برگردان به زبان ساده
سیبا به نزاکت تو نازم
گویی نسب از نگار داری
هوش مصنوعی: به زیبایی و دلربایی تو افتخار میکنم، گویی که نسب و خاستگاه تو از تصویر زیبایی است.
آمیخته ای به آب و آتش
وین معجز از آن نگار داری
هوش مصنوعی: تو که ترکیبی از زیبایی و شور و نشاط هستی، این شگفتی از آن عشق و دلبر توست.
دل می بری از لطافت، آری
مذهب ز صفات یار داری
هوش مصنوعی: دل تو با لطافتهای زیبا درگیر است و بهراستی که در این ظرافتها، عقاید و ویژگیهای محبوبت را نیز میتوانی مشاهده کنی.
نیمی ز تو سرخ و نیمه ای زرد
حیران توام چه کار داری؟
هوش مصنوعی: نیمی از وجودم سرخ و نیمی دیگر زرد است. من در حیرت و سردرگمی از تو هستم و نمیدانم چه کار باید بکنم.
یا داده ای دل به یار از آن رو
چون من دل داغدار داری
هوش مصنوعی: یا دلی به معشوق سپردهای، چون من دل شکسته و غمگینی داری.
یا بهر نثار دلستانت
از جان، رخ شرمسار داری
هوش مصنوعی: یا برای فدای دلت، جانم را آماده کردهای، ولی چهرهات به خاطر این کار شرمنده است.
امروز که می روی به سویش
جان در قدمش نثار داری
هوش مصنوعی: امروز که به سوی او میروی، جانت را در زیر پاهایش فدا میکنی.
زنهار به یادم آور ای سیب
در بارگهی که یار داری
هوش مصنوعی: ای سیب، تو مرا به یاد یارم بینداز و از او غافل نکن.
در چهره ی آفتاب لغزی
یعنی به رخش گذار داری
هوش مصنوعی: در چهرهی آفتاب به گونهای میدرخشی که گویا آن را به رخ میکشی.
بر تنگ لبش نهی سر و پای
یعنی به لبش گذار داری
هوش مصنوعی: اگر سر و پای خود را بر لبهی او قرار دهی، به نوعی او را در آغوش میگیری.
و آن گاه به آه و ناله ی زار
چندان که تو اقتدار داری
هوش مصنوعی: در آن زمان، با ناراحتی و نالهای زیاد به میزانی که تو توانایی داری.
بوسی دو سه زن به خاک پایش
هر جا که تو اختیار داری
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و محبت به او، به راحتی و به هر کجا که بخواهی، خود را کنار او قرار میدهی.
عرضم بگذار کای دلارام
ای کز دو رخان بهار داری
هوش مصنوعی: میگوید: ای دلربا، تو که زیباییات به اندازهای است که بهار را از دو گونه صورتت به تصویر میکشی، برایم حرفی بزن.
از کز دو رخان عالم آرا
مهر و مهی در حصار داری
هوش مصنوعی: تو در جهان از زیباییها همچون خورشید و ماه در دایرهای خاص نگهداری میشوی.
پا بسته به حسن، مشتری را
در سنبل تابدار داری
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و خوشگلی خود، باید مشتریان را دور خود جمع کنی.
و زآهوی نرگسان به شوخی
شیران جهان شکار داری
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و جذابیت خود، همچون آهوی نرگسفام، دلها را به شوق میآوری و در این دنیا میتوان بسان شکارچیان بزرگ، بر دلها حکمرانی کنی.
در کوی تو اوفتاده یعنی
یک عاشق خاکساری داری
هوش مصنوعی: در خیابان تو، عاشقی به خاک افتاده است، یعنی کسی را داری که به عشق تو تواضع و افتادگی دارد.
تا کی چو کمند مشکبارش
سرگشته و بی قرار داری
هوش مصنوعی: چقدر باید در آتش عشق او بسوزی و همچنان در سردرگمی و بیقراری زندگی کنی؟
دانی که خدای برندارد
جور و ستمی که کار داری
هوش مصنوعی: آیا میدانی که خداوند هیچگونه ظلم و ستمی را نمیپذیرد و هر کس را در کارش یاری میکند؟
تا کی دل خسته ی «وفایی»
چون نرگس خویش زار داری
هوش مصنوعی: این دل رنج دیدهات، تو چه زمانی میخواهی مانند نرگس از درد و زحمت خود رهایی یابی و آرامش پیدا کنی؟
و آن گاه به وی ده این غزل را
گر طاقت زینهار داری
هوش مصنوعی: اگر توانستی از خطر دوری کنی، این غزل را به او بده.