برگردان به زبان ساده
حلاوت سنج شیرین شکر خند
چنین برداشت مهر از حقه قند
هوش مصنوعی: شیرینی و لطافت شکر به اندازهای است که هر کس میتواند با مهارت آن را بچشد و از لذت آن بهرهمند شود. این حس شیرینی مانند عشق و محبت است که از دلنشینی و خوشبختی برخاسته و زندگی را شیرینتر میکند.
که با خسرو چو شیرین بست پیمان
که این بلقیس گردد آن سلیمان
هوش مصنوعی: وقتی شیرین با خسرو پیمان محبت بست، این عشق مانند بلقیس و سلیمان شد.
ملک بر رسم اول چند گاهی
به مهر از دور میکردش نگاهی
هوش مصنوعی: سلاطین در گذشته، به طور گهگاهی با محبت و از فاصله به مردمشان نگاه میکردند.
به شیرین گفت میدانی که کارم
پریشانست همچون روزگارم
هوش مصنوعی: شیرین جان، آیا میدانی که حال و روز من چقدر آشفته و ناجور است؟
مرا در ملک خود کاری درافتاد
رسیدم با تو کاری دیگر افتاد
هوش مصنوعی: برای من در سرزمین خودم مشکلی پیش آمد و وقتی به تو رسیدم، مشکل دیگری برایم به وجود آمد.
کنون کامیدم از تو یافت یاری
به ملکم نیز هست امیدواری
هوش مصنوعی: اکنون از حضور تو خوشحال و راضیام و به آیندهام نیز امیدوارم.
گرفتم از رخت فال مبارک
که تاجم باز گردد سوی تارک
هوش مصنوعی: از زیبایی تو امید خوبی گرفتم که دوباره تاج شادکامی بر سرم قرار گیرد.
گرم دستوریی باشد ز رایت
بر ارم سر بروم از زیر پایت
هوش مصنوعی: اگر دستوری از سوی تو صادر شود، من به زیر پای تو میروم و سر خود را تسلیم میکنم.
برآمد همچو مه در شامل دیجور
سوار سایه شد خورشید پر نور
هوش مصنوعی: خورشید مانند ماهی درخشان از میان تاریکیهای شب برآمد و با تابش نورش، سایهها را در بر گرفت.
برون راند آن شب فرخنده ز آن بوم
مبارک روی شد بر قیصر روم
هوش مصنوعی: شب خوشبختی از آن سرزمین بیرون رفت و چهرهای بر قیصر روم نمایان شد.