برگردان به زبان ساده
خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
یک باره فتنهٔ دو هوائی فرو نشست
هوش مصنوعی: ای خاقان، چرا خوشحالی میکنی؟ مگر نه اینکه در سرزمین ما ناگهان آشفتگی و بحران دوگانهای که وجود داشت رفع شده است؟
آن را که کردگار برآورد، شد بلند
و آن را که روزگار فرود برد گشت پست
هوش مصنوعی: هر کسی که خداوند او را بلند مرتبه کند، به اوج میرسد و هر کس که سرنوشت او را پایین آورد، به مقام پستی میرسد.
گفتند خسته گشت فریدون و جان سپرد
زان تیر کز کمان کمینه کسی بجست
هوش مصنوعی: فریدون از خستگی بستری شد و جانش را از دست داد، زیرا تیر به سمت او آمد و کسی نبود که از کمان کمین او فرار کند.
من کاین سخن شنیدم کردم هزار شکر
واندر برم ز گریهٔ شادی نفس ببست
هوش مصنوعی: من این سخن را که شنیدم، هزار بار شکرگزاری کردم و به خاطر شادیام، نفس در گلویم حبس شد.
من خاک آن، عطارد پران چار پر
کو بال آن ستارهٔ راجع فرو شکست
هوش مصنوعی: من خاک کسی هستم که مانند عطارد در مدار چهارگانهاش به دور آن ستاره درخشان میچرخد و در نهایت از آن جدا شدهام.
نحسی که داشت چون مه نخشب مزوری
از لاف آفتاب او خلق باز رست
هوش مصنوعی: این بیتی به توصیف حالتی اشاره دارد که نشاندهنده تاثیر منفی یا شومی است که به نوعی با ویژگیهای خاصی از روشنایی و درخشش مرتبط است. در واقع، ناپایداری یا بدیای که احساس میشود، به زعم شاعر، ممکن است ناشی از توهمیباشد که در روشنایی خورشید به وجود آمده و به نوعی باعث ایجاد ناهنجاریها در زندگی و رفتار انسانها میشود. از این رو، این بیت به بررسی تأثیرات بدی که میتواند ناشی از شرایط ظاهری و بروز و درخششهای غیر واقعی باشد، میپردازد.