برگردان به زبان ساده
گرچه جانی از نظر پنهان مشو
رحم کن در خون جان ای جان مشو
هوش مصنوعی: هرچند که وجودت از دید پنهان است، اما ای جان، رحم کن و در خون خود غوطهور نشو.
پردهٔ رازم دریدی آشکار
وعدههای کژ مده پنهان مشو
هوش مصنوعی: راز من را فاش کردی، وعدههای نادرست و فریبنده را به من نده و مخفی نمان.
گر به جان فرمان دهی فرمان برم
آمدی ناخوانده بیفرمان مشو
هوش مصنوعی: اگر به من دستور بدهی، بیچون و چرا عمل میکنم، اما اگر بیدعوت و بدون رخصت بیایی، مرا مجبور نکن.
از بن دندان به دندانمزد تو
جان دهم جای دگر مهمان مشو
هوش مصنوعی: من جانبازی خود را برای جبران زحمات تو تقدیم میکنم و در هیچ جای دیگری مهمان نخواهم شد.
گر بپیچم در کمند زلف تو
چون کمند از شرم، رخ پیچان مشو
هوش مصنوعی: اگر در زلف تو گرفتار شوم، مثل کمندی که از شرم پیچیده شده، صورتت را از من منحرف نکن.
خون خوری ترکانه کاین از دوستی است
خون مخور، ترکی مکن، تازان مشو
هوش مصنوعی: از دوستی و محبت نباید به کسی آسیب رساند و نباید به سبب عشق یا رابطهای، خونی بر زمین ریخته شود. پس بهتر است در این راه خویشتنداری کرد و از خشونت و جنگ دوری جست.
کشتیام پس خویشتن نادان کنی
این همه دانا مکُش، نادان مشو
هوش مصنوعی: ما خود را به دست نادانی کشتیم، پس تو که به دانایی میرسی، این همه دانا را از بین نبر، خودت هم نادان نشو.
چون غلام توست خاقانی تو نیز
جز غلام خسرو ایران مشو
هوش مصنوعی: چون تو بنده و خدمتگذار او هستی، پس خودت هم جز بنده و خدمتگذار شاه ایران نباش.