شب رحیل چو کردم وداع شروان را
دریغ حاصل من بود و درد حصهٔ من
شدم ز آتش هجران زدم بر آب ارس
ارس بنالید از درد حال و قصهٔ من
به تیزی دم من بود و پریّ غم من
خروش سینهٔ من داشت جوش غصهٔ من
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شب رحیل چو کردم وداع شروان را
دریغ حاصل من بود و درد حصهٔ من
هوش مصنوعی: وقتی که شب رفتن فرودگاه را تجربه کردم و وداع با شروان را گفتم، تنها چیزی که نصیبم شد حسرت و دردی بود که سهم من بود.