شاها سزد که در شکرستان مدح تو
طوطی طبع من شکند هر زمان شکر
از خوان بخشش تو گرم بهره نیست هست
دایم ز شکر عاطفتم در دهان شکر
ز انعام شه که در حق این بنده کرده بود
گفتند هست در بنه ی کاروان شکر
صد کاروان فزون شکر آورد و بنده را
هرگز خبر نشد که چه شد حال آن شکر
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شاها سزد که در شکرستان مدح تو
طوطی طبع من شکند هر زمان شکر
هوش مصنوعی: ای پادشاه، شایسته است که در باغ شیرینزبانان، تو را ستایش کنم و هر بار با کلام شیرین خود، به تو احترام بگذارم.