برگردان به زبان ساده
شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
کز باغ خلد نوبر نعما رسد مرا
هوش مصنوعی: شروان بهشتی مانند باغی است و در آنجا نعمتهایی وجود دارد که به من از باغ بهشت تازه میرسد.
دارای دار ملکت او شاه مشرق است
کانواع نعمت از در دارا رسد مرا
هوش مصنوعی: سلطان مشرق به عنوان صاحب و مالک این سرزمین، منبع انواع نعمتها و خوشیها است که به من میرسد.
دریاست شاه و من چو گیا تشنهٔ امید
کز دست شاه تحفهٔ دریا رسد مرا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر خود را مانند گیاهی در کنار دریا میبیند که تشنهی امید است. او انتظار دارد که از دست پادشاه هدیهای از دریا به او برسد. این حس انتظار و نیاز به کمک و ثروت را به تصویر میکشد.
شروان به فر اوست شرفوان و خیروان
من شکر گوی خیر و شرف تا رسد مرا
هوش مصنوعی: شهر شروان به عزت و بزرگی مشهور است و من همواره سپاسگزار خوبیها و بزرگیها هستم تا به من برسد.
امسال پنجم است کز آنجا بیامدم
هر روز روزی نو از آنجا رسد مرا
هوش مصنوعی: امسال پنجمین سالی است که از آنجا به اینجا آمدهام و هر روز خبر یا تجربهای تازه از آنجا به من میرسد.