برگردان به زبان ساده
به گوشش فرو گفت فرخ سروش
که از دست دادی دل و عقل و هوش
هوش مصنوعی: سروش خوش خبر در گوش او گفت که همه چیزهای ارزشمندت را از دست دادهای؛ هم دل، هم عقل و هم هوش.
که گفتت به هر صورتی سر درآر
تصور کن از نقش صورت نگار
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند به شکلی خاص و در هر صورتی وارد شود، اما تصور کن که تنها از روی تصویر زیبایی شناخته میشود.
هر آن کو به دل صورت اندیش نیست
یقینم که او جای معنیش نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط به ظواهر و شکلها توجه داشته باشد، مطمئنم که او درک عمیقتری از حقیقت ندارد.
گذر کن ز دل تا به دلبر رسی
ز سر درگذر تا به سرور رسی
هوش مصنوعی: از دل خود عبور کن تا به محبوب برسی، و از خودت بگذر تا به آقایت برسی.
گر اهل دلی دل به دلبر سپار
چو از دل برآئی دم از دل برآر
هوش مصنوعی: اگر دلباختهای، دل خود را به معشوق بده، چون وقتی که از دل جدا شوی، باید با دل عمیق نفس بکشی.
دم سرد را همدم خویش کن
ز مژگان نمک بر دل ریش کن
هوش مصنوعی: هوا را که سرد است، همراه خودت کن و با چشمان اشکبار، بر دل شکستهات نمکی بزن.
می صاف از دردی دیده ساز
کباب از دل خون چکانید ساز
هوش مصنوعی: از دل پر درد، آهنگی صاف و شفاف بساز که مانند کباب سوزان، از دل خونین تو برمیخیزد.
دل خسته در پای دلبر نشان
به سرو روانش روان برفشان
هوش مصنوعی: دل خستهای که برای معشوقش خاضع و تسلیم است، به دنبال او میدود و همچون برفی که آرام و نرم بر زمین میافتد، به او نزدیک میشود.
بساز از سر زلف او دام دل
برآر از لب لعل او کام دل
هوش مصنوعی: تراشیدن گیسوی او همچون دام دل، و از لب سرخ او آرزوی دل را بدست آوردن.
درین ره قدم بر سر خویش نه
وز آن پس سر خویش را پیش نه
هوش مصنوعی: در این مسیر، باید بر روی نفس و خواستههای خود پای بگذاری و بعد از آن، به جلو برسی و خواستهها و افکار خود را پیش ببری.
اگر مرد راهی ز خود درگذر
به منزلگه بیخودی برگذر
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر زندگی از خود و دغدغههایش عبور کند، به جایی میرسد که در آنجا خود را میتواند فراموش کند و به آرامش دست یابد.
به چین رو که فالت همایون شود
ز ماه رخش مهرت افزون شود
هوش مصنوعی: به چین نگاه کن که آیندهات روشن و خوب خواهد شد و از زیبایی چهرهات عشق و محبت بیشتری به وجود خواهد آمد.
به چین زلف دلبر توانی کشید
که از چین شود نافه چین پدید
هوش مصنوعی: میتوان با زلفهای دلبر تو ، چین و شکنهایی درست کرد که از آن، جلوههای زیبایی به وجود بیاید.
برو خون خور و سنبلش بر سرآر
که از خون بود اصل مشک تتار
هوش مصنوعی: برو و یک دسته از گل سنبل را بر سر بگذار، چرا که اصل بوی خوش مشک از خون و رنج به وجود آمده است.
صوابست راه ختا رفتنت
ولی خون خود باد در گردنت
هوش مصنوعی: رفتن به راه ختا (جایی که عاقبتاش به درستی مشخص نیست) درست است، اما در این مسیر، خودت را به خطر میاندازی و میخواهی خون خودت را برای آن قربانی کنی.
ره چین سپر چون مغ بتپرست
که در چین دهد نقش استاد دست
هوش مصنوعی: سپر راه چین مانند بتپرستان است که در چین، تصویر استاد را به نمایش میگذارد.
چو سام یل از خواب سر برگرفت
ز مهر رخش چهره در زر گرفت
هوش مصنوعی: وقتی سام یل از خواب بیدار شد، با نور چهرهٔ زیبا و درخشانش مانند طلای زرين خود را نمایان کرد.
نه گلزار دید و نه قصر بلند
نه بستانسرای و نه نیلی پرند
هوش مصنوعی: نه باغی را دید و نه کاخی بلند، نه باغچهای داشت و نه پرندهای آبی رنگ.
ستاره غراب سیه بر سرش
فگنده ز خود سایه بر پیکرش
هوش مصنوعی: ستارهای به رنگ سیاه بر بالای سرش قرار دارد و سایهای از خود بر روی بدنش افتاده است.
به یاد آمدش صورت دلربا
گهر ریخت از چرخ بر کهربا
هوش مصنوعی: به یادش میآید چهره زیبا، و از آسمان بر کهربا، دانههای درخشان میریزد.