برگردان به زبان ساده
من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم
پادشاهم دل خویش از چه مشوش دارم
هوش مصنوعی: من در گوشه خانهام دلی شاد دارم، اما نمیفهمم چرا باید دل خود را نگران کنم.
یک طرف نغمه ی نی، یک طرف آوازه ی دف
یک طرف دیده به روی بت مهوش دارم
هوش مصنوعی: در یک سو صدای دلنشین نی میپیچد و در سوی دیگر آواز دف به گوش میرسد. به علاوه، چشمانم متوجه چهرهی زیبای معشوقهام است.
خلوت دل به خیال رخ و زلف دلبر
هم چو بتخانه ی چین جای منقش دارم
هوش مصنوعی: درون قلبم را با تصور چهره و موهای محبوبم آراستهام، مانند یک معبد تزئین شده.
داغم ازحلقه زلف تو به رویت شب و روز
که نسوزم چه کنم؟ نعل در آتش دارم
هوش مصنوعی: من از زلف تو دلی پر درد دارم که هر روز و شب بر آتش این عشق میسوزم. چه کنم که این عشق برای من همچون نعل داغی است که همیشه در آتش میماند؟
مطرب خوش نفس و ساقی گل رخ می ناب
چشم بد دور، عجب مجلس بی غش دارم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از زیبایی و لذتهای یک مجلس شادمانی حرف میزند. او به مطربی با صدای دلنشین و ساقی با ظاهری زیبا اشاره میکند که مشغول خودنمایی هستند. او همچنین ابراز میکند که در این مجلس که پر از زیبایی و پاکی است، از چشم بد دور است و از این امر خوشحال است. این لحظات برای او بسیار باارزش و بینظیر به نظر میرسند.
بنده ی سرو وفادار، منم در عالم
چه کنم جان وفا، روح وفاکش دارم
هوش مصنوعی: من در این دنیا مانند بندهای وفادار به زیباییها هستم، چه کاری میتوانم انجام دهم وقتی که جانم پر از وفاداری است و روحی وفادار را در خود دارم؟
هر کجا پای «وفایی» است سر آن جا بنهم
این قدر مردم دیوانه نیم، هش دارم
هوش مصنوعی: هر جایی که نام «وفا» وجود دارد، همان جا را انتخاب میکنم و میدانم که مردم به اندازهٔ دیوانگی نمیرسند، پس احتیاط میکنم.