برگردان به زبان ساده
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
هوش مصنوعی: دیدی که محبوب ما از احساسات و دلتنگیهای ما بیخبر بود، ما را به دام کشید و سپس به حال خود رها کرد و نادیده گرفت.
ما بیخبر شدیم که دیدیم حسن او
او خود ز حال بیخبر ما خبر نداشت
هوش مصنوعی: ما بیخبر بودیم و وقتی متوجه شدیم که حسن او چگونه است، دیدیم که خود او هم از حال ما بیخبر است.
ما را به چشم کرد که تا صید او شدیم
زان پس به چشم رحمت بر ما نظر نداشت
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و جاذبه او گرفتار عشقش شدیم، اما بعد از آن دیگر با نگاه رحمت به ما نمینگرد.
گفتا جفا نجویم زین خود گذر نکرد
گفتا وفا نمایم زان خود اثر نداشت
هوش مصنوعی: گفت که من از خودم بدی نمیخواهم، اما نتوانستهام به این نتیجه برسم. همچنین گفت که میخواهم وفادار باشم، اما این وفاداری تأثیری نداشته است.
وصلش ز دست رفت که کیسه وفا نکرد
زخمش به دل رسید که سینه سپر نداشت
هوش مصنوعی: وصل او از دست رفت، زیرا وفا نکرد. زخم او به دل رسید، چرا که سینهام از محافظت خالی بود.
گفتند خرم است شبستان وصل او
رفتم که بار خواهم دیدم که در نداشت
هوش مصنوعی: گفتند که شبستان وصال او بسیار خوش است، با این حال وقتی به آنجا رفتم، دری برای ورود نیافتم.
گفتم که برپرم سویِ بامِ سرای او
چه سود مرغ همت من بال و پر نداشت
هوش مصنوعی: گفتم که برای رسیدن به کمالات و آرزوهایم، چه فایدهای دارد وقتی که توانایی و امکانات لازم را ندارم؟
خاقانی ارچه نرد وفا باخت با غمش
در ششدر اوفتاد که مهره گذر نداشت
هرچند خاقانی با غم عشقش به بازی نرد پرداخت، چنان در ششدر افتاد که مهره راه گریز نداشت. (برای اصطلاح ششدر در بازی نرد، به لغتنامه دهخدا نگاه کنید)