برگردان به زبان ساده
افتخار جهان مظفر دین
معدن جود و منبع دانش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که مایه افتخار جهان است و در دین، سخاوت و علم سرآمد میباشد. او به عنوان منبعی از مهربانی و دانش شناخته میشود.
حسن بن العضد که از احسان
مصطفی گشت و بنده حسّانش
هوش مصنوعی: حسن بن عضد شخصیتی است که به واسطه نیکیهای پیامبر (مصطفی) به مقام و ارزش بالایی دست یافت و به عنوان بندهای از بندگان او شناخته میشود.
کوکب زرنگار خور میخیست
اوفتاده ز نعل یکرانش
هوش مصنوعی: ستارهای با رنگ زیبا بر زمین افتاده است که از نعل اسبی یکطرفه جدا شده.
شاه سیمین سریر زرین تاج
خاک روب در شبستانش
هوش مصنوعی: مردی با تاجی زرین و چهرهای مانند نقره، در کاخی زیبا و مجلل، در خواب شبانه آرامیده است.
قصر هفت آشکوی شش روزن
غرفه ئی در فضای ایوانش
هوش مصنوعی: بنا و عمارت با هفت بخش و شش پنجره، که در فضای سرایداریاش زیبایی خاصی دارد.
بنده را داد زرده ئی که بود
سبز خنک سپهر حیرانش
هوش مصنوعی: بنده را، خوشهای زردی دادهاند که در واقع سبز و خنک است و آسمان به خاطر آن در حیرت مانده است.
میخ دستان سام بر دستش
داغ بهرام گور بر رانش
هوش مصنوعی: دست سام به میخی تکیه دارد و بر ران او نشانهای از داغ بهرام گور وجود دارد.
سالها یادگار بهمن و تور
در شب آخور کشیده ساسانش
هوش مصنوعی: سالها خاطرهای از بهمن و تور در آخرین شب، ساسان را ترسیم کردهاند.
پیر گشته پشنک بر پشتش
کرده افراسیاب ترخانش
هوش مصنوعی: پیر شده و پشمهایش ریخته و بر دوشش بار سنگینی گذاشته شده است.
شب مولد اوان دعوت نوح
روز پیری زمان طوفانش
هوش مصنوعی: در شب تولد او، نوح دعوت شده بود و روزهایی که او به پیری رسید، زمان طوفانش فرارسید.
کهترین کرّه چرمه ی سامش
کمترین بچه خنک دستانش
هوش مصنوعی: زیباترین و دلنشینترین شکل و ظاهر او، در واقع، کماهمیتترین جزئیاتش را نشان میدهد.
مادیانی که رخش کرّه اوست
پروریده بشیر پستانش
هوش مصنوعی: مادیانی که فرزندشان از اسب تندرو و زیبایش است، به خاطر شیرش پرورش یافتهاند.
از کیومرث بازماند و کنون
چرخ نسبت کند بپیرانش
هوش مصنوعی: از کیومرث، که نخستین انسان و پادشاه افسانهای است، زمان گذشته و حالا چرخ گردون بر بستر پیری و کهنسالی او تأکید میکند.
نعل بندی که نعل او می بست
کاوه آورد پتک و سندانش
هوش مصنوعی: نعلبند، که وظیفهاش نعل زدن اسبها بود، به اعمالش توجه کرد و متوجه شد که کاوه با پتک و سندانش، در حال آمادهسازی وسیلهای برای تغییر و انقلاب است.
وقت ابداع موسم زینش
گاه ایجاد روز جولانش
هوش مصنوعی: زمانی که فصل زیباییاش به وجود میآید، زمان ظهور روزی برای نمایش و درخشش اوست.
گرد پیری نشسته بر پشتش
کثرت سن شکسته دندانش
هوش مصنوعی: پیری بر دوش او سنگینی میکند و شمار سالهای عمرش باعث شده دندانهایش خراب شوند.
دیده تاریک گشته از نظرش
سینه دل بر گرفته از جانش
هوش مصنوعی: چشم او از دیدن معشوق نابینا شده و دلش به شدت از عشق او پر شده است، به گونهای که انگار زندگیاش را از دست داده است.
همچو چنگی گسسته او تارش
همچو سقفی شکسته ارکانش
هوش مصنوعی: شکستگی و نابسامانی او به گونهای است که مانند یک ساز تار که رشتههایش پاره شده، و همچون سقفی که دچار فروپاشی شده، به هم ریخته و از هم گسسته شده است.
شده تاب از وجود معدومش
رفته آب از سنان اسنانش
هوش مصنوعی: وجود او به حدی کم رنگ و ناپیداست که مانند قطرات آبی که از لبه دندان میچکد، حالتی غمگین و بیرمق پیدا کرده است.
سوخته چوبهای اعضایش
ریخته برگهای اجفانش
هوش مصنوعی: چوبهای بدنش سوخته و برگهای پلکهایش پخش شده است.
از تداویر چرخ بگسسته
رسن تا تار شریانش
هوش مصنوعی: از دگرگون شدن تقدیر، پیوند زندگی گسسته شده است.
گرد رانی چو دسته چنگش
گردنی همچو نای انبانش
هوش مصنوعی: چهرهاش زیبا و دلرباست مانند دستهی چنگی که نوازنده آن را مینوازد و گردنش همچون انبان نرم و خوشفرم است.
دهن سالخورده دشمن کام
با زمین گفته راز پنهانش
هوش مصنوعی: زبان سالخورده دشمن با خاک زمین به راز پنهانیاش اشاره کرده است.
کرده گرگان طمع درو لیکن
چرخ کرده نصیب کرمانش
هوش مصنوعی: گرگها خواهان شکار در این سرزمین هستند، اما چرخ زمان و تقدیر قسمت کرمان را تعیین کرده است.
شده زین هفت طارم شش در
چار حد وجود ویرانش
هوش مصنوعی: به خاطر این هفت آسمان، شش دروازه وجودش ویران شده است.
هیچ سغریگر از پی کیمخت
نبرد بی طمع بدکانش
هوش مصنوعی: هیچ شخصی به دنبال شیرینی به سراغ کسی نمیرود مگر اینکه به نفع خودش باشد.
گرگ وحشی بوقت جوع الکلب
نکشد لاشه در بیابانش
هوش مصنوعی: اگر گرگ وحشی در زمان گرسنگی هم سگ را نکند، لاشهاش را در بیابان نمیگذارد.
آیت کل من علیها فان
گوئیا نازلست در شأنش
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر روی زمین وجود دارد، زوالپذیر است و تنها ذات پروردگار باقی میماند.
کس بغور جراحتش نرسد
زانک نا ممکنست درمانش
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به جراحت او نزدیک شود، زیرا درمانش غیرممکن است.
بنده با ارتکاب این مرکب
که بدست آمدست آسانش
هوش مصنوعی: من با انجام این کار که به راحتی به دست آمده، خود را در بند کردهام.
هر نفس طعنه ئیست از اینش
هز زمان بذله ئیست از آنش
هوش مصنوعی: هر نفس که میکشیم، یادآور تلخیها و انتقادات زندگی است و در هر لحظه، شوخی و خوشمزگیهایی از این تجربیات به ما میرسد.
برو ای باد قاصدا و ببوس
خاک درگاه آسمان مانش
هوش مصنوعی: برو ای باد پیامآور و بر خاک در جلوی آسمان بوسه بزن.
پیش از انهای نفثة المصدور
برسان بندگی بدربانش
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آنهایی که از دلشان ناراحتی و غم برمیخیزد، به درگاه خداوند شکایت کنند، باید بندگی و تسلیم خود را نشان دهند.
بر سر جمع عرضه دار و بگوی
حال این خسته ی پریشانش
هوش مصنوعی: در میان جمع بنشین و از احوال این آدم خسته و آشفته صحبت کن.
که چنین مرکبی بنا می زد
نبود بنده مرد میدانش
هوش مصنوعی: کسی که چنین وسیلهای را فراهم میکند، اگر بندهای نداشته باشد که در میدان حاضر باشد، چه فایدهای دارد؟
گر بود لایق جنیسبت خاص
بفرست و ز بنده بستانش
هوش مصنوعی: اگر کسی لایق باشد، چیز خاصی برای او بفرست و آنچه میخواهد را از بندهاش بگیر.
شب پس خیمه باز می دارش
روز پیش طلیعه میرانش
هوش مصنوعی: شب را در کنار خیمهها بگذران و روز را به پیشواز فرمانروایان بشتاب.
ور بهندوستان نظیرش نیست
بفرست از برای سلطانش
هوش مصنوعی: اگر در هند مانند او وجود ندارد، برای پادشاهش فرستادهای بفرست.
نوکری را بگوی تا ببرد
از برای سگان کهدانش
هوش مصنوعی: به کسانی که در خدمت دیوانگان هستند بگویید تا برای سگان وفادار خود کاری کنند.
یا بخر بندگان اشارت کن
تا بدارند بهر پالانش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که به بندگانت اشاره کنی تا آماده شوند برای زین کردن اسبش، باید یا چیزی را بخرند یا کاری را انجام دهند.
با همه سن و سال بسیارش
با همه علّت فراوانش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه سن و سالش خیلی زیاد است و مشکلات و دلایل زیادی دارد، باز هم…
جد اعلاش انک در بغداد
پیشکش کرد بهر احسانش
هوش مصنوعی: جد اعلا به کسی اشاره دارد که در بغداد به خاطر اعمال نیکش مورد تقدیر و احترام قرار گرفته است. این جمله به نوعی از زیبایی و بزرگی کارهای نیک او میگوید و نشاندهنده اهمیت قدردانی از اقدامات خوب دیگران است.
عضد الدین که گلشن خضرا
یک سراچه ست در گلستانش
هوش مصنوعی: عضد الدین که به عنوان یک شخص با استعداد و صاحب علم شناخته میشود، در جایی زندگی میکند که سرزمین سبز و پر از زیباییهاست و در واقع، زندگی او به مانند یک گلستان سرشار از زیبایی و صفاست.
خواجه ئی را که تیر مستوفی
یک قلمزن بود ز دیوانش
هوش مصنوعی: یک مسئول یا مقام رسمی را که به عنوان نویسنده یا قلمزن در دیوان و امور مالی مشغول به کار بود، به خاطر کارهایش مورد توجه قرار دادند.
زین دنیا و دین علی که فلک
نکند سرکشی بدورانش
هوش مصنوعی: از این دنیا و دین علی، آسمان هم نمیتواند به دورانش سرکشی کند.
آصف ثانی انک باد بود
در نظر ملکت سلیمانش
هوش مصنوعی: آصف، همانند بادی بود که در نظر سلطنت سلیمان میوزید.
منشی ایلخان که شاه سپهر
نکشد سر ز خط فرمانش
هوش مصنوعی: در اینجا به اهمیت و قدرت منشی ایلخان اشاره شده است. او به قدری تاثیرگذار و با دانش است که هیچ فرمانروایی از جمله شاه سپهر نمیتواند بدون رعایت دستورات و خطوطی که او تعیین میکند، عمل کند. در واقع، برتری و نفوذ او در امور حکومتی و قدرت تصمیمگیری به وضوح مشهود است.
باد بر رسم محمدت گویان
فلک ازرقی ثنا خوانش
هوش مصنوعی: باد به یاد محمد، آسمان آبی را در ستایش او به آواز بلند میخواند.
بنده ی سر نهاده بهرامش
هندویزر خریده کیوانش
هوش مصنوعی: کسی که در برابر بهرام سر تسلیم فرود آورده و در زندگی خود، شرایطی را انتخاب کرده که به او تعلق دارد، مانند یک هندی که در پی خریدن ماه است.