برگردان به زبان ساده
بخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
کاجتهاد حیدری رای مُصیبش یافتم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در وصف فاروق ثانی (عمر بن خطاب) مدح بگویم، باید بگویم که با جان و دل، به بزرگی و حقانیت او ایمان دارم و راهی که حیدر (علی) در پیش گرفت، باعث شد تا او به موفقیتهای بزرگی دست یابد.
هر کجا در پیشگاه شرع دانش پیشهای است
پیشگاه منصب و صدر حِسیبش یافتم
هوش مصنوعی: هر کجا که نشانههای علم و دانش را میبینم، متوجه میشوم که مقام و رتبه واقعی آن شخص در نظر قانون و اصول اخلاقی به رسمیت شناخته میشود.
یک جهان چون من زکات استان حِبر مقتداست
کز نصاب علم دین صاحب نصیبش یافتم
هوش مصنوعی: من در جهانی مانند خودم، زکات و خیرات را سرشار میبینم و این آگاهی از پیشوای خودم به دست آمده است. از نصیب علم دین و برخورداری در این مسیر بهرهمند شدم.
چون علی اقضیالقضات است و علی نام است هم
کهاندر احکام قضا رای عجیبش یافتم
هوش مصنوعی: علی به عنوان بزرگترین قاضی شناخته میشود و در نام او نیز نهفته است. من در احکام قضایی، نظری شگفتانگیز از او را مشاهده کردم.
گنج دین الحمدالله ایمن است از نقب کفر
کهاژدها سر نوک کلک او رقیبش یافتم
هوش مصنوعی: خزانهای از دین و نعمت الهی وجود دارد که از حمله و نفوذ کفر مصون و محفوظ است و من رقیبی را در بالای سر این خزانهی ارزشمند پیدا کردهام که مانند سر یک مار زنگی خطرناک میباشد.
مار زرین کهافکند تریاک کافور از دهان
هر کرا دردی است چون فرمان طبیبش یافتم
هوش مصنوعی: هر کسی که دردی دارد و به دکتر مراجعه کند، باید دارویی که دکتر تجویز کرده را بپذیرد. در اینجا، اشاره شده که دارویی که به او داده میشود، به مانند مار زردی است که میتواند آرامش و درمانی به همراه داشته باشد.
هر تراشه کز سر اقلام او انداخت تیغ
سر بهای تاجداران نسیبش یافتم
هوش مصنوعی: اندیشهام به خندهگاه دوست مانند است، چرا که همچون خلیل که از آتش گلبرگ نرم و تر را مییابد.
در فراست چون عطارد در دِراست مشتری است
کهآسمان را قعده و مه را جنیبش یافتم
هوش مصنوعی: دل او مانند آب خضر و آتش موسی است، زیرا از این آب بخششها و از این آتش شور و حرارت را کسب کردهام.
هم عبادت راست نوح و هم عیادت را مسیح
کهاندر امت هم خلیل و هم صهیبش یافتم
هوش مصنوعی: زمانه، همانند فردی نااهل و بیادب است، اما کودکان از فکر او چیزهایی یافتهاند که من نیز از میان آثار او عود صلیب (را که نماد مراقبت و بازگشت به حقیقت است) یافتم.
پیش تهذیب بنانش از هری را از فری
ابجد آموزی نهم گرچه ادیبش یافتم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که قبل از این که در کلام و نوشتن به او هنری بیاموزم، باید از انسانهای بزرگ و اساتید خردمند در علوم آموخت. هرچند که خود، فردی با سواد و تحصیلکرده را یافتهام.
آن زمان کهاقدام فرخ در عیادت رنجه کرد
بکر دولت را ندا کردم مجیبش یافتم
هوش مصنوعی: در آن زمان که قدمهای خوشبختی برای دیدن کسی حرکت کردند، احساس کردم که دولت جوان را به زحمت انداختهام و به او گفتم که پاسخگوی من است.
لهجهٔ من تیغ سلطان است در فصل الخطاب
تا نگوید آن زمان تیغ خطیبش یافتم
هوش مصنوعی: زبان و گویش من مانند شمشیری است که در هنگام سخنرانی قاطع و مؤثر است، تا زمانی که نگوید من هم آن زمان شمشیر گوینده را به دست آوردم.
زر سرخ ار شد پشیمانی سپید آتش گرفت
چون توان گفتن که مغشوش و مُعیبش یافتم
هوش مصنوعی: اگر زر سرخ باعث پشیمانی شود، رنگ سفیدش آتش میگیرد. چگونه میتوان گفت که من آن را به شکل مختلط و ناقص پیدا کردهام؟
طوطی ار پیش سلیمان نطق بربندد رواست
هم سیاست بر سر مرغان رقیبش یافتم
هوش مصنوعی: اگر طوطی در حضور سلیمان سخن بگوید، این کار عاقلانهای است. من هم سیاست را در مقابله با پرندگان رقیبش به کار بردم.
بلکه گوید فاضلان را بط شمردم در سخن
چون به خاقانی رسیدم عندلیبش یافتم
هوش مصنوعی: سخنرانان برجسته را در کلام خود بررسی کردم، اما وقتی به خاقانی رسیدم، متوجه شدم که او مانند یک قناری است.
گوید استاد است اندر طرز تازی و دری
نظم و نثرش دیدم و مدح و نسیبش یافتم
هوش مصنوعی: استاد میگوید که در نحوهی نوشتن به زبانهای فارسی و عربی مهارت دارد و من آثار او را در نظم و نثر دیدهام و در مدح و تمجید از او نکتههای خوبی یافتهام.
گرچه چون دارای مرق مشرقش دیدم ضمیر
لیک چون عنقای مغرب بس غریبش یافتم
هوش مصنوعی: اگرچه من زیباییهای روشن و دلنشین او را مانند مرق (پروانه) در شرق دیدم، اما حقیقت او را مانند عنقای مغرب بسیار دور و ناشناخته یافتم.
باد صبح از خاک کاشان تحفهٔ خلقش مرا
بوی طوبی داد کهآبستن به طیبش یافتم
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی از خاک کاشان بویی از طوبی به من داد که با آن بوی خوش، طیب و لطافت آن را تجربه کردم.
گر دلم شد دوده انقاس دواتش ساختم
ور تنم شد حلقه خلخال نجیبش یافتم
هوش مصنوعی: اگر دلم به درد و رنجی دچار شود، برای نوشتن آنچه میخواهم، قلمش را میسازم و اگر بدنم در زنجیر و اسارت باشد، در آن صورت، زینت و زیباییاش را پیدا میکنم.
بر جناح راه دیدم روی خوبش گویم این
حبذا آن ماه نو کهاندر رکیبش یافتم
هوش مصنوعی: در کنار راه، چهرهی زیبایش را دیدم و گفتم: زیبایی چنین را باید ستایش کرد، همچون آن ماه نو که در آسمان درخشان است و در جستجوی او هستم.
هم رضیع ملک سرمد باد عمر او چو عقل
کز رضاع مکرمت جان را ربیبش یافتم
هوش مصنوعی: هر دو زندگی را به خوشی و شادابی سپری کنند، و عمر او همانند عقل باشد که از شیرینی محبت و بزرگواری، جانم را آرامش بخشیده است.