برگردان به زبان ساده
ای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما
چندین سُقاطهٔ هوس افزای عقل کاه
هوش مصنوعی: ای بلخ، تو چه فرستندهای که به شهر ما فرستادهای، اینهمه نادانی و هوسهای بیهوده که عقل را زایل میکند.
آئی چو سیر کوبهٔ رازی به بانگ و نیست
جز بر دو گوپیازهٔ بلخیت دستگاه
هوش مصنوعی: وقتی که به حقیقتی عمیق و راز و رمزی میرسیم، فقط صدای آن را میشنویم و هیچ چیز دیگری جز دو گوپیاز در بلخ نیست که به ما نشان میدهد.
دیگ هوس مپز که چو خوان مسیح هست
کس گوپیازهٔ تو نیارد به خوان شاه
هوش مصنوعی: به این معنی است که در آرزوها و خواستههای خود افراط نکن، زیرا آنچه به نظر میرسد ارزشمند و پرارزش است، ممکن است در واقعیت در دسترس نباشد و دیگران نیز نمیتوانند خواستههای تو را برآورده کنند. در نتیجه، نسبت به آرزوهایت باید واقع بین باشی و فراموش نکنی که ممکن است آنچه میخواهی به سادگی قابل دسترسی نباشد.
بَد نثری و رسائل من دیده چند وقت
کژ نظمی و قصائد من خوانده چندگاه
هوش مصنوعی: مدتیست که نوشتههای بد و پیامهایم را دیدهام و مدتیست که شعرهای من را با نظم ناقص خواندهام.
زرنیخ زرد و نیل کبود تو را ببرد
گوگرد سرخ و مشک سیاه من آب و جاه
هوش مصنوعی: زرنیخ زرد و نیل کبود تو را به خود میکشد، همانطور که گوگرد سرخ و مشک سیاه، من را به دنیا و مقام میآورد.
آری در آن دکان که مسیح است رنگرز
زرنیخ و نیل را نتوان داشت پیش گاه
هوش مصنوعی: در آن مکان، جایی که مسیح حضور دارد، نمیتوان رنگهای زرد و نیلی را در برابر او به نمایش گذاشت.
سحر زبان سامری آسای من بخوان
وحی ضمیر موسوی اعجاز من بخواه
هوش مصنوعی: در صبح زود، زبان ساده و شیرین من را بشنو که مانند سامری در خدمت شماست و از من خواسته کن تا تو را با معجزههای بزرگم آشنا کنم که شبیه به وحیهای موسیست.
عقدی ببند ازین گهر آفتاب کان
دُرّی بدزد ازین صدف آسمان شناه
هوش مصنوعی: عقدی برقرار کن از نوری که چون خورشید میدرخشد، زیرا آن نور میتواند از صدف آسمان دری را به سرقت ببرد.
موی تو چون لعاب گوزنان شده سپید
دیوانت همچو چشم غزالان شده سیاه
هوش مصنوعی: موهای تو مانند لعابی سفید و درخشان شده است و چشمانت مانند چشمان سیاه غزالها زیبا و دلربا شده است.
باری ازین سپید و سیاه اعتبار گیر
یا در سیه سپید شب و روز کن نگاه
هوش مصنوعی: از این تضاد بین روشنی و تاریکی برای خود ارزشی به دست بیاور، یا در این سیاهی و روشنی، نگاهی جدید به زندگیات بینداز.
پس ...س نهای و گرچه چو ...ر کلاهدار
کز دست جهل تو به در ...ن نهم کلاه
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که حتی اگر انسان به لحاظ ظاهری موجه و باوقار باشد، در صورت داشتن جهل و نادانی، آن وقار و ارزش از بین میرود. به عبارتی دیگر، دانایی و آگاهی واقعی است که شخصیت فرد را میسازد، نه ظواهر بیرونی یا مقام اجتماعی. اگر فردی به خاطر نادانیاش خود را در معرض قضاوت نادرست قرار دهد، حتی شیکترین کلاه یا لباس هم نمیتواند او را از عواقب نادانیاش حفظ کند.
خاقانی و حقایق طبع تو و مجاز
اینجا مسیح و طوبی و آنجا خر و گیاه
هوش مصنوعی: خاقانی و حقایق درون تو همچون مسیح و درخت طوبی هستند، در حالی که در اینجا نمادهایی مانند خر و گیاه وجود دارند.