برگردان به زبان ساده
گفت به حاجب که بشه باز پوی
خدمت من گوی و پس آنگه بگوی
هوش مصنوعی: به حاجب گفت که برو و پیام مرا به خدمت برسان و پس از آن، نتیجه را برای من بگو.
با منت از بهر تمنای ملک
خام بود پختن سودای ملک
هوش مصنوعی: با کمک و لطفی که به خاطر آرزوی حکومت میشود، دلباختهی خوشبختی و سروری در درونش آماده است.
پختهای آخر ! دم خامان مزن
من زتو زادم! نه تو زادی زمن
هوش مصنوعی: تو که در کار خود به تجربه و مهارت رسیدهای، پس چرا به کسانی که هنوز نارس و ناپختهاند، انتقاد میکنی؟ من از تو به وجود آمدهام، نه تو از من.
ملک به میراث نیابد کسی
تا نزند تیغ برایش بسی
هوش مصنوعی: هیچکس به ارث نمیبرد پادشاهی را مگر اینکه برای آن جهاد و تلاش بسیار کند.
نیستم آن طفل که دیدی نخست
بالغ ملکم به بلاغت درست
هوش مصنوعی: من آن کودک نیستم که در ابتدا دیدی؛ اکنون به کمال و بلوغ رسیدهام و از نظر بلاغت به استادی دست یافتهام.
خرد مخوانم که ز دور زمن
داد خدا دور بزرگی به من
هوش مصنوعی: من به عقل و دانش خود تکیه نمیکنم، زیرا خداوند به دور از زمان، نعمتی بزرگ به من عطا کرده است.
جز تو کسی گر دم این در زدی ،
سرزنش تیغ منش سر زدی
هوش مصنوعی: اگر غیر از تو کسی به این در نزدیک شود، تندخویی و تندی من متوجه او خواهد شد.
لیک تویی چون به پی این سریر
من ندهم ، گر تو توانی بگیر !
هوش مصنوعی: اما تو همچون این تخت سلطنت در پی من نمیآیی، اگر تو توانایی داری، آن را بگیر!