برگردان به زبان ساده
ای جناب تو چرخ را منهاج
وی رکاب تو عرش را معراج
هوش مصنوعی: ای دوست، تو مانند چرخ هستی که در حال حرکت است و بر روی آن رکاب میزنی، همچنین تو به مانند عرش هستی که به معراج میرود.
شاه اعظم جلال دولت و دین
ای فلک را سُم سمند تو تاج
هوش مصنوعی: آسمان، تو با سم اسب سلطانی که نماد شکوه و عظمت حکومت و دین است، درخشانترین تاج را به دوش میکشی.
حرم کعبه ی جلال ترا
اختران از طوایف حجاج
هوش مصنوعی: شما همچون حرم کعبهای از جلال و زیبایی هستید که ستارهها در اطراف شما گرد آمدهاند و به شما احترام میگذارند.
نعل شبرنک سر کشت ز شرف
قیصر قصر سیمگونرا تاج
هوش مصنوعی: این متن به بیان تجلی قدرت و شکوه پادشاهی پرداخته است. در آن به تصویر کشیده میشود که نعل شبرنگ، نماد سرعت و چابکی، بر زمین پهن شده و از جایگاه و مقام قیصر و قصرهای زرین و زیبا سخن به میان میآید. به طور کلی، مفهوم این متن به نمایش گذاشتن عظمت و زیبایی خاصی است که در یک پادشاهی وجود دارد.
هندوی تیغ آتش افشانرا
داده آب از مفاصل اوداج
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اشاره به فردی دارد که مانند تیغی تند و آتشین است و آب از مفاصل او جاری میشود. این تصویر ممکن است به وضعیتی اشاره کند که فردی درگیر درگیری یا مشکلاتی است که او را تحت فشار قرار داده و حالش را متأثر کرده است. به طور کلی، این عبارت به تناقضی میان قدرت و آسیبپذیری اشاره دارد.
خازنان خز این کان را
کرده طبع حوادث استخراج
هوش مصنوعی: نگهبانان این گنجینه، اثرات و تاثیرات حوادث را از این جا بیرون کشیدهاند.
نام دستت شنیده و ز سر شور
کف بر آورده قلزم مواج
هوش مصنوعی: نام دستت به گوشها رسیده و از هیجان سرم برآمده مانند دریای مواج.
ابر با بخشش تو دریا را
برده آب از تلاطم امواج
هوش مصنوعی: ابر به خاطر لطف تو، دریا را پر از آب کرده و از خروش امواجش کاسته است.
چرخ با موکب تو انجم را
بسته ره بر تزاحم افواج
هوش مصنوعی: چرخ و فلک به خاطر هیئت تو مسیری را بسته و در مقابل طوفانها و جمعیتهای فراوان، راهی نمیدهد.
با مبانی سدّه ات گردون
در حیا از مدارج ابراج
هوش مصنوعی: تو با اصول و قواعدی که داری، میتوانی در زندگی به مقامها و مراحل بالایی دست یابی؛ گویی که آسمانها را در حیا و ادب خود محاصره کردهای.
وجه بامت منال قیصر و خان
خرج شامت خراج خُلخ و جاج
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو را به یاد قیصر و کاخهایش میاندازد و خرج شام تو هم برابری میکند با مالیاتهای زیبا و دلنشین.
نزد جود تو خون بحر سبیل
پیش دست تو مال کان تاراج
هوش مصنوعی: در برابر بخشندگی تو، خون دریای زندگی به راحتی در دست تو به عنوان یک مال قابل غارت به شمار میآید.
ما در فتنه را بدور تو چرج
کرده قطع تناسل و انتاج
هوش مصنوعی: ما در حال برگزاری یک گردهمایی دور تو هستیم که در آن به مسائل مهم و چالشبرانگیزی میپردازیم و از ادامه نسل و تولید فکر میکنیم.
پرتو رای عالم آرایت
مشعل افروز کوکب و هاج
هوش مصنوعی: نور و درخشندگی وجود تو، چون مشعلی روشنکننده است که بر افروختن ستارهها و آسمان محیط میافزاید.
بنهاد تو مملکت مشعوف
بحفاظ تو معدلت محتاج
هوش مصنوعی: تو ملک خوشبختی را با حضور خود برپا کردهای و برای حفظ آن، به عدل و انصاف تو نیازمندند.
مدحتت هفت جلد گردون را
مندرج در مطاوی ادراج
هوش مصنوعی: من با تعریف و تمجید تو، هفت جلد کتاب آسمانی را در دل نوشتار خود گنجاندهام.
در قضایا مدبران قضا
کرده با رای صایبت کنکاج
هوش مصنوعی: در مسائل و موضوعات، تدبیرکنندگان سرنوشت با فکر و اندیشه خود، کارها را به گونهای انجام میدهند که نتیجه مطلوب حاصل شود.
دل وافیت شرع را مشرع
کف کافیت جود را منهاج
هوش مصنوعی: دل پاک تو، راهنمای احکام و شرع است و generosity (بخشش) و kindness تو، الگوی رفتار درست و نیکوی انسانی به شمار میرود.
پیش عزم تو مُسرع گردون
متمکین بعلت افلاج
هوش مصنوعی: در برابر اراده تو، دایره آسمان به راحتی و به سرعت تغییر میکند، به خاطر وجود جریانها و قطرات آب.
نام دشمن بر تو نتوان برد
که برد نام برد با دیباج
هوش مصنوعی: نمیتوان نام دشمن را بر تو نهاد، زیرا که نام واقعی تو با زیبایی و لطافت بیان شده است.
روشنست این که نزد اهل خرد
فرق باشد میان سرج و سراج
هوش مصنوعی: این واضح است که افراد با درک و فهم بالا تفاوتی قائل میشوند بین چراغ و روشنایی.
گر نه مدحت کند سپهر به تیغ
شمس را از جهان کند از عاج
هوش مصنوعی: اگر آسمان با شمشیر خورشید را ستایش نکند، او را از دنیای مادی نابود میکند.
ور نه پیکت بود زمانه به تیر
ماه را از فلک کند اخراج
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه فرستادت در تیرماه از آسمان بیرون میشود، زمانه چنین نمیگذشت.
تخت را در زمان تست شکوه
تاج را در زمان تست رواج
هوش مصنوعی: در هر زمان، مقام و بزرگی انسانی به کارهایی که انجام میدهد و تأثیری که بر اطرافیان میگذارد بستگی دارد. شکوه و عظمت انسان در عملش نمایان میشود و نه فقط در جایگاهش.
چرخ و انجم ز بهر نرد تو گشت
تخته آبنوس و مهره عاج
هوش مصنوعی: جهان و ستارهها برای بازی تو به میزی از چوب گرانبها و مهرههای فاخری تبدیل شدهاند.
چون زحل عدل شامل تو بدید
از سر جدی برگرفت نتاج
هوش مصنوعی: وقتی زحل با نگاه جدیاش به تو توجه کرد، برکت و نتیجهها را از سر خود برداشت.
دیده ی باز شد بمعدلتت
خوابگاه کبو بر دُراج
هوش مصنوعی: چشمان باز تو مانند خوابگاه پرندهای است که در آن آسوده است.
صورتی بی ارادتت نشود
متصور ز نطفه ی و امشاج
هوش مصنوعی: صورت تو بدون خواست و ارادتت نمیتواند از ترکیب نطفهها و مواد دیگر شکل بگیرد.
ور مخصص شود بتربیتت
بشکند نرخ لعل کانی زاج
هوش مصنوعی: اگر کسی به تربیت تو توجه کند، زیبایی و ارزش تو چنان شکوفا میشود که مانند لعل (گوهری باارزش) به نظر میرسد.
چون تو در جنگ چنگ بگشای
نکند با تو شیر چرخ لجاج
هوش مصنوعی: زمانی که تو در نبرد و مقابله برآیی، دیگر هیچ قدرتی نمیتواند در برابر تو ایستادگی کند.
بسر نیزه تار تار کنی
چرخ اطلس چو رشته نساج
هوش مصنوعی: اگر بنشینی و با دقت و هنر خود به نخهای مختلف بچسبانی، چرخ اطلس مانند تارهای یک بافنده به هم میپیوندد.
انتقامت چو شست بگشاید
قلب مریخ را کند آماج
هوش مصنوعی: انتقام تو هنگام بیدار شدن، قلب مریخ را هدف قرار میدهد.
لمعه ی خنجر تو نقش سواد
ببرد از حواشی شب داج
هوش مصنوعی: برق تیزی خنجر تو، تاریکیهای شب را از اطرافش میگیرد.
برباید خدنک خونریزت
چین ز ابروی خسرو طغماج
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و جذاب بهقدری دلرباست که اگر کسی به آن نگاه کند، تمام حزن و دلتنگیاش فراموش میشود و به شوق و سرمستی میافتد.
بزداید حسام سر تیزت
زنک از آئینه دل مهراج
هوش مصنوعی: زرهبان دل را از غم و اندوه پاک کن و با شمشیر تیز خود، نگرانیها را از دل دور کن.
اهتمام تو چون شود راعی
بره از شیر بیشه گیرد باج
هوش مصنوعی: وقتی که تو به چیزی توجه و اهمیت ویژهای بدهی، آن چیز به تو پاداش میدهد و در واقع، به نتیجه مطلوبی دست خواهی یافت.
ور بود التفات خاطر تو
شاه انجم دهد بذرّه خراج
هوش مصنوعی: اگر نگاه تو بر دلها بیفتد، حتی ستارهها هم از تو تخم مالیات میگیرند.
استعانت که جوید از اختر
عدل کسری که یابد از حجاج
هوش مصنوعی: هر که به دنبال کمک از ستاره عدالت کسری باشد، به حجاج دست خواهد یافت.
من که سوء المزاج فطرت را
نکنم جز بمدحت تو علاج
هوش مصنوعی: من که به خاطر طبیعت ناپسند خود، جز به وسیله ستایش تو، درمانی پیدا نمیکنم.
چون ببحر تبحر آرم روی
برود آب اعشی و حجّاج
هوش مصنوعی: وقتی که در دریای دانش و تجربه ماهر شوم، تمام مشکلات و موانع از بین میروند و مسیر زندگیام هموار میشود.
آتش خاطرم برآرد دود
از روان فرزدق و زجاج
هوش مصنوعی: آتش یادهایم باعث میشود که دود از قلب فرزدق و زجاج بلند شود.
عقل کافی کند نجات و شفا
از اصول کلام استنتاج
هوش مصنوعی: عقل میتواند به تنهائی راهی برای نجات و بهبودی فراهم کند و این موضوع از بنیادهای صحبتهای منطقی به دست میآید.
لیک هر شب ز بار محنت روز
خیزران گرددم قد چون ساج
هوش مصنوعی: اما هر شب به خاطر رنجهای روزانه، به تنی نحیف و لاغر مانند چوب نازک خیزران تبدیل میشوم.
اخترانم بتیغ بسی مهری
چون شفق غرق خون کنند دواج
هوش مصنوعی: ستارههایم در آغوش مهر فراوان، مانند شفق که در خون غرق شده باشد، به شدت آسیب میرسانند.
کرم خاطرت مگر بطلا
انحراف غمم برد ز مزاج
هوش مصنوعی: محبت تو مانند طلاست که تلخی غم را از وجودم دور میکند و به من روح تازهای میبخشد.
تا نگویند پیش عذب و فرات
در عذوبت حدیث ملح و اجاج
هوش مصنوعی: تا زمانی که در حضور آب شیرین و زلال کسی در مورد تلخی و شور بودن صحبت نکند، در غیر این صورت نباید در مورد آن سخن گفت.
باد چشم حسود درگاهت
از حسد رشک چشمه ی سجّاج
هوش مصنوعی: بادی که از حسادت به تو میوزد، مانند چشمهای زلال و پرآب است که حسودان را به تماشای زیباییات وامیدارد.