برگردان به زبان ساده
چو بر هرمز سر آمد پادشاهی
ز خسرو تازه گشت آن کینه خواهی
هوش مصنوعی: وقتی سلطنت شاه هرمز به پایان رسید، کینه و دشمنی که در دل خسرو بود تازه و زنده شد.
بر آن شد کاتش کین بر فروزد
درو بهرام چوبین را بسوزد
هوش مصنوعی: او تصمیم گرفت که آتش کینه را شعلهور کند تا بهرام چوبین را نابود کند.
فراوان داد رایت را بلندی
نبودش بر عدو فیروزمندی
هوش مصنوعی: فراوان برتری و قدرتی که او دارد، بر دشمنانش هیچ تأثیری ندارد و در واقع، او به پیروزی نمیرسد.
مصافی کرد چون فیروزمندان
ولی یاری نکردش بخت چندان
هوش مصنوعی: چون مثل فیروز، نبرد را با شجاعت آغاز کرد، اما شانس و سرنوشت او را چندان یاری نکرد.
همی رفت از طلبگاران نهانی
غبار آلوده چون باد خزانی
هوش مصنوعی: گروهی از جویندگان دانش به آرامی و به دور از چشم دیگران میرفتند، همچون گرد و غباری که در باد پاییز پراکنده میشود.
به رفتن هم رکاب شاه شاپور
همی کرد از سخن کوته ره دور
هوش مصنوعی: در سفر به همراه شاه شاپور، با گفتار کوتاه و مختصر مسیرهای طولانی را میپیمود.
عجایبها که دید از هر ولایت
همه میکرد پیش شه حکایت
هوش مصنوعی: مسائل و شگفتیهایی که از هر منطقه مشاهده کرده بود، همه را به حضور پادشاه تعریف میکرد.
ز چندین گفتها کم گشت لب تر
ندیدم هیچ نقشی زان عجبتر
هوش مصنوعی: از بین گفتگوهای بسیاری که شنیدم، هرگز لب تر نکردم و هیچ تصویری از آن عجیبتر ندیدم.
که در چین بود از ارمن نقشبندی
نبشته نقش شیرین بر پرندی
هوش مصنوعی: در چین، از ارمن، هنرمندی با مهارت، تصویری زیبا و شیرین بر پردهای کشیده است.
چومن جادو گرم در صنعت چین
گرفتم نسختی زان نقش شیرین
هوش مصنوعی: من با هنر خودم مشغول جادوگری هستم و از کارهای هنرمندانه چین، نسخهای زیبا و دلنشین به دست آوردهام.
نمایم گر خرد را پای داری
دل اندر دیدنش بر جای داری
هوش مصنوعی: اگر عقل را نشان بدهم، دل تو در تماشای آن ثابت و استوار است.
به فرمان ملک گوینده در حال
نورد فتنه را بگشاد تمثال
هوش مصنوعی: به دستور فرمانروای سخن، چهرههای فتنه را آشکار کرد.