شمارهٔ ۵ - ایضاً
خواجوی کرمانی
»
دیوان اشعار
»
صنایع الکمال
»
المطائبات و المقطعات
»
شمارهٔ ۵ - ایضاً
ایخسرو سرفراز گردون
بر خاک در تو سر نهاده
هر صبح صبوحیان انجم
بر یاد تو نوش کرده باده
این کوکب زرنگار میخیست
از پای تکاورت فتاده
زر بخش مرا و اسب و جامه
تا کار دلم شود گشاده
در راه به یک دِرَم نیرزد
دینار برهنه و پیاده
شمارهٔ ۴ - قطعه: باد پیمایی که جم را خاک ره پنداشتی
شمارهٔ ۶ - وله: در زبان آوری مکوش که چرخ
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ایخسرو سرفراز گردون
بر خاک در تو سر نهاده
هوش مصنوعی: ای خسرو بزرگ و سرافراز، سر خود را بر روی خاک تو گذاشته است.
هر صبح صبوحیان انجم
بر یاد تو نوش کرده باده
هوش مصنوعی: هر صبح، صبحانهخواران به یاد تو شراب خورده و خوشحالی میکنند.
این کوکب زرنگار میخیست
از پای تکاورت فتاده
هوش مصنوعی: این ستارهی زیبا از خنکای بادی که از پای تو میوزد، به آرامی میرقصد و میچرخد.
زر بخش مرا و اسب و جامه
تا کار دلم شود گشاده
هوش مصنوعی: به من زر و اسب و لباس بده تا دل من آرام گیرد و مشکلاتم حل شود.
در راه به یک دِرَم نیرزد
دینار برهنه و پیاده
هوش مصنوعی: در مسیر زندگیام، کمترین ارزشی برای پول و ثروت بدون معنا و بیهدف قائل نیستم.