برگردان به زبان ساده
جدا شد ازیشان یل صف پناه
برآمد به یک ره خروش از سپاه
هوش مصنوعی: یکی از دلاوران، از سپاه جدا شد و به یکباره با صدای بلندی از خود و یارانش، خود را به پناهگاه رساند.
یکی گرد بر سام همزاد بود
که نامش گرانمایه قلواد بود
هوش مصنوعی: یک نفر در دور و بر سام (یکی از شخصیتهای اسطورهای) بود که همزاد او به شمار میرفت و نامش "گرانمایه قلواد" بود.
ز یک دایه با یکدگر خورده شیر
به میدان به هم کرده آهنگ تیر
هوش مصنوعی: از یک دایه شیر خوردهاند و حالا در میدان، با هم آمادهی جنگ و تیراندازی هستند.
سراندر پی سام فرخ نهاد
به سوی ختا همرهش رو نهاد
هوش مصنوعی: او به دنبال سام فرخ راهی ختا شد و مسیرش را به سمت آنجا ادامه داد.
کسیشان بجز سایه همراه نه
کسیشان ز حال دل آگاه نه
هوش مصنوعی: هیچکس به جز سایهشان همراهی ندارد و هیچکس از حال دل آنها خبر ندارد.
شتابان سمند ره انجامشان
فتاده دل خسته در دامشان
هوش مصنوعی: گلابیها با سرعت به سوی مقصد خود میشتابند و دل خسته من در چنگال آنها گرفتار شده است.
روان سام تازان ز پشت غراب
ز چشمش روان گشته صد جوی آب
هوش مصنوعی: روح سام تازان به سبب غم و اندوهی که در دل دارد، همچون صد جوی آب از چشمانش سرازیر شده است.
فغان برکشیده به چرخ بلند
به دام پریدخت چین پایبند
هوش مصنوعی: ای دل، نالهای برآور که در آسمان بلند به دام دختری زیبا و خیالانگیز گرفتار شدهام.
دم آتشافشان شده همدمش
خیال سر زلف او محرمش
هوش مصنوعی: دم آتشافشان شده، یعنی آتش به شدت شعلهور شده است و همدمش یعنی در کنار او، خیال سر زلف او است و این خیال برای او مثل یک راز آشنا و نزدیکی است. به عبارتی، در آتشافشانی که به شدت در حال سوختن است، او به یاد و خیال موی زیبای معشوقش است که برایش بسیار خاص و خصوصی میباشد.
خمیده سهی سروش از تاب دل
ز سر تا قدم غرق خوناب دل
هوش مصنوعی: عشقی که در دل دارم، مانند درختی است که شکسته و کج شده، و از سر تا پا غرق در اشک و غم و اندوه است.
به گردون برآورده از جان نفیر
جهان کرده از آب چشم آبگیر
هوش مصنوعی: در آسمان، صداهایی از دل ناله میکند و جهانی را که مملو از اندوه است، با اشکهایش سیراب میکند.
گر از سوز دل برکشیدی نفس
جوابش ز کوه آمدی باز پس
هوش مصنوعی: اگر در دلت دلی سوخته باشد و از آن آتشین نفس بکشی، پاسخ آن نفس از کوههای بلند باز میگردد.
نه راهی که رهبر به دست آیدش
نه در دل که دلبر به دست آیدش
هوش مصنوعی: نه راهی وجود دارد که رهبر بتواند به آن دست یابد، و نه احساسی در دل که معشوق بتواند آن را به دست آورد.
نه دلبر به دست و نه دل در برش
نه در دل امید رخ دلبرش
هوش مصنوعی: نه معشوقی در دست دارم و نه دل را در آغوش او، و نه در دل امیدی به دیدار چهرهاش دارم.
ز دود دلش آسمان نیلگون
ز نعل سمندش هوا نیلگون
هوش مصنوعی: از دلی که در آتش عشق میسوزد، آسمان به رنگ آبی درمیآید و از نشانههای اسبی که تاخت میکند، نیز هوای اطراف به رنگ آبی میشود.
گهی گشته با بخت خود در عتیب
گهی در برش دل طپان از نهیب
هوش مصنوعی: گاهی بخت خوبی را تجربه کردهام و در مواقعی دیگر، قلبم به تپش افتاده است از شدت احساسات و نگرانی.
چو مرغ سحر در خروش آمدی
دلش در بر از غم به جوش آمدی
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که در صبحگاه سر و صدا میکند، تو نیز با دل پر از غم و احساسات به سوی من آمدی.
فرو شستی از چهره هر دم غبار
به خونابه دیده سیل بار
هوش مصنوعی: هر لحظه غبار از چهرهات پاک میشود و اشکهای خونین از چشمانت مانند سیلاب جاریست.
رهش هر زمان رودبار آمدی
کنارش چو دریا کنار آمدی
هوش مصنوعی: هر زمان که به مسیرش بروی، مثل رودخانه کنار دریا میرسی.
به هر مرز پرسان ز توران زمین
به هر منزل از دخت فغفور چین
هوش مصنوعی: به هر نقطهای که بروی و از مردم بپرسی، زمین توران را خواهی شناخت و در هر خانهای که وارد شوی، به دختر شاه چین خواهی رسید.
خور از جیب مشرق چو سر برزدی
دم آتشین از جگر برزدی
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید از سمت شرق سر بر میآورد، همانند شعلهای آتشین از دل زمین بیرون میجهد.
فروشستی از چهره هر دم غبار
به خونابه مردم اشکبار
هوش مصنوعی: هر لحظه از چهرهات غباری بر میخیزد که اشکهای مردم غمگین را به خون بدل میکند.
که رخشنده مهرست یا ماه من
سپیده دم از روی دلخواه من
هوش مصنوعی: آیا او خورشید تابان است یا ماه من که در سپیده دم، از روی میل و ارادهام میدرخشد؟
وگر زهره طالع شدی از افق
برون آمدی مه ز نیلی تتق
هوش مصنوعی: اگر ستاره بلندی نصیب تو شده باشد، از افق به بیرون خواهی آمد و مانند ماهی که در آسمان روشن است، درخشان خواهی شد.
بر آوای چنگش نوا ساختی
خروشی به عالم درانداختی
هوش مصنوعی: با صدای چنگش آهنگ زیبایی خلق کردی و شور و هیجانی در جهان به وجود آوردی.
که این زهره یا روی مه پیکر است
فروغ مه از طلعت دلبر است
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چهره شخصی اشاره دارد که ممکن است مانند زهره (زیباترین ستاره) یا صورت ماه باشد. همچنین نشاندهنده این است که نوری که از چهره او میتابد، ناشی از زیبایی و جذابیت دلبر است.
گهی سام چون خسرو زنگبار
برآوردی از خیل خاور دمار
هوش مصنوعی: گاهی مانند خسرو زنگبار با شکوه و سرشار از قدرت، از جمع خاور زمین سر بلند میکنی و همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهی.
فغان برگرفتی و رفتی ز هوش
برآوردی از جان غمگین خروش
هوش مصنوعی: تو بانگ نالهای بلند کردی و از دنیا رفتی، غمگینی را که در جانم بود، به فریاد رساندی.
که شام است یا چین گیسوی دوست
شب تیره یا زلف هندوی دوست
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت موهای دوست اشاره دارد و بیان میکند که آیا تاریکی شب به خاطر رنگ سیاه موهای دوست است یا اینکه زیبایی و نرمی آنها در مقایسه با زیباییهای دیگر دنیا، مانند چین یا شب تاریک، به چشم میآید. در واقع، شاعر به توصیف عشق و زیباییهای ظاهری دوست پرداخته و شب را نمادی از این زیباییها میداند.
گهی خون گرستی و بر سر زدی
گهی آه سوزان ز دل برزدی
هوش مصنوعی: گاهی با غضب و عصبانیت، وضعیتی را ایجاد کردی و گاهی نیز با دلدرد و ناراحتی، آهی سوزناک از دل برآوردهای.
اگر درغمش ساختی سوختی
دلش آتش از جان برافروختی
هوش مصنوعی: اگر برای حل مشکلات او ناراحت شدی، این باعث شد که او هم از درد و رنجش بسوزد و آتش دلش بیشتر شعلهور شود.
به هر منزلی کو فرود آمدی
تو گفتی زچشمش دو رود آمدی
هوش مصنوعی: هر جا که توقف کردی، انگار از چشمانت دو رود جاری شده است.
به راهی که او برگذشتی دگر
به کشتی ببایست کردن گذر
هوش مصنوعی: در مسیری که او انتخاب کرده است، دیگر نیازی به توقف و باراندازی در کشتی نیست.
ز هر سنگ ازو بوی خون آمدی
همان خون ز چشمش برون آمدی
هوش مصنوعی: از هر سنگی که به آن نزدیک میشوی، بوی خون حس میشود و همان خون از چشمان او جاری است.
چو قلواد دیدی بدان گونه حال
دلش بازدادی که چندین منال
هوش مصنوعی: وقتی قلواد را دیدی، به گونهای دلش را شاد کردی که دیگر از ناراحتی و غم رنج نبرد.
ببخشای بر جان غمگین خویش
به تلخی مده جان شیرین خویش
هوش مصنوعی: خودت را از غم و اندوه دور کن و به دل خود تلخی نده؛ به شادی و لطافت زندگیات توجه کن.
که ره بس دراز است و رهبان کسی
دراز است شبهای هجران بسی
هوش مصنوعی: راه بسیار طولانی است و کسی که در این مسیر رهبری کند، باید صبر و شکیبایی زیادی داشته باشد؛ زیرا شبهای دوری و فاصله بسیار زیاد است.
مبادا تنت باز ماند ز کار
غم عشقت از جان برآرد دمار
هوش مصنوعی: مبادا که بدنت درگیر غم عشق تو شود؛ زیرا که این درد روح مرا از بین میبرد.
در این راه صبر است درمان تو
که بر باد شد کفر و ایمان تو
هوش مصنوعی: در این مسیر، تنها صبر میتواند به تو کمک کند، چرا که اعتقادات و باورهایت به باد رفتهاند.
چنین تا سپردند راه دراز
به دریا رسیدند ناگه فراز
هوش مصنوعی: به این معناست که وقتی مسیر طولانی را طی کردند، ناگهان به نقطهای رسیدند که از آن بالا رفته و به دریا وارد شدند.