برگردان به زبان ساده
زین خام قلتبان پدری دارم
کز آتش آفرید جهاندارش
هوش مصنوعی: من از پدری بینظیر برخوردارم که جهان را از آتش سرشته و ساخته است.
همزاد بود آزر نمرودش
استاد بود یوسف نجارش
هوش مصنوعی: آزر، پدر نمرود، همواره در کنار او بود و یوسف نیز که نجار بود، استاد کارش محسوب میشد.
هم طبع او چو تیشه تراشنده
هم خوی او برنده چو منشارش
هوش مصنوعی: او همچون تیشهای است که توانایی تراشیدن و شکل دادن دارد و طبیعتش هم مانند ارهای است که برشدهنده و تیز است.
روز از فلک بود همه فریادش
شب با زحل بود همه پیکارش
هوش مصنوعی: روز تنها صدای آسمان بود و شب به خاطر زحل تمام تلاشش را میکرد.
مریخ اگر به چرخ یکم بودی
حالی بدوختی به دو مسمارش
هوش مصنوعی: اگر سیاره مریخ در مدار اول بود، حالا به دو میخ به آن وصل شده بود.
نقرس گرفته پای گران سیرش
اصلع شده دماغ سبکبارش
هوش مصنوعی: پای او به خاطر بیماری نقرس درد میکند، موهایش ریخته و بینیاش هم سبک و بیوزن به نظر میرسد.
چون لیقهٔ دوات کهن گشته
پوسیده گوشت در تن مردارش
هوش مصنوعی: وقتی که قلم قدیمی و کهنه شده، مانند گوشت تجزیه شدهای در بدن مرده، دچار پوسیدگی و فساد میشود.
آبش ز روی رفته و باد از سر
افتاده در متاع گرانبارش
هوش مصنوعی: آب او کم شده و باد از سرش پایین آمده و در بار سنگینش باقی مانده است.
منبر گرفته مادر مسکینم
از دست آن منارهٔ خونخوارش
هوش مصنوعی: مادر مرا به خاطر حال زار و بیچارهاش در برابر ساز و کار قدرت و فساد به تنگ آمده و معترض است.
با آنکه بهترین خلف دهرم
آید ز فضل و فطنت من عارش
هوش مصنوعی: با این که من بهترین فرد زمانهام و از نظر دانش و هوش در مقام بالایی قرار دارم، اما این موضوع برای من مایه ننگ است.
کای کاش جولهستی خاقانی
تا این سخنوری نبدی کارش
هوش مصنوعی: ای کاش خاقانی در جهان نبود تا دیگران اینقدر در سخنوری فعالیت نکنند.
با این همه که سوخته و پخته است
جان و دلم ز خامی گفتارش
هوش مصنوعی: علیرغم اینکه جان و دل من به شدت آسیب دیده و تحت تأثیر قرار گرفته است، هنوز سخنان خام و ناپخته او بر من تاثیر میگذارد.
او نایب خداست به رزق من
یارب ز نائبات نگه دارش
هوش مصنوعی: او به عنوان نماینده خدا، مسئول تأمین رزق من است. ای پروردگار، از نایبان خود محافظت کن.