی که از دل یک معدن گرانبها چیزی قیمتی استخراج میشود.
به درگاه سپهسالار مشرق
سوار نیزهباز خنجر اوژن
هوش مصنوعی: به درگاه فرمانده بزرگ مشرق، سوارانی با نیزه و حاملان خنجر آمادهاند.
علیبن محمد میر فاضل
رفیعالبینات صادقالظن
هوش مصنوعی: علیبن محمد شخصی دانشمند و بافضیلت است که به خوبی شناخته شده و دارای افکار درست و باطن نیک میباشد.
جمال ملکت ایران و توران
مبارک سایهٔ ذوالطول والمن
هوش مصنوعی: زیبایی ملکههای ایران و توران، سایهی ذوالطول و منبع برکت است.
خجسته ذوفنونی رهنمونی
که درهر فن بود چون مرد یکفن
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی را به همراه خود بیاور، زیرا در هر زمینهای که باشی، مانند مردی هستی که در یک حرفه ماهر است.
سیاست کردنش بهتر سیاست
زلیفن بستنش بهتر زلیفن
هوش مصنوعی: بهتر است که به جای دسیسه و فریب، در کارها با تدبیر و حکمت عمل کنیم.
یگانه گشته از اهل زمانه
به الفاظ متین و رای متقن
هوش مصنوعی: در میان مردم زمانه، او به دلیل سخنان دلنشین و افکار قویاش، به تنهایی و یگانهای رسیده است.
تهمتن کارزاری کو به نیزه
کند سوراخ در گوش تهمتن
هوش مصنوعی: سربازی که با نیزه خود، سوراخی در گوش تهمتن ایجاد کند، کار بزرگی انجام داده است.
فروزان تیغ او هنگام هیجا
چنان دیبای بوقلمون ملون
هوش مصنوعی: تیغ او در زمان جنگ همچون پارچهای رنگین و زیبا درخشان است.
به طول و عرض و رنگ و گوهر و حد
چو خورشیدی که در تابد ز روزن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که انسانها باید به زیباییها و خصوصیات مختلف خود مانند ابعاد، رنگ، و ارزشهای درونی خود ببالند، مانند خورشیدی که با نور خود، فضا را روشن میکند. به نوعی، هر فرد مانند یک خورشید است که توانایی درخشش و تاثیرگذاری در دنیای خود را دارد.
که گر زین سو بدو در بنگرد مرد
بدانسو در زمین بشمارد ارزن
هوش مصنوعی: اگر کسی از این سمت به او نگاه کند، آن مرد از آن سمت به زمین ارزن را میشمارد.
اگر بر جوشن دشمن زند تیغ
به یک زخمش کند دو نیمه جوشن
هوش مصنوعی: اگر شمشیر به زره دشمن ضربهای بزند، آن زره را به دو نیم تقسیم میکند.
چوپرگاری که از هم باز دری
ز هم باز اوفتد اندام دشمن
هوش مصنوعی: مثل چنگالی که در اثر فشار دچار آسیب میشود و اجزای آن از هم جدا میشود، دشمن نیز در مواجهه با مشکل و فشار از هم میپاشد و به ضعف میرسد.
الا یا آفتاب جاودان تاب
هنرور یارجوی حاسد افکن
هوش مصنوعی: ای آفتاب جاودان هنر و زیبایی، حاسدانت را به نادانی خود در افکن تا به درخشش تو حساسیت نداشته باشند.
شنیدم من که برپای ایستاده
رسیدی تا به زانو دست بهمن
هوش مصنوعی: شنیدم که تو در حالی که ایستاده بودی، به زانو درآمدی و دست بهمن را گرفتی.
رسد دست تو از مشرق به مغرب
ز اقصای مداین تا به مدین
هوش مصنوعی: دست تو از شرق تا غرب به همه جا میرسد، از دورترین شهرها تا مدین.
زنان دشمنان از پیش ضربت
بیاموزند الحانهای شیون
هوش مصنوعی: زنان برای نبرد و مقابله، از قبل فنون و شیوههای زاری و گریه را یاد میگیرند.
چنانچون کودکان از پیش الحمد
بیاموزند ابجد را و کلمن
هوش مصنوعی: مانند کودکان که الفبا و نوشتن را از پیش میآموزند.
نسب داری حسب داری فراوان
ازیرا نسبتت پاکست و مسکن
هوش مصنوعی: تو از خانواده و آباء و اجداد خوب و با شخصیت برخورداری، زیرا نسبت تو از صفات نیکو و honorable است و جایگاه تو نیز در موقعیت مناسب و محترم قرار دارد.
الا تا مؤمنان گیرند روزه
الا تا هندوان گیرند لکهن
هوش مصنوعی: بله، زمان آن است که مؤمنان روزه بگیرند، و همچنین دیگران مانند هندیها نیز باید روزه بگیرند.
به دریابار، باشد عنبر تر
به کوه اندر، بود کان خماهن
هوش مصنوعی: در دریا، عنبر خوشبو وجود دارد و در کوه، سنگی به نام خماهن یافت میشود.
نریزد از درخت ارس کافور
نخیزد از میان لاد لادن
هوش مصنوعی: ترجمه به فارسی روان:
اگر درخت ارس (سرو) بریزد، کافور از آن نخواهد جوشید و از میان لادن هم چیزی نخواهد رویید.
این جمله به این معناست که از چیزهای ناپایدار یا نامناسب، محصولی ارزشمند و خوب به دست نخواهد آمد.
زیادی خرم و خرم زیادی
میان مجلس شمشاد و سوسن
هوش مصنوعی: بسیار شاداب و خوشحال هستی و این شادی تو در جمع میان شمشاد و سوسن به وضوح نمایان است.
انوشه خور، طرب کن، جاودان زی
درم ده، دوست خوان دشمن پراکن
هوش مصنوعی: با شادی زندگی کن، خوش بگذران و همیشه شاد باش. به من لطف کن و دوستی کن، دشمنی را در میان رها کن.
به چشم بخت روی ملک بنگر
به دست سعد پای نحس بشکن
هوش مصنوعی: به چشمان خوششانسیات به زیبایی این سرزمین نگاه کن و با اقدامهای مثبت، بدبیاریها را از بین ببر.
به دولت چهرهٔ نعمت بیارای
به نعمت خانهٔ همت بیاکن
هوش مصنوعی: به لطف و رحمت خدا چهرهٔ زیبایی بزن و با نعمت، خانهٔ آرزوهایت را بساز.
همه ساله به دلبر دل همیده
همه ماهه به گرد دن همیدن
هوش مصنوعی: هر سال به محبوبم عشق میورزم و هر ماه به دور او میچرخم.
همه روزه دو چشمت سوی معشوق
همه وقته دو گوشت سوی ارغن
هوش مصنوعی: هر روز چشمانت به سوی محبوب است و هر لحظه گوشت به صدای ارغن (ساز) میرسد.