برگردان به زبان ساده
کیست ز اهل زمانه خاقانی
که تو اهل وفاش پنداری
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به دنبال کسی است که در زمانهاش همچون خاقانی باشد و او را سزاوار وفاداری و دوست داشتن ببیند. شاعر به نوعی به دوستی و وفای او اشاره دارد و میپرسد که آیا در میان مردم زمانهاش کسی وجود دارد که به این اندازه ارزشمند و باوفا باشد.
دوستی کز سر غرض شد دوست
هان و هان تاش دوست نشماری
هوش مصنوعی: دوستی که از روی نیت و هدف خاصی به دوستی روی آورده، دیگر نمیتواند واقعی باشد. مراقب باش که چنین دوستی را به حساب نیاوری.
خواجه گوید که دوستدار تواَم
پاسخش ده که دوست چون داری
هوش مصنوعی: خواجه میگوید که من تو را دوست دارم، اما از تو میخواهم که پاسخی به من بدهی تا بدانم تو چگونه مرا دوست داری.
تا عزیزم مرا عزیز کنی؟
چون شدم خوار خوار انگاری؟
هوش مصنوعی: تا وقتی که عزیز من، من را عزیز بدانی، در غیر این صورت، وقتی از نظر تو خوار شوم، خودم را هم خوار میبینم.
یا بلندم کنی گهِ پستی؟
یا عزیزم کنی گهِ خواری؟
هوش مصنوعی: یا مرا به اوج برسانی و یا اینکه در زندگی به ذلت و خواری دچارم کنی.
با من این دوستی به شرطی کن
کآخر آن شرط را به جای آری
هوش مصنوعی: دوستی با من را تنها در صورتی بپذیر که به وعدههایی که میدهی عمل کنی.
کهآن خطائی که حق ز من بیند
گر تو بینی، ز من نیازاری
از خطایی که خدا از من میبیند، اگر تو دیدی. آزرده نشوی.
ور شود خصم من زبردستی
زیر پای بلام مگذاری
هوش مصنوعی: اگر دشمن من با توانایی و مهارت از زیر پای من عبور کند، نباید بر روی او بگذارم.