برگردان به زبان ساده
در عجم کیست کو چو طفل عرب
طوق تو در گلو نمیدارد
هوش مصنوعی: در میان فارسیزبانان، آیا کسی هست که مانند کودک عرب، بر گردن تو زنجیر عشق و محبت نیندازد؟
همتت در جهان نمیگنجد
هفت دریا سبو نمیدارد
هوش مصنوعی: تلاش و اراده تو در این دنیا چنان بزرگ و وسیع است که حتی هفت دریا هم نمیتواند ظرفی برای آن فراهم کند.
آفتابی است تیغ تو که غروب
جز به مغز عدو نمیدارد
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند آفتابی است که تنها بر دشمنان هوا خواهد کرد و هیچ یک از آنها نمیتوانند از آن فرار کنند.
آنکه فیض دو دست تو بشنید
چارجوی از دو سو نمیدارد
هوش مصنوعی: هرکس که از نعمتهای تو بهرهمند شود، نمیتواند از دو سوی خود، نیازهایش را برآورده کند.
گو تیمم به خاک میکن از آنک
ز آب حیوان وضو نمیدارد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تیمم کنم و از خاک استفاده کنم، بهتر از این است که با آب حیوان وضو بگیرم.
رای تو چون سپهر تو بر توست
رخنه در هیچ تو نمیدارد
هوش مصنوعی: رأی و نظر تو مانند آسمان بالای سرت است و هیچگونه فرجی در تو وارد نمیشود.
کسری از شرم لعل خاتم تو
خاتم الا سرو نمیدارد
هوش مصنوعی: سروی که در برابر زیبایی و جذابیت لعل انگشتری تو است، هیچ گاه نمیتواند برابری کند.
بینسیم رضایت روضهٔ عمر
سر نشو و نمو نمیدارد
هوش مصنوعی: بدون وزیدن نسیم خوشایند، باغ عمر هرگز شکوفا و رشد نمیکند.
بیقبول هوات قالب عقل
قبله از لات و هو نمیدارد
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خواستهات در این زمینه پاسخ دهم.
بخت سوی تو نامهای ننوشت
که رقم عبده نمیدارد
هوش مصنوعی: سرنوشت برای تو نامهای ننوشته است که نشانگر بندهای برای او باشد.
تو علی همتی و عالی تو
زیوری جز علو نمیدارد
هوش مصنوعی: تو مانند علی، همت بلندی داری و جز بزرگی و بلند همتی زینتی دیگر نداری.
کافرم کافر ار به خدمت تو
دل من آرزو نمیدارد
هوش مصنوعی: من اگر کافر هم باشم، اگر دل من به خدمت تو آرزو نداشته باشد، واقعیتم همین است.
لیکن از روی طعنهٔ خسمان
آمدن هیچ رو نمیدارد
هوش مصنوعی: اما دشمنان نمیتوانند از روی طعنه و کنایه به او برآیند و به او نزدیک شوند.
غصهها هست در دلم که زبان
زهرهٔ بازگو نمیدارد
هوش مصنوعی: در دلم غصههایی وجود دارد که امیدوارم نتوانم آنها را به زبان بیاورم و بیان کنم.
خلفت را که چشم بد مرساد
حرمت من نکو نمیدارد
هوش مصنوعی: تو را که چشم بد نبیند، حرمت من را به خوبی رعایت نمیکند.
آب رویم ببرد بر سر زخم
زخمهٔ کین فرو نمیدارد
هوش مصنوعی: آب به روی زخم من میریزد، اما کینهام را کمتر نمیکند.
روی جرم نکرده را کرمش
در نقاب عفو نمیدارد
هوش مصنوعی: کسی که مرتکب خطایی نشده، در زیر پوشش مهربانی و بخشش قرار نمیگیرد.
جامهٔ جاه من درید چنانک
دل امید رفو نمیدارد
هوش مصنوعی: لباس مقام و شأن من پاره شد، به گونهای که دل امید به ترمیم آن را ندارد.
حرمت بیست ساله خدمت من
تو نگهدار کو نمیدارد
هوش مصنوعی: خدمات و احترامی که من به مدت بیست سال برای تو داشتهام را نگهدار، زیرا کسی دیگر آن را نمیفهمد و قدرش را نمیداند.