برگردان به زبان ساده
زآتش اندیشه جانم سوخته است
وز تف «یا رب» دهانم سوخته است
هوش مصنوعی: از شعلههای تفکر، جانم به آتش درآمده و از گرمای شدید، دهانم نیز آسیب دیده است.
از فلک در سینهٔ من آتشی است
کز سر دل تا میانم سوخته است
هوش مصنوعی: در درون من آتشی وجود دارد که از قلبم آغاز شده و تا میانهٔ وجودم پیشرفته و همه را سوزانده است.
سوز غمها کار من کرده است خام
خامی گردون روانم سوخته است
هوش مصنوعی: دردها و غمها مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث شده که روح و روانم به کلی دچار سوختگی و آزردگی شود.
شعلههای آه من در پیش خلق
پردهٔ راز نهانم سوخته است
هوش مصنوعی: آتش حسرت من بهخاطر دیگران، پردهای که رازهای پنهانم را در خود جای داده، را سوزانده است.
دولتی جستم، وبالم آمده است
آتشی گفتم، زبانم سوخته است
هوش مصنوعی: من به دنبال قدرتی بودهام که حالا بهای آن را میپردازم و آتشی که بر زبانم جاری شده، نشاندهندهی درد و رنجی است که متحمل شدم.
دیدهای آتش که چون سوزد پرند؟
برق محنت همچنانم سوخته است
هوش مصنوعی: آیا تا به حال آتشی را دیدهای که وقتی میسوزد، پرندگانی را بسوزاند؟ من هم به همین شکل از درد و رنج سوختهام.
شعر من زان سوزناک آمد که غم
خاطر گوهرفشانم سوخته است
هوش مصنوعی: شعر من به خاطر درد و ناراحتیای که در دل دارم به وجود آمده است، زیرا غم و اندوه من، مانند گوهرهایی که در آتش سوخته شدهاند، مرا به شدت آزار میدهد.
در سخن من نایب خاقانیم
آسمان زین رشک جانم سوخته است
هوش مصنوعی: من در سخن خود نمایندهای از خاقان هستم و آسمان به خاطر عشق و شوقی که دارم، به حالت سوختگی درآمده است.