برگردان به زبان ساده
عروس صبح دم چون پرده برداشت
جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت
هوش مصنوعی: وقتی صبح به دنیا نور میافکند و همه جا روشن میشود، زیباییهای جهان در چشمان ما نمایان میشود.
طلب کردند موبد را نهانی
که عقدی بست بر رسم مغانی
هوش مصنوعی: موبد را به طور غیرعلنی خواسته بودند تا رنجی را که بر اساس آداب و سنن مغانی ایجاد شده است، برطرف کند.
چو شد شرط زناشوئی همه راست
مراد آماده گشت و داوری خاست
هوش مصنوعی: وقتی که شرایط ازدواج فراهم شد، همه چیز به خوبی آماده شد و تصمیمگیری آغاز گردید.
ملک در پرده با دلدار بنشست
به تاراج شکر شد طوطی مست
هوش مصنوعی: ملک (پادشاه) در خفا و دور از چشم دیگران با محبوبش نشسته و در این حال به تماشای زیباییهای او مشغول است. این صحنه به قدری شیرین و دلنشین است که طوطی (نماد عشق و زیبایی) تحت تأثیر آن مست و سرمست شده است.
در او پیچید چون در گل گیائی
غلط کردم که در گنج اژدهائی
هوش مصنوعی: در او پیچیدم، مانند پیچیدن گل در گیاه. اشتباه کردم که در گنجینهای پنهان مانند اژدها گرفتار شدم.
شکر خائیده شد در زیرگازش
به حلوا در شد انگشت درازش
هوش مصنوعی: شکر در زیر دندانش نرم و حلوا میشود و انگشتش دراز میشود تا بیشتر از آن بخورد.
به گنج انداخت مارش مهرهٔ خویش
صدف بستد ز باران قطرهٔ خویش
هوش مصنوعی: مار، که در گنج خود ارزشمند و با ارزش است، به خاطر باران و قطرات آب، صدفی را از دست میدهد. این تصویر به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات چیزهای ارزشمند را به خاطر چیزهای کماهمیت از دست میدهیم.