برگردان به زبان ساده
ز شنگان چو سهراب آمد به در
شده بود شهرو ازو بارور
هوش مصنوعی: سهراب از شهر شنگان به کنار آمده بود و شهر از او پر برکت و شکوفا شده بود.
چو نه ماه بگذشت از آن روزگار
درخت قضا رفته آورد بار
هوش مصنوعی: پس از گذشت نه ماه از آن زمان، میوههای تقدیر به بار نشستهاند.
به فرمان دیان جدا شد از وی
دل افروز پوری چو خورشید روی
هوش مصنوعی: دل افروز، به دلیل دستورات و حکمی که صادر شده، از او جدا شد، گویی مانند خورشید درخشان و زیباست.
برش چون بر شیر و چهرش چو خون
سطبرش دو بازو چو ران هیون
هوش مصنوعی: او مانند شیر با قدرت و شجاعت است و چهرهاش مانند خون سرخ و پر انرژی به نظر میرسد. دستهایش هم قوی و تنومند مانند پای یک حیوان وحشی است.
دل افروز مادر بد آن شمع روز
سپهر یلان،گرد گیتی فروز
هوش مصنوعی: مادر دلافروز مانند شمعی است که در روز روشنایی آسمان قهرمانان میتابد و گرداگرد جهان را روشن میکند.
جهانجوی را نام برزوی کرد
به دیدار او دل به نیروی کرد
هوش مصنوعی: جهانجو، برزوی نامی را برگزید تا به دیدارش برود و دلش را به قدرت و ارادهاش دلگرم کرد.
بدان سان همی پروریدش به ناز
که نامد به چیزیش روزی نیاز
هوش مصنوعی: او به ناز و محبت بزرگ شده است، چنان که هیچکس هرگز نیازی به او نداشته است.
قدش گشت با سرو نازنده راست
چنان بود فرمان دیان که خواست
هوش مصنوعی: قد او به زیبایی و نرمی سرو بلند شده بود و همچنان که دیوانگان خواسته بودند، به همین شکل و فرم قرار داشت.
چو بگذشت از عمر او بیست سال
پهن کرد سینه قوی کرد یال
هوش مصنوعی: وقتی که بیست سال از عمر او گذشت، او سینهاش را گشاد و قدرت و استحکام خود را افزون کرد.
نهان کرد مادر ازو راز خویش
همی داشت او را هم آواز خویش
هوش مصنوعی: مادر راز خود را از او پنهان کرده بود و او نیز همواره با او هماهنگ و همصدا بود.
ز کردار خود هیچ با او نگفت
همی داشت آن راز را در نهفت
هوش مصنوعی: او از رفتار خود هیچ چیزی به او نگفت و آن راز را در دل خود نگه داشت.
به دل گفت اگر من بگویم بدوی
که تو پور سرخابی ای ماهروی
هوش مصنوعی: به دل گفتم اگر من بگویم که تو فرزند سرخابی و زیبا هستی، چه میشود؟
بپوید ز شنگان به ایران شود
به پرخاش آن نره شیران شود
هوش مصنوعی: به شجاعت و قدرت، از سرزمین شنگان به ایران میآید و با خشم و دلیری، مانند نر شیران خواهد شد.
هم او چون پدر رزم رای آیدش
یکی تنگ تابوت جای آیدش
هوش مصنوعی: او مانند پدرش در جنگها با تدبیر و فکر عمل میکند و به زودی زمان میرسد که جایی برای آرامش و استراحت او فراهم خواهد شد.
نباید که همچون پدر زاروار
شود کشته در دشت (و) در کارزار
هوش مصنوعی: انسان نباید مانند پدرش در میدان نبرد به شدت آسیب ببیند و کشته شود.
به تدبیر، تقدیر برگشت خواست
چنان خواست دیان که مادر نخواست
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت بر اساس تدبیر و اندیشهای که وجود دارد، تغییر میکند؛ گویی که خواستهای در پس آن نهفته است، که گاهی حتی میتواند با خواستههای مادر تغییر کند.
چو پورش ابا یال و نیروی بود
تو گفتی که از آهن و روی بود
هوش مصنوعی: زمانی که فرزندش دارای قدرت و شجاعت باشد، میتوانی بگویی که او از آهن و فلز ساخته شده است.
به برزیگری داشت مادر ورا
که بودش بسی ملک اندر خورا
هوش مصنوعی: مادر ورا دارای مهارتهای برزیگری بود و ثروت زیادی را در خوراکش داشت.
جهان جوی از تخمه راستان
به برزیگری گشت هم داستان
هوش مصنوعی: جهان به دنبال کشف حقیقت و راستی است و در این مسیر، به کشاورزی و پرورش خوب و درست تبدیل شده است.
یکی مرد عام کشاورز بود
اگر چه خداوند صد مرز بود
هوش مصنوعی: یک کشاورز ساده و بیادعا وجود داشت، هر چند که مالک زمینهای بسیار زیادی بود.