برگردان به زبان ساده
اهل دلی ز اهل روزگار نیابی
انس طلب چون کنی که یار نیابی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دوستی از میان مردم این زمان باشی، هرگز نمیتوانی به رابطهای صمیمی دست یابی؛ چون هیچ یاری پیدا نخواهی کرد که با او به انس و دوستی برسید.
گر دگری ز اتفاق همنفسی یافت
چون تو بجوئی به اختیار نیابی
هوش مصنوعی: اگر کسی بهطور تصادفی همنفس تو شود، هرگز نخواهی توانست مانند تو را به اختیار پیدا کنی.
خوش نفسی نیست بیگرانی کامروز
نافهٔ بی ثَرب در تتار نیابی
هوش مصنوعی: درست زندگی کردن و خوشبختی بدون داشتن مشکلات و چالشها، همچون گلی خوشبو است که هیچ بویی ندارد و در دنیای واقعی نمیتوان آن را پیدا کرد.
آینهٔ خاک تیره کار چه بینی
ز آینهٔ تیره نور کار نیابی
هوش مصنوعی: اگر به آینهٔ خاکی و تیره نگاه کنی، نباید انتظار داشته باشی که نور و روشنی را ببینی. در واقع، وقتی شرایط و واقعیتها تاریک و غمانگیز هستند، نمیتوان انتظار روشنایی و خیر را داشت.
روز وفا آفتاب زرد گذشته است
شب خوشی از لطف روزگار نیابی
هوش مصنوعی: روز وفا به پایان رسیده و دیگر خبری از روشنی و امید نیست، در این شب تاریک، تو دیگر از نعمتهای روزگار نتوانی بهرهمند شد.
نقطهٔ کاری کناره کن که زره را
ساز جز از نقطهٔ کنار نیابی
هوش مصنوعی: نقطهای که کارایی ندارد را کنار بگذار، چون نمیتوانی زره را جز از نقطهای که کنار است بسازی.
بر سر بازار دهر خاک چه بیزی
کآخر ازین خاک جز غبار نیابی
هوش مصنوعی: در میان بازار زندگی، هیچ چیز پایداری وجود ندارد و در نهایت، تنها غبار از این دنیا باقی میماند.
دهر همانا که خاکبیزتر از توست
زآنکه دو نقدش به یک عیار نیابی
هوش مصنوعی: زمانه و دنیای امروز به اندازهای بیوفا و ناپایدار است که تو نمیتوانی حتی ارزش دو سکه را در یک معیار پیدا کنی.
بگذر ازین آبگون پلی که فلک راست
کآب کرم را در او گذار نیابی
هوش مصنوعی: از این پل آبدار بگذر که آسمان برای کرم نمیتواند عبور کند.
قاعده عمر زیر گنبد بیآب
گنبد آب است کهاستوار نیابی
هوش مصنوعی: قانون زندگی این است که در دنیای بیآب و بینوا، وجود یک گنبد آب وجود دارد، اما اگر تلاش نکنی و به دنبال آن نروی، هرگز آن را نخواهی یافت.
دست طمع کفچه چون کنی که به هر دم
طعمی ازین چرخ کاسهوار نیابی
هوش مصنوعی: اگر دست خود را به طمع دراز کنی، هر لحظه طعم جدیدی از این دنیا نخواهی یافت.
چرخ تهی کز پی فریب تو جنبد
کاسهٔ یوزه است کهش قرار نیابی
هوش مصنوعی: اگر چرخ روزگار به خاطر فریب تو به حرکت درآید، در واقع مانند کاسهای خالی است که هیچ چیزی در آن نیست و تو هرگز آرامش نخواهی یافت.
کشت کرم را نه خوشه ماند و نه دانه
کاهی ازین دو به کشتزار نیابی
هوش مصنوعی: کشت کرم باعث میشود نه خوشهای باقی بماند و نه دانهای از کاه. از این دو هیچکدام را در دشت پیدا نخواهی کرد.
خاک جگر تشنه را ز کاس کریمان
از نم جرعه امیدوار نیابی
هوش مصنوعی: خاکی که همیشه تشنه است و جگرش در حسرت آب میسوزد، به لطف دستهای سخاوتمند برایش جرعهای امیدبخش نخواهد یافت.
جرعه بود یادگار کاس و بر این خاک
بوئی از آن جرعه یادگار نیابی
هوش مصنوعی: یادگاری از کاسه به جا مانده است و بر این زمین بویی از آن یادگار پیدا نخواهی کرد.
یاد تو خاقانیا ز داد چه سود است
کز ستم دهر زینهار نیابی
هوش مصنوعی: یاد تو و حسرت آن که درد و رنج این زمانه را کم نمیکند، چرا که از سختیهای زندگی، هیچوقت نجات نخواهی یافت.