برگردان به زبان ساده
پسر داشتم چون بلند آفتابی
ز ناگه به تاری مغاکش سپردم
هوش مصنوعی: من پسر داشتم که همچون تابش آفتاب برآمده بود، اما ناگهان او را به درون تاریکی و گودالی عمیق سپردم.
به درد پسر مادرش چون فروشد
به خاک آن تن دردناکش سپردم
هوش مصنوعی: به خاطر غم و درد پسر، بدن او را به خاک سپردم، همانطور که مادرش به خاطر او رنج میبرد.
یکی بکر چون دختر نعش بودم
به روشندلی چون سماکش سپردم
هوش مصنوعی: من مانند دختری باکره بودم و به خاطر روشندلی و بخشش خود، خود را به شخصی سپردم که مانند سماک کوهی است.
چو دختر سپردم به داماد گفتم
که گنج زر است این به خاکش سپردم
هوش مصنوعی: وقتی دخترم را به شوهرش سپردم، به او گفتم که او مانند یک گنج با ارزش است و حالا او را به زمین سپردم.
بماندم من و ماند عبدالمجیدی
ودیعت به یزدان پاکش سپردم
هوش مصنوعی: من و عبد المجید در این دنیا باقی ماندیم و من او را به خداوند بزرگ سپردم.
اگر کس نباشد پناهش به شروان
پناهش بس است آن خدا کهش سپردم
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند به او کمک کند، پناهگاه او همان خداست و من او را به خدا سپردم.