برگردان به زبان ساده
در جهان هیچ سینه بیغم نیست
غمگساری ز کیمیا کم نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ کس نیست که غمی نداشته باشد، و همیشه افرادی هستند که میتوانند در تسکین و درمان غمها کمک کنند.
خستگیهای سینه را نونو
خاک پر کن که جای مرهم نیست
هوش مصنوعی: خستگیها و دردهای درون را با نان و خاک پر کن، زیرا هیچ راهی برای ترمیم و درمان وجود ندارد.
دم سرد از دهان برِ آهِ جگر
بازگردان که یارِ همدم نیست
هوش مصنوعی: با آرامش و خونسردی از صحبت کردن درباره درد و غم خود پرهیز کن، زیرا در این لحظه کسی وجود ندارد که دردتو درک کند و همراهیات کند.
هیچ یک خوشهٔ وفا امروز
در همه کشتزار آدم نیست
هوش مصنوعی: در حال حاضر، هیچ نشانهای از وفاداری در میان مردم وجود ندارد.
کشتهای نیاز خشک بماند
کهابرهای امید را نم نیست
هوش مصنوعی: محصولات و خواستههای نیازمندیها بیآب باقی میمانند و نشانههای امید راهی برای جان گرفتن ندارند.
به نواله هزار محرم هست
به گهِ ناله نیم محرم نیست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره دارد که در شرایط سخت و در زمان نیاز، داشتن دوستان و همراهان واقعی بسیار مهم است. در مواقعی که انسان دچار مشکل میشود، باید به افرادی که به واقع در کنار او هستند و او را درک میکنند، تکیه کند. در واقع، در زمان خوشی ممکن است افراد بسیاری دور و بر ما باشند، اما در مشکلات و بحرانها تنها تعداد کمی از آنها به یاری ما میشتابند.
گر بنالی به دوستی، گوید
هان خدا عافیت دهد، غم نیست
هوش مصنوعی: اگر در دل شکایت کنی، دوستت خواهد گفت که خداوند سلامتی و آرامش عطا کند، پس هیچ ناراحتیای وجود ندارد.
دانی آسوده کیست در عالم؟
آنکه مقبول اهل عالم نیست
هوش مصنوعی: میدانی چه کسی در این دنیا آرام و راحت است؟ آن کسی که مورد قبول و پذیرش مردم نیست.
هست سالی دو روز شادی خلق
چون نکو بنگری همان هم نیست
هوش مصنوعی: در هر سال، تنها دو روز خوشحالی برای مردم وجود دارد و اگر خوب توجه کنی، متوجه میشوی که حتی این دو روز هم واقعی نیستند.
زانکه یک عید نیست در عالم
که در او صد هزار ماتم نیست
هوش مصنوعی: چون که در روز عید، باید شادی و خوشحالی باشد، اگرچه در دل مردم غم و اندوهی وجود داشته باشد، این عید واقعی نیست. اگر در این روز غمی بزرگ وجود داشته باشد، نمیتوان آن را جشن واقعی نامید.
خیز خاقانیا ز خوان جهان
که جهان میزبان خرم نیست
هوش مصنوعی: برخیز ای پادشاه ز خوان نعمتهای دنیا، چرا که دنیا دیگر جای خوشی و سروری نیست.