برگردان به زبان ساده
کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ
برای چیست ندانی، برای کینهٔ من
هوش مصنوعی: زمانه و حوادث آن مانند کمینی که در انتظار است، و چرخ زمان مانند کمان کشیدهای است که آمادهٔ پرتاب میباشد. هدف از اینها چیست؟ نمیدانی که اینها به خاطر کینهای است که از من دارند.
ز نوک ناوک این ریمنِ خُماهَن فام
هزار چشمه چو ریماهن است سینهٔ من
هوش مصنوعی: از نوک تیر سماع، رنگین و زیبا، هزار چشمه مانند ریماهن در دل من جاری است.
من آفتابم سایه نیَم که گم کندم
چو گم کند به کف آرد دگر قرینهٔ من
هوش مصنوعی: من مثل آفتاب هستم و سایهای ندارم که گم بشود. اگر کسی من را پیدا کند، باید آن را به شکل دیگری درک کند.
نه نه به بحر درم بر فلک کمان نکشم
که سرنگون چو کمانه کند سفینهٔ من
هوش مصنوعی: من هیچگاه با کمان به سوی آسمان شلیک نمیکنم، زیرا در این صورت کشتیام سرنگون خواهد شد.
اگر قناعت مال است گنج فقر منم
که بگذرد فلک و نگذرد خزینهٔ من
هوش مصنوعی: اگر قناعت را ثروت بدانیم، من در فقر خود گنجی دارم که حتی زمانه هم قادر به از بین بردن آن نیست.
به دخل و خرج دلم بین بدان درست که هست
خراج هر دو جهان یک شبه هزینهٔ من
هوش مصنوعی: به تراز مالی احساساتم توجه کن، زیرا هزینهی زندگی در این دنیا و دنیای دیگر، تنها یک شبه برای من صرف میشود.
چو خاتم ار همه تن چشم شد دلم چه عجب
که حسبی الله نقش است بر نگینهٔ من
هوش مصنوعی: اگر همه وجود من به چشم تبدیل شود، جای تعجب نیست که نوشتهای از خداوند بر انگشتر من نقش بسته است.
چو آبگینه دلی بشکنم به سنگ طمع
که جام جم کند ایام از آبگینهٔ من
هوش مصنوعی: اگر دل من را مانند شیشه بشکنم، به خاطر طمعی که دارم، شاید جام جم بتواند ایام را از درون شیشهٔ من بیرون آورد.
به کلبتینم اگر سر جدا کنی چون شمع
نکوبد آهن سرد طمع گزینهٔ من
هوش مصنوعی: اگر سرم را جدا کنی، همچون شمع ذوب نخواهم شد و مانند آهن سرد، طمعی به چیزی نخواهم داشت، چرا که من گزینهام را انتخاب کردهام.
همای همت خاقانی سخن رانم
که هیچ خوشه نگردد برای چینهٔ من
هوش مصنوعی: من با همت بلند خاقانی سخن میگویم، زیرا هیچ چیز خوشایند برای دل من به دست نمیآید.