برگردان به زبان ساده
پشت پایی زد خرد را روی تو
رنگ هستی داد جان را بوی تو
هوش مصنوعی: با یک حرکت کوچک، خرد را پشت پا زدم و به وجود تو رنگ و بوی جدیدی بخشیدم. جانم تنها در حضور تو عطر و طراوت یافته است.
گشته چون من کشتهای زنار دار
جان عیسی در صلیب موی تو
هوش مصنوعی: مانند من، کسی که جانش بینهایت ارزشمند است، در حالتی از افسردگی و شکست قرار دارد؛ مثل عیسی که بر روی صلیب بود، تو هم با موهایت تأثیری عمیق و بزرگ بر روح من گذاشتی.
از پی خونریز جان خاکیان
شهربندی شد فلک در کوی تو
هوش مصنوعی: به دنبال خونریزیها، آسمان با ظلمت و ناامیدی در کوی تو گم شده است.
دیده کافوری و جان قیری کند
در سیهکاری سپیدی خوی تو
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند کافور است و دل من مانند قیر میشود، در حالی که در کارهای ناشایست، سپیدی و پاکی تو نمایان است.
از دلت ترسم به گاه صلح از آنک
سر به شکر میبرد جادوی تو
هوش مصنوعی: از دلم میترسم در زمان صلح، چون جادوگری تو باعث میشود سرم به شکرگزاری گراید.
بندهٔ دندان خویشم کو به گاز
نقش یاسین کرد بر بازوی تو
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که دندانی دارم که با گاز زدن، نقش یاسین را بر روی بازوی تو میسازد.
دربدر هر ماه چون گردد قمر
دیده شاید آن هلال ابروی تو
هوش مصنوعی: هر زمانی که ماه کامل میشود، دگرگون میشوم و به یاد هلال ابروی تو میافتم.
آهوی تاتار را سازد اسیر
چشم جادوخیز و عنبر موی تو
هوش مصنوعی: چشم زیبا و موی خوشبو و جذاب تو، حتی آهوی تاتار را نیز به دام میاندازد.
جان خاقانی تو داری اینت صید
چرب پهلویی هم از پهلوی تو
هوش مصنوعی: تو جان خاقانی را داری، این شکار خوشمزهای است که از پهلوی تو بهرهمند شده است.