گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
ای قهر زهردار الهی چنین کنی
مرگ از سر جوان جهانجوی تاج برد
ای مرگ ناگهان تو تباهی چنین کنی
شاهی خدای راست که حکم اینچنین کند
او را بدو نمود که شاهی چنین کنی
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
ای قهر زهردار الهی چنین کنی
هوش مصنوعی: میگویند که از تب و بیماری پادشاه شرق گذشت، ای کسی که با قدرت و مهارت خود، به طور شدید و ویرانگر عمل میکنی.