برگردان به زبان ساده
چو مه در جلوه شد با نازنینان
به خلوت رفت از آن خلوت نشینان
هوش مصنوعی: زمانی که ماه زیبا و با جلوهگریاش به نمایش درآمد، به همراه دلبرانی به خلوتی رفت و از آنجا دلنشینها دور شدند.
نهان گشت از پی عاشق نوازی
کز آب گل کند گل را نمازی
هوش مصنوعی: عاشق با محبت و نوازش خود، باعث میشود تا گل از آب جدا شده و به شکوفایی برسد.
حریر آبگون بر ماه بر بست
به گیسو چشم بد را راه بر بست
هوش مصنوعی: حریر آبی رنگ را به دور ماه پیچید و مانند گیسویی زیبا، چشم بد را از او دور کرد.
مکلل زیوری در خورد شاهان
بهای هر دری خرج سپاهان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ارزش زینتهایی اشاره دارد که برای شاهان ضروری است و همچنین به هزینههای زیادی که برای تأمین امنیت و قدرت سپاه لازم است، پرداخته است. به نوعی میتوان گفت که زینت و زیور مورد نیاز برای بزرگان و حکام است، در حالی که هزینهای که برای نگهداری و تقویت نیروهای نظامی صرف میشود، اهمیت ویژهای دارد.
بر آن بالای شه را رای پوشید
عروسانه ز سر تا پای پوشید
هوش مصنوعی: در آنجا که شدت زیبایی و خوشگلی است، مانند عروسها که به طور کامل خود را آراسته و پوشیدهاند.
ز بر پوشی ز مروارید شب تاب
به دوش افگند چون پروین به مهتاب
هوش مصنوعی: او به زیبایی، پوششی از مروارید درخشان به دوش انداخته که همچون ستارهها در آسمان میدرخشد.
رخ از گلگونه چون گلنار تر کرد
به یک خنده جهانی پر شکر کرد
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گل سرخ زیبایی دارد و با یک لبخندش، دنیا را پر از شکر و خوشحالی میکند.
برون آمد چو از ابر آفتابی
موکل کرده بر هر غمزه خوابی
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از ابر بیرون میآید، مانند نوری است که بر روی هر نوع غمی سایه میافکند و آرامش میآورد.
دو لب هم انگبین هم باده در دست
دو چشم شوخ هم هشیار و هم مست
هوش مصنوعی: دو لب من شیرین و خوشمزه مانند عسل و شراب است، و دو چشمانم نیز هم بازیگوش و سرگرم کنندهاند و هم باهوش و منطقی.
خمار نرگسش در فتنه جوئی
میان خواب و بیداریست گوئی
هوش مصنوعی: خمار نرگس او به گونهای است که در حالتی گنگ و میان خواب و بیداری دچار فتنه و مشکل شده است. گویی در دنیای خواب و بیداری، او را به سمت آشفتگی و گیجی میکشاند.
لبی از چشمهٔ حیوان سرشته
هلاک عاشقان بر وی نوشته
هوش مصنوعی: لبی که از چشمهٔ زندگی سرچشمه میگیرد، برای عاشقان مایهٔ هلاکت و نابودی است.
به لب زان خندهٔ شیرین مهیا
حیات افزای مردم چون مسیحا
هوش مصنوعی: با لبخند شیرین و دلنشین خود، زندگی را برای مردم مانند مسیحا شاداب و تازه میکند.
ز مستی زلف را در هم شکسته
هزاران توبه در هر خم شکسته
هوش مصنوعی: از شدت عشق و مستی، زلفتان را به هم ریختهام و در هر بار که دچار میشوم، هزاران بار به خود قول دادهام که دیگر چنین نکنم.
تبی کز دیدن آن شکل و رفتار
ببستی زاهد صد ساله زنار
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن آن چهره و طرز رفتار، زاهدی که صد سال عبادت کرده، به یکباره رها میشود و بندش را میگسلد.
اشارت کرد سوی کارفرمای
که از نامحرمان خالی کند جای
هوش مصنوعی: او به کارفرما اشاره کرد که باید مکان را از افرادی که مجاز نیستند، خالی کند.
پریدند آن همه مرغان دمساز
تذروی ماند و بس در چنگل باز
هوش مصنوعی: پرندگان همنوا و همصدا پرواز کردند و تنها یک پرنده باقی ماند که در جنگل گرفتار شد.
دو عاشق را فرار از دل برفتاد
نشاط کامرانی در سر افتاد
هوش مصنوعی: دو عاشق از یکدیگر دور شدند و این جدایی شادی و سرور را از دلهایشان گرفت و غم و غصه را به سرشان آورد.
گرفته دست یکدیگر چو مستان
شدند از بزمگه سوی شبستان
هوش مصنوعی: دست یکدیگر را گرفتهاند و چون مستها شدهاند، از محفل به سوی خوابگاه میروند.
نخست آن تشنهٔ لبخشکِ بیتاب
دهن را ز آب حیوان کرد سیراب
هوش مصنوعی: ابتدا آن تشنهای که لبهایش خشک و بیحالت بود، دهنش را از آب حیوان سیراب کرد.
چو فارغ شد ز شربتهای چون نوش
کشید آن سرو را چون گل در آغوش
هوش مصنوعی: وقتی از نوشیدن شراب فارغ شد، آن سرو را مانند گلی در آغوش گرفت.
چنان در بر گرفت آن قامت راست
که نقش پرنیانش از پوست برخاست
هوش مصنوعی: چنان او را در آغوش گرفت که نقش و نگار روی لباسش بر بدنش نمایان شد.
خدنگی زد بدان آهوی بَد رام
که خون پخته جست از نافهٔ خام
هوش مصنوعی: تیری به آهو زده شد که آرام و رام بود و به دنبال آن خونش به خاطر زخم از جایی که هنوز جوان و نپخته بود، بیرون آمد.
به تیزی در عقیق الماس می راند
نهالی در شکاف غنچه بنشاند
هوش مصنوعی: درخشندگی و تیزی الماس مانند، نهالی را در شکاف گلبرگ غنچه میکارد و رشد میدهد.
ز حلقه در دل شب تیر میجست
که گلگونش به جوی شیر میجست
هوش مصنوعی: در دل شب، تیر از حلقه ما، به سمت هدفش میجست و آن هدف، چنان گلگون بود که گویی در جوی شیر جاری بود.
نه جوی شیر بلْک آن جوی خون بود
رو از فرهاد پرسش کن که چون بود
هوش مصنوعی: نه آن جوی که پر از شیر است، بلکه جوی خونین است. از فرهاد بپرس که این موضوع چه حالتی دارد.
رهش بر سرمهدان عاج میشد
ز میلش سرمهدان تاراج میشد
هوش مصنوعی: زمانی که او به سوی من میآید، آنچنان جذاب و دلربا است که دلم میخواهد تمام زیباییهایم را برایش خرج کنم و در واقع تمام ثروت و داراییام را برای جلب توجه او از دست میدهم.
خضر سیراب گشت اندر سیاهی
چکید آب حیات از کام ماهی
هوش مصنوعی: خضر در تاریکی سیراب شد و آب حیات از دهان ماهی چکید.
دهانش بر دهان و نوش بر نوش
میانش بر میان و دوش بر دوش
هوش مصنوعی: دهانش به دهان او نزدیک است و نوشیدنیشان بر هم منطبق است، میانشان با هم یکی است و دوشهایشان هم به هم نزدیک است.
فرو خفتند هر دو سرو آزاد
چو شاخ یاسمین بر برگ شمشاد
هوش مصنوعی: هر دو سرو بلند و با majesté به آرامی خم شدند، مانند شاخهای نقرهای که بر روی برگهای شمشاد است.