برگردان به زبان ساده
خاقانیا چو آب رخت رفت در سال
مستان نوال کس که وبال آشنای اوست
هوش مصنوعی: وقتی که بهار و روزهای شاد میرسند، هیچ کس از مشکل و گرفتاریهای ناشی از دوستی و آشنایی با او غصه نمیخورد.
بر خستگی دل مطلب مرهم قبول
نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست
هوش مصنوعی: اگر دل خستهای داری، به دارویی امیدوار نباش، چون نه دل آرام میشود و نه درمانی که بتواند زخمهایش را التیام بخشد.
آن را که بشکنند نوازش کنند باز
یعنی که چون شکست نوازش دوای اوست
هوش مصنوعی: اگر کسی را بشکنند، میتوان با نوازش و محبت به او کمک کرد. این نشان میدهد که در زمانی که کسی آسیب دیده یا شکسته شده، نوازش و محبت میتواند تسکیندهنده باشد.
پنداری آن شتر که بکشتند، گردنش
پر زر از آن کنند خونبهای اوست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد کسی که شتر را کشتند، به جای عذاب وجدان یا غم، با خود فکر میکند که به پاس جان آن شتر، گردن او را با طلا پر کردهاند تا خونبهای او را بدهند. این نشان میدهد که انسانها ممکن است در برابر مسائل اخلاقی، به گونهای خود را قانع کنند یا تلاش کنند تا معضلات را به شکل دیگری ببینند.
گیرم که کان زر شود آن گردن شتر
او را ز زر چه سود که سودش بقای اوست
هوش مصنوعی: فرض کن که گردن شتر طلا شود، ولی از این طلا چه فایدهای برای او خواهد داشت، چون نفع واقعی او در جاودانگیاش است.