برگردان به زبان ساده
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا
بر سوخته ی خویش ببخشای خدا را
هوش مصنوعی: ای ترک زیبا، ای ماه ختن، ای سرو دلانگیز، بر دل سوختهام رحمت کن و خدا را سپاس گوی.
در هر شکن افتاده هزاران چو دل ما
مشکن دل ما، شانه مزن زلف دو تا را
هوش مصنوعی: در هر شکستگی قلب ما، هزاران درد و غم نهفته است. پس به دل ما آسیب نزن و به زلفهای این دو به هم تابیده، دست نزن.
سودازده ی زلف توم، مرحمتی کن
صد نیش به جان است از این مار دو تا را
هوش مصنوعی: من به شدت درگیر زلف تو هستم، لطفی کن و از این دو مار به جانم حمله کن، چون این درد و زخمها برایم بهتر از بیاحساس بودن است.
از باد غبار در تو صد گله دارم
کین سرمه سلامی نکند دیده ی ما را
هوش مصنوعی: از وزش باد گرد و غبار در تو ناراحت و دلگیرم، زیرا این سرمهای که به چشم ما میزند، حتی سلامی هم به ما نمیکند.
چشمان تو خوش ساخته با ابرو و مژگان
کافر عجب از کف ندهد قبله نما را
هوش مصنوعی: چشمان تو به قدری زیبا و دلربا هستند که با ابرو و مژههای تو هماهنگی شگفتانگیزی دارند که هیچ چیز نمیتواند زیبایی و جذابیت آنها را تحتالشعاع قرار دهد.
حال دل صد پاره به جانان که رساند؟
کاندر حرمش ره نبود باد صبا را
هوش مصنوعی: دلهای شکسته چگونه میتوانند به محبوب برسند؟ زیرا نسیم صبا هم در حرم او راهی ندارد.
من خود به کجا، یار کجا این چه «وفایی» است
با پادشهان کی سر و کار است گدا را؟
هوش مصنوعی: من خود را نمیدانم به کجا میروم و محبوبم به کجا میرود. این چه نوع وفایی است که بین ما وجود دارد، در حالی که گدایان هیچ ارتباطی با پادشاهان ندارند؟