برگردان به زبان ساده
شب است این زلف، یا روز جدایی؟
لب است این لعل، یا جان وفایی؟
هوش مصنوعی: این زلف شباهتی به تاریکی شب دارد، یا ممکن است نشانهای از روز جدایی باشد؟ آیا این لبهای زیبا مثل لعل هستند، یا حکایت از وجود جان و وفاداری دارند؟
بتا! نامهربان یارا! نگارا!
بدین سان بی وفا آخر چرایی؟
هوش مصنوعی: ای معشوقهی بیوفا و نامهربان! چرا اینگونه بیرحمانه با من رفتار میکنی؟
چه باشد گر به رحمت عاشقان را
یکی از گوشه ی دل رو نمایی
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر به خاطر عشق، یکی از رازهای دل را برای عاشقان فاش کنی؟
نه شرط دوستی باشد که هر روز
ز نو عهدی ببندی و نپایی
هوش مصنوعی: دوستی نیاز به ثبات دارد و نباید هر روز به بهانههای جدید، رابطه را تحتالشعاع قرار دهی و آن را تغییر دهی.
نمی خواهم نشان سلطنت را
که بر خاک درت خوش تر گدایی
هوش مصنوعی: من نیازی به نشانههای قدرت و عظمت ندارم، زیرا نشستن در برابر در خانهات و گدایی کردن برایم شیرینتر و پسندیدهتر است.
جگر خونم ز داغ آشنایان
چه بودی گر نبودی آشنایی؟
هوش مصنوعی: درد و رنج عمیق من از احساسات عاشقانه و وابستگی به عزیزانم ناشی است، اما اگر آن عزیزان نبودند، این درد چه معنایی داشت؟
خدارا، مهر و مه را سرنگون کن
چه باشد پرده از خود بر گشایی
هوش مصنوعی: ای خدا، عشق و زیبایی را کنار بزن تا پرده از روی حقیقت برداشته شود و حقیقت را ببینم.
دلی داریم در عشقت پریشان
سری داریم بر خاکت هوایی
هوش مصنوعی: ما دلی داریم که در عشق تو آشفتگی دارد و سرتی داریم که بر خاک تو آرامش یافته است.
تو ای سرو ریاض جان عالم
تو ی شاه سریر اصطفایی
هوش مصنوعی: ای سرو گلزار، جان و زندگی همه موجودات، تویی که در عرش و مقام خود، مانند پادشاهی در تخت سلطنت نشستهای.
تو ای چشم و چراغ جان آدم
گل و شمشاد باغ اجتبایی
هوش مصنوعی: ای تو نور و روشنی بخش جان انسان، همانند گل و شمشاد در باغ انتخاب شده.
به ستاری که از عالم گزیدت
به غفاری که دادت انبیایی
هوش مصنوعی: به ستارهای که تو را از میان تمام موجودات انتخاب کرده و به بزرگمردی که تو را به مقام نبوت رسانده است، اشاره میکند.
به آب پاک ینبوع شفاعت
بشو از روی کارم روسیایی
هوش مصنوعی: برای نجات از سرزنش و شرم، به آب خالص و پاک شفاعت مراجعه کن.
مران از خود چو آوردم به تو رو
کز این ابرو تو محراب دعایی
هوش مصنوعی: وقتی که خود را به تو نزدیک کردم و تو را دیدم، متوجه شدم که ابروی تو در واقع کعبه دعا و عبادت من است.
خداوندا به حق پاکی خود
به آن لؤلؤی بحر پادشایی
هوش مصنوعی: ای خدا، به حرمت پاکی خود، به خاطر آن مروارید زیبای سلطنتی.
بهر لطفی که داری با عزیزان
ببخشایی همه جرم وفایی
هوش مصنوعی: به خاطر محبتی که به عزیزانت داری، باید همه اشتباهات وفاداری را ببخشی.
مرا این دل ز آب و گل سرشتند
ترا دلبر ز نور کبریایی
هوش مصنوعی: دل من از خاک و آب ساخته شده، اما دلبر تو از نور و عظمت الهی خلق شده است.
دل من در ازل دلبر گرفته
وگرنه دل کجا دلبر کجایی؟
هوش مصنوعی: دل من از ابتدا عاشق محبوبی شده است، و گرنه مگر ممکن است که دل بیعشق باشد؟
«وفایی» چون ننالد خون نگرید
که کشت آن دلربایش از جدایی؟
هوش مصنوعی: اگر عشق وفادار باشد، چطور میتواند کسی به خاطر از دست دادن آن دلربا اشک بریزد و خون در دلش بجوشد؟