برگردان به زبان ساده
من ندانستم که عشق این رنگ داشت
وز جهان با جان من آهنگ داشت
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که عشق چنین حالی دارد و زندگی با احساستم چه رابطهای برقرار کرده است.
دستهٔ گل بود کز دورم نمود
چون بدیدم آتش اندر چنگ داشت
هوش مصنوعی: دسته گلی بود که از دور به چشمم آمد، اما وقتی نزدیکتر شدم، دیدم در دستش آتش دارد.
عافیت را خانه همچون سیم رفت
زآنکه دست عقل زیر سنگ داشت
هوش مصنوعی: زندگی آرام و راحت مانند یک خانه از دست رفت، زیرا عقل و فکر در زیر بار مشکلات و سختیها قرار گرفته بودند.
صبر بیرون تاخت از میدان عشق
در سر آمد زانکه میدان تنگ داشت
هوش مصنوعی: صبر از میدان عشق خارج شد و دیگر نتوانست ادامه دهد، زیرا آن میدان برایش تنگ و محدود بود.
از جفا تا او چهار انگشت بود
از وفا تا عهد صد فرسنگ داشت
هوش مصنوعی: طول و فاصلهی درد و رنجی که از بیوفایی به وجود میآید، خیلی کمتر از فاصلهای است که در نتیجهی وفا و حسن عهد به وجود میآید.
دل بماند از کاروان وصل او
زآنکه منزل دور و مرکب لنگ داشت
هوش مصنوعی: دل از رسیدن به معشوق بازمانده است، زیرا مسیر طولانی و وسیله سفر، نقصانی دارد.
نالهٔ خاقانی از گردون گذشت
کهارغنون عشق تیز آهنگ داشت
هوش مصنوعی: خارج از آسمان، صدای نالهٔ خاقانی به گوش میرسد و آهنگ عشق، با شدت و شتاب فراوان ادامه دارد.