برگردان به زبان ساده
کشیده طره سر از اختیار عارض قامت
گناهکار، سیه رو بود به روز قیامت
هوش مصنوعی: موهای زیبا و رها شده او به طرز عجیبی از صورتش خارج شده و چهرهاش در روز قیامت، سیاه و ناپاک به نظر میرسد.
شهید چشم توام بوسه ای نکرده ز لعلت
خراب مست شدم جرعه ای نخورده از جامت
هوش مصنوعی: ای شهید چشم تو، من بدون اینکه بوسه ای بر لب های تو بزنم، از زیبایی تو مست و بیخود شدهام و حتی بدون اینکه جرعه ای از جام من، نمیتوانم خود را کنترل کنم.
مرو به حلقه ی عشاق و شور و فتنه میفکن
چنین مکن که قیامت به پا شود از قیامت
هوش مصنوعی: به جایی نرو که عشق و شور و جنون در آن باشد و اینگونه عمل نکن که باعث برپایی قیامت و شورش بزرگ میان مردم شوی.
هزار بار دل مردمان ز داغ تو خون شد
بریخت خون دل خود ندیده دیده به کامت
هوش مصنوعی: دلهای بسیاری از غم تو به درد آمده و اشکها بر خود ریختهاند، اما خودت هرگز غم خود را ندیدهای و در هر حال به شادی و خوشی مشغولی.
به روی و موی خودم وعده داده ای که بیایی
خلاف وعده چه شد، نه نهار بود نه شامت
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و صفای خود به من قول دادهای که خواهی آمد، حالا چرا به قولت عمل نکردی؟ نه وعده ناهاری بود و نه شام.
ز جان و دل گذرد هر که زلف و خال بیند
مگر تو جایل و وان زلف و خال دانه و دامت
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و جذابیت را ببیند، از عشق و احساساتش عبور میکند، مگر تو که با زلف و خال خود، آنقدر جذاب و دلربایی که دیگران را به دام میاندازی.
مرا بگوی که گردن زنند و سر بشکافند
هوای عشق تو از سر نمی رود به سلامت
هوش مصنوعی: به من بگو که اگر بخواهند گردن مرا بزنند و سرم را بشکافند، این عشق تو هیچ وقت از ذهن و دلم بیرون نمیرود و بیخیالم نمیشود.
قد تو سرو نگویم رخ تو لاله نخوانم
که سرو بنده ی بالای تو است و لاله غلامت
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم بگویم قامت تو مانند سرو است و چهرهات را به لاله تشبیه کنم، زیرا سرو زیر سایهی توست و لاله هم در خدمت توست.
کسی که با تو نشیند عجب که جز تو گزیند
چنین که شهد و شکر خیزد از بیان و کلامت
هوش مصنوعی: آن کس که در کنار تو نشسته است، جای تعجب نیست که جز تو را انتخاب کند؛ زیرا که از گفتار و سخنان تو شیرینی و لذت همچون عسل و شکر به چشم میآید.
شکر که دید گل افشان و گل که دید شکربار؟
سخن بگوی و بفرما: که معجز است و کرامت
هوش مصنوعی: خوشحال شو که گلی را دیدی که در حال پخش عطر و زیبایی است و گلی را دیدی که پر از شکر و شیرینی است. حرف بزن و بگو که این زیبایی، نوعی معجزه و مقام والاست.
اگر حدیث دهانت به شاخ گل بنویسم
درخت گل شکر آرد به بار تا به قیامت
هوش مصنوعی: اگر بخواهم سخنان تو را مثل گل بنویسم، درخت گل تا قیامت شکرخرج میکند و میوه میدهد.
بریز خون من و جان من ز حشر میندیش
که کشتگان تو از جان گرفته اند غرامت
هوش مصنوعی: بریز خون من و جانم را بگیر، اما اگر به روز قیامت فکر میکنی، بدان که کسانی که تو را کشتهاند، غرامت جانشان را پس دادهاند.
نگاهت از مژه و ناز قصد جان و دلم کرد
به یک اشاره دو عالم گرفت امیر نظامت
هوش مصنوعی: نگاه تو با زیبایی و نازش به قلب و جانم آسیب زد و با یک اشارهات هر دو عالم را تحت فرمان خود قرار دادی.
به آفتاب پرستی شده است شهره «وفایی»
چو خط رنگ فرنگت، چو زلف غالیه فامت
هوش مصنوعی: شهره «وفایی» به دلیل عشق و علاقهای که به آفتاب دارد، شناخته شده است. مانند رنگی که در هنر فرنگی به کار میرود یا همچون زلفهای خوشبو و زیبا به نظر میرسد.